آخر الزمان را باور کنیم

آخر الزمان را باور کنیم


        به نام خداوند بخشنده مهربان


«آخرالزمان» اصطلاحی است که طی سالهای اخیر بارها شنیده ایم و هر چه پیش می‌رویم بر کاربرد آن افزوده می‌شود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شیعه است و ریشه در تفکر اسلامی دارد اما منحصر به مسلمانان نیست و معادلهای این کلمه، در ادیان دیگر کاربرد وسیع و متنوعی دارد. حتی در مکاتب و مباحث سیاسی غیر دینی نیز بحثهای متعددی راجع به آن صورت گرفته است. آنچه که در بین تمامی ادیان و حتی مکاتب غیر دینی راجع به «آخرالزمان» مشترک است، اشاره به مقطعی از تاریخ انسان است که در آن، بشر به عالی ترین برنامه و اسلوب اداره زندگی اجتماعی دست یافته و به وسیله آن فصل نوینی از همزیستی متعالی توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهانی را آغاز می‌کند. تأکید ادیان و فرهنگهای متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدینه فاضله»، «آرمان شهر»، «شهر سالم»، «اورشلیم»، «اتوپیا» و... دقیقاً مبتنی بر همین اعتقاد است. البته یکی از وجوه تمایز اعتقاد به آرمان شهر و جامعه موعود بر پایه ادیان الهی با اعتقاد به این موضوع بر پایه مکاتب دست ساز بشر (مکاتب اومانیستی)، دیدگاه‌های ارائه شده در زمینه ریشه تأسیس چنین جامعه ای است. پیروان ادیان آسمانی، ریشه آن را در «ظهور منجی آخرالزمان» می‌دانند و پیروان ایسمهای منحرف غیر دینی، آن را ثمره سیر تکاملی جوامع انسانی دانسته و پایان تاریخ می‌نامند. [۱]. به هر حال آنچه مسلم و انکارناپذیر است، انتظار تمام عالم برای فرا رسیدن روز موعود و نجات انسان از پلیدیها و زشتیها و آغاز حکومت صالحان بر کره خاکی است و البته مترقی ترین، کامل ترین و صحیح ترین باور، اعتقاد آخرالزمانی شیعه مبنی بر ظهور امام دوازدهم (ع)، حجت غایب، حضرت ولی اللَّه الاعظم، ارواحنا فداه، می‌باشد. شیعیان براساس وعده‌های داده شده از سوی رسول اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) منتظر تحقق موعد قیام و ظهور قائم آل محمد (ع) هستند و برای این انتظار نیز تکالیف و وظایفی دارند. فرهنگ انتظار طی قرون گذشته، نیروی محرکه خیزشهای بزرگ عدالت خواهانه و ظلم ستیز بوده که قیام شکوهمند امام راحل (ره) را می‌توان آخرین آن نامید. از سوی دیگر روایات و متون متعدد، نشانه‌های مختلفی را برای مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذکر کرده اند که این بخش، همیشه مورد توجه خاص و عام بوده است. در سالهای اخیر مباحث پیرامون فرا رسیدن دوره آخرالزمان در میان پیروان ادیان مختلف رشد چشمگیری یافته که اعتقاد به رجعت و ظهور مسیح در سال ۲۰۰۰ میلادی در میان برخی از فرق مسیحی، از آن جمله بود. همچنین اعتقادات بحث انگیز مسیحیان انجیلی (مسیحیان صهیونیست و یهودیان درباره آخرالزمان و طرح تفکرات جنجالی همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخریب مسجدالاقصی و... از این دست است. ارائه عجولانه نظریه‌هایی همچون پایان تاریخ، به منظور منحرف نمودن تفکر فطری منجی خواهی نیز دلیل بر رشد همین باور ارزیابی می‌شود. البته هدف این نوشتار پرداختن به این دسته از مطالب نیست و واشکافی آنها نیاز به مباحث مشروح جداگانه ای دارد، اما توجه به موارد یاد شده لازم است، تا بدانیم احساس فرا رسیدن آخرالزمان در تمام ادیان شکل گرفته است. آنچه در اینجا مورد توجه است، باور نزدیک بودن تحقق وعده ظهور مهدی موعود (ع)، در بین اکثریت شیعیان و محبین خاندان عترت (ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر این امر دارند که این مسئله از حد یک آرزو و امید صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدی در حال فرا رسیدن و محقق شدن است. ان شاءاللَّه. به نظر می‌رسد برای اثبات این مدعا ذکر نکاتی که در زیر می‌آید کفایت کند: اول، آیةاللَّه ناصری در سخنرانی ای در مدینةالنبی که در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبی را در زمینه بشارت به نزدیکی ظهور حضرت بقیةاللَّه الاعظم (ع) بیان کرده اند. این مطالب که به نقل از حضرت آیةاللَّه العظمی بهجت می‌باشد به این شرح است: من خراسان بودم، یکی از دوستان ما که تشرف دارد محضر حضرت ]صاحب الزمان (ع) [ به منزل ما آمد، از او پرسیدم: شما تازگی تشرف محضر حضرت داشته اید؟، فرمودند: بله. عرض کردم: راجع به ظهور سؤال نکردید؟ فرمودند: چرا. گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: من از حضرت سؤال کردم: یابن رسول اللَّه ظهور چه وقت خواهد بود؟ فرمودند: نزدیک است. عرض کردم: من هم درک می‌کنم ظهور شما را؟ حضرت فرمودند: پیرمردتر از شما هم درک می‌کنند ظهور مرا (ان شاءاللَّه). آیةاللَّه بهجت فرموده بودند آن پیرمرد که تشرف به محضر حضرت دارد حدود ۶۰ سال سن دارد!. سپس آیةاللَّه ناصری خطاب به مخاطبان می‌گوید: خدا می‌داند زمان ظهور نزدیک است. [۲]. دوم، حضرت آیةاللَّه العظمی مکارم شیرازی فرموده اند: همانطور که برای حضرت مهدی (ع) یک غیبت صغرا و یک غیبت کبرا است؛ یعنی درست مانند آفتاب ]که[ وقتی می‌خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان می‌شود ولی هوا نیمه روشن است و کم کم این روشنایی برچیده و تاریک می‌شود، برای ظهورش هم یک ظهور کبرا و یک ظهور صغرا است؛ مانند موقعی که آفتاب می‌خواهد طلوع کند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه روشن است و بعد خورشید دیده می‌شود. مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان (ع) زیاد می‌شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان (ع) پر شور می‌شود و بحثهای امام زمان (ع) همه جا را می‌گیرد. وضع طوری می‌شود که مردم تشنه و آماده می‌شوند. ما تصور می‌کنیم که در این عصر و زمان؛ ما ان شاءاللَّه در بین الطوعین ظهور حضرت مهدی (ع) قرار داریم. من فراموش نمی کنم پنجاه سال قبل مؤسساتی که به نام حضرت مهدی (ع) بود خیلی کم بود و کتابهایی که درباره حضرت مهدی (ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدی (ع) به این گستردگی نبود، اگر کسی چهل یا پنجاه سال قبل مسجد جمکران می‌رفت در بهترین شبها ده یا بیست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضی از شبهای حساس هستند.ما به سوی طلوع کبرا پیش می‌رویم. [۳]. سخنان فوق از بزرگانی است که ما به راستگویی و تقوای آنها اعتماد کامل داریم و ضمناً این مطالب در لفافه و ابهام بیان نگردیده بلکه صراحتاً نوید نزدیک بودن زمان ظهور را می‌دهد. در خصوص توجه خاص به امام مهدی (ع)، ذکر این نکته مناسب است که در دیداری که حجةالاسلام ری شهری نماینده ولی فقیه در امور حج به همراه دست اندرکاران حج گذشته، با مقام معظم رهبری داشتند، آقای ری شهری یکی از ویژگیهای حج امسال را توجه ویژه حجاج تمام کشورها به امام زمان (ع) برشمرد. [۴]. اکنون سؤال این است که در این شرایط وظیفه ما به عنوان جامعه شیعی که خود را پیرو و سرباز آن حضرت می‌دانیم و نیز براساس وعده‌های داده شده که اصل سپاه حضرت مهدی (ع) متشکل از ما (یاران سید خراسانی که ۲۰۰ هزار تا یک میلیون نفر ذکر گردیده است) چیست؟ وظایفی که شیعیان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است کارشناسان موضوع به تبیین، معرفی و تبلیغ آن بپردازند. در اینجا بخشی از وظایفی مد نظر است که به گسترش فضای منجی خواهی می‌انجامد. آیةاللَّه مکارم در ادامه مطالب فوق، این بخش از وظایف را برشمرده اند. ایشان می‌فرمایند: اگر می‌خواهیم به آن ظهور کمک کنیم، این ظهور صغرا را توسعه دهیم. همین بحثهای مختلف درباره حضرت را میان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غیر مسلمانان توسعه دهیم و به اینترنت بکشانیم. خلاصه با امواج، نام مهدی (ع) را به همه دنیا برسانیم و این ظهور صغرا را پررنگ کنیم تا نام حضرت مهدی (ع) در همه جلسات حضور پیدا کند. من معتقدم اگر این کار را بکنیم این یک مصداق عملی دعای تعجیل فرج می‌شود. [۵]. بیان فوق، کلید اصلی راهکار انجام وظیفه است و مابقی کار، اجرایی کردن آن است. در سالهای اخیر مکرراً مباحثی را راجع به «جنبش نرم افزاری» شنیده ایم، خصوصاً در فرمایشات مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدویت و انتظار ظهور نیز نیاز به چنین جنبشی داریم، البته از چند زاویه، که سعی می‌شود به بخشهایی از آن به تفکیک اشاره شود: ۱. یکی از مشکلات بزرگ جامعه علمی ما، ترجمه ای بودن علوم در حوزه علوم انسانی خصوصاً علوم سیاسی و جامعه شناسی است. ما در این حوزه‌ها مصرف کننده صرف تولیدات غرب هستیم و آنها نیز آنچه را که براساس اهداف شان می‌باشد تحویل ما داده اند. غرب در هجوم فرهنگی خود سعی در سکولاریزه کردن جوامع، خصوصاً جوامع اسلامی داشته و برای موجه جلوه دادن این امر، ضمن موفق قلمداد کردن جامعه غربی، علت آن را پایبندی به اصولی همچون لیبرالیسم و سکولاریسم تبلیغ کرده است. تأمل و دقت در سیاستگذاریها و واشکافی استراتژیهای غربی به خوبی آشکار می‌سازد که آنها از حربه جدایی دین از سیاست فقط برای خلع سلاح جوامع غیر غربی خصوصاً اسلامی بهره برده اند و این در حالی است که خود دقیقاً براساس آموزه‌های دینی و تصورات اعتقادی شان از آینده جهان (همچون اعتقاد آرماگدونی) به برنامه ریزی، سیاستگذاری و تدوین استراتژی اقدام نموده اند. لذا در گام نخست باید ضمن دوری جستن از باورهای غلط و مسمومی که به وسیله شبیخون فرهنگی و استعماری غرب در جوامع اسلامی رسوخ یافته، نسبت به بومی کردن علم بر پایه اعتقادات اسلامی خصوصاً در حوزه علوم انسانی گام برداریم. ۲. در گام بعدی، همین جنبش نرم افزاری می‌بایست در حوزه علوم مهدوی شکل گیرد. در این زمینه باید کاری گسترده و هدفمند بر روی احادیث و روایات برجای مانده پیرامون مسئله آخرالزمان و ظهور منجی و نیز پیشگوییها و اعتقادات ادیان و فرق مختلف در این خصوص، به عمل آید و سپس صحیح و ناصحیح آن از هم جدا شده و براساس مطالب صحیح آن و با توجه به شرایط روز، اقدام به تولید فکر، علم و فرهنگ انتظار شود. باید این باور را تقویت کنیم که اعتقاد به مهدویت می‌تواند به مثابه برترین شاخص و منبع برای تدوین علم و استراتژیهای راهبردی در حکومت اسلامی عمل نماید. با باور فوق به بازنگری، بازخوانی و بازنویسی سیاستهای کلان در عرصه داخلی و خارجی پرداخته و با برداشتی اصولی و ضمناً واقع بینانه، تمامی حرکتها را در راستای زمینه سازی آنچه که به آن وعده داده شده است جهت دهیم. ۳. دنیای امروز سراسر ظلم است و ستم و بی عدالتی. فریاد دادخواهی مردم ستمدیده و زجرکشیده در تمام جهان بلند است. مکاتب جنجالی که با تبلیغات، وعده رفع مشکلات و ایجاد جهانی بهتر را می‌دادند یک به یک به زباله دان تاریخ پیوستند. جهان غرب که لیبرال دموکراسی را برترین نسخه اداره جوامع می‌دانست و نوید پایان سعادتمندانه تاریخ را می‌داد، خود به شکست دموکراسی معترف است. سردرگمی و استیصال ثمره لائیسیته در جهان به اصطلاح متمدن امروز است. فطرت حقیقت جوی انسانها میدان بروز یافته و دین دیگر مخدر به حساب نمی آید بلکه کیمیای عصر حاضر است. آشفتگی و پریشانی بر همه مستولی گشته و تمنای مصلح آخرالزمان می‌رود که به خواسته تمام بشر تبدیل شود. در چنین شرایطی بزرگ ترین وظیفه ما ترویج «منجی طلبی» است. در عصر ارتباطات و با و جود ابزارهایی همچون شبکه جهانی (اینترنت)، دیگر هیچ بهانه ای برای عدم ارتباط با جهان تشنه عدالت وجود ندارد. باید با ملل مختلف ارتباط برقرار کنیم. اشتراکات عقیدتی پیرامون منجی و مصلح آخرین را کشف و تقویت نماییم. با تأکید بر اشتراکات، اصل منجی خواهی را تعمیم داده، عمومی و جهانی سازیم. سپس در شرایطی به دور از تفرقه، امکان معرفی منجی واقعی؛ یعنی حضرت حجة ابن الحسن (ع) را فراهم آوریم. تأسیس پایگاه‌های اینترنتی متعدد و متنوع، تألیف و ترجمه متون و مقالات به زبانهای مهم دنیا، برقراری رابطه با مراکز عقیدتی، اجتماعی و روشنفکران ملل مختلف، ایجاد امکان تبادل افکار و نظرات، درباره موضوع منجی و مصلح جهانی و... اقداماتی است که می‌تواند با بسیج امکانات مالی و فنی و توان علمی و اجرایی به مرحله اجرا درآید.تا کنون دنیای غرب ما را به چالش کشیده و با سوء استفاده از فناوری ارتباطی نوین به نشر افکار، عقاید و توطئه‌های خویش پرداخته است؛ اما از این پس این ماییم که بایستی با استفاده بهینه از همان ابزار تکنولوژیک، به اثبات برتری اعتقادمان راجع به آخرالزمان، ظهور منجی و عدالت و صلح بی پایان بپردازیم. ان شاءاللَّه در آن شرایط، پیروان راستین مذاهب الهی همنوا با شیعیان جهان، ظهور منجی موعود را از خدای یکتا خواستار خواهند شد. ۴. در کنار این اقدامات، تک تک ما باید مطالعاتمان را درباره امام مهدی (ع)، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلی که در آن زمان به وقوع خواهند پیوست بالا ببریم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرایط، هم از افتادن در گرداب فتنه‌ها در امان باشیم و هم هر کداممان وظیفه خویش را بشناسیم. بنا بر بسیاری از اخبار، اتفاقات متصل به ظهور از ماه رجب آغاز می‌شود و تا محرم بعد (بیش از شش ماه) و هنگام قیام قائم (ع) ادامه می‌یابد، ما باید از هم اکنون بر تمام این دوره پر از تلاطم و شور اشراف داشته باشیم تا به هنگام عمل، از میزان خطا کاسته شود. ما باید آسیبهای تفکر مهدوی را نیز خوب بشناسیم، یکی از آفتها و آسیبهای جدی در سالهای اخیر، جریانهای انحرافی است که مروج انتظار واپسگرا و مخرب هستند. واشکافی این جریانها کمک بزرگی به اصالت تفکرات حوزه ظهور خواهد کرد. ما باید از هم اکنون نگاهمان را به دنیای اطراف تغییر دهیم و از پنجره مهدویت به تمام تحولات جهان بنگریم. ما باید مهدی (ع) را باور کنیم.


پاورقی 

[۱] اشاره به فرضیه «پایان تاریخ» نوشته «فرانسیس فوکویاما». 

[۲] برگرفته از فایل تصویری سایت تخصصی موعود (www. mouood. org) تحت عنوان «پیرمردتر از شما هم ظهور را درک می‌کند». 

[۳] فصلنامه علمی - تخصصی انتظار ویژه امام مهدی (ع)، سال دوم، شماره پنجم، پاییز ۱۳۸۱ به نقل از سایت تخصصی موعود. 

[۴] واحد مرکزی خبر، گزارش دیدار دست اندرکاران حج با آیةاللَّه خامنه ای. 

[۵] به مأخذ سوم رجوع شود. 
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

این بار تکرار نکنیم


             به نام خداوند بخشنده مهربان

 تاریخ تکرار می‌شود و به جای پند گرفتن، تنها آن را مانند داستانی برای کودکانمان بازگو می‌کنیم.

موسی کلیم الله، کسی که خدا با او هم‌کلام شد. یکی از انبیای الهی. پیامبر یکی از بزرگترین قوم‌ها؛ قوم بنی‌اسرائیل. کسانی که در آن زمان به معنی حقیقی قوم برگزیده بودند. قومی که بخاطر انتخاب خدا و قبول

پیامبری پیامبرش، خدا نیز آنها را برگزید تا حکومتی درخور شأنشان در زمین برپاکنند.پس با خدا عهدی بستند و مسیری سخت را به امید تحقق وعدۀ الهی به پیش گرفتند.

هارون، برادر موسی و جانشین او در زمان غیبتش بود. کلیم الله، قوم خویش را برای عبادت خدا و کسب تکلیف ترک کرد و همه چیز را به هارون سپرد.

 زمان وعده داده شده گذشت و از موسی خبری نشد. ولوله‌ای در جماعت براه افتاد. هرکس چیزی می‌گفت:

«موسی ما را فراموش کرده.»

«او کهنسال بود، حتما مرده است.»

«... .»

هارون در تلاش برای ایجاد آرامش و هدایت مردم بود که صدایی از میان جمعیت برخواست که:

«ای مردم! من سامری، همراه و از نزدیکان موسی هستم. همۀ شما مرا می‌شناسید. من تمام این راه و در سخت‌ترین مسیرها در کنار او و حامی وی بوده‌ام. باید خبر مهمی به شما بدهم. ...»

به این ترتیب از غفلت و ترس مردم سوء‌استفاده کرده، خود را جانشبن موسی خواند. مردم نادان پذیرفتندش و وصی نبی خدا، هارون را کنار زدند. ... .

دین خدا درحال نابودی بود. ظلم و فساد زمین را گرفته بود. در گوشه‌ای از این خاک پهناور، بانویی پاکدامن در حال عبادت خدا بود. فرستاده‌ای از سوی خدا بشارت تولد فرزندی پاک را به وی داد، فرزندی که ولادتش تنها با معجزه امکان‌پذیر بود؛ کلمه‌ای از کلمات الله.

دوباره بوی خدا در زمین پیچید و بشریت به انسانیت نزدیکتر شد. اما این آرامش دوام چندانی نداشت، گویا کسی از ابتدای خلقت انسان، در تلاش برای نابودی او بود و راه آن را در گرفتن انسانیت از او یافت، تا به پستی حیوان بکشاندش.

مسیح عروج کرد. خدا تاب نیاورد بی‌حرمتی مردم به او را ببیند، پس رسولش را نزد خود برد.

 پطرس، از حواریون و جانشین برحق عیسی‌بن‌مریم بود، اما مردم نپذیرفتندش. شاید وجودشان دیگر تحمل آن همه خوبی را نداشت. شاید می‌دانستند که او نیز بمانند مسیح‌بن‌مریم (ع) بی‌عدالتی را تاب نمی‌آورد. شاید نگران کیسه‌های زر و سیم خود بودند که با اموال دیگران سنگین شده بود.

شاید ... .

او را کنار زدند و اینگونه خود را به نابودی کشاندند.

پولس دشمنی بود که خود را دوست جلوه داد؛ گرگی بود در لباس میش. جای خویش درمیان مسیحیان بازکرد. احادیثی به دروغ از مسیح  در میان مردم رواج داد و خود را جانشین او خواند، در دین نفوذ کرد و آن را به قهقرا برد.

سالیان درازی از این ماجرا گذشت. چیزی از مسیحیت نمانده بود که خدا محمد(ص) را برای نجات بشریت فرستاد. محمد امین، کسی که کافر و مشرک نیز به صداقت و امانتداری‌اش ایمان داشتند. خدا بوسیلۀ او دینش را بازگرداند و اجرای حقیقی عدالت را به تصویر کشید.

این بار خدا به خاتم‌الانبیا (ص) فرمان داد تا در حضور کثیرترین جماعت فرمانی را به مردم ابلاغ کند. رسول، نگران بود، اضطرابی که شاید از بیم تاریخ پیامبران گذشته بود که ماجراها از بی‌وفایی نامردمان داشت. اما خداوند خود همه‌چیز را ضمانت کرد.

پس محمد(ص) در بازگشت از آخرین حج خویش و درمیان سیلی از کسانی که از ملاقات با خدای بازگشته بودند به‌پاخاست و ابلاغ کرد فرمان الهی را که:

«من کنت مولاه، فهذا علی مولاه»

دیگر رسالت رسول اکرم به پایان رسیده بود، پس در حالی که دل‌نگران امیرالمومنین بود بسوی خدا رهسپار شد.

چه برحق بود آن دلشوره‌ها و چه تنها شد مولای متقیان پس از خاتم الانبیا.

پس بار دیگر مردمانی که از تاریخ عبرت نگرفته بودند و آن را برای لالایی کودکان زمزمه می‌کردند، خود باعث تکرارش شدند و با علی آن کردند که با هارون و پطرس.

اما خدا خود ضمانت داده بود که حفظ کند حافظان دینش را برای بقای دین. پس آنان را یکی پس از دیگری فرستاد، دوازده مهدی پس از هم، تا متذکر شوند مردم را به عهد ازلیشان؛ که خدا را بپرستند و کتابش را بکار بندند و از فرستادگانش پیروی کنند.

و آن آخرین، هم نام با رسول الله و از فرزندان علی‌بن‌ابی‌طالب و فاطمۀ زهرا، همچون عیسی‌بن‌مریم که در آغوش خدا پناه گرفت، از انظار پنهان شد تا آنگاه که زمینیان لایقش بودند بازگردد و در کنار آنان جهانی بسازد لایق قوم برگزیدۀ خدا؛ قومی که با خدا عهد بستند تا تنها او را بپرستند و از او یاری گیرند، کلامش را بکاربندند و حامی و شیعۀ فرستادگانش باشند. قومی که خدا را انتخاب کردند و به سبب آن انتخاب نیز منتخب خدایشان شدند.

منبع: سایت مصاف ایرانیان 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

حدیث 35

امام حسین علیه السلام :

در نهمین فرزند من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران است ، او قائم ما اهل البیت است و خدای تعالی مقدمات ظهورش را در یک شب فراهم می کند

ترجمه کمال الدین ج1،ص 584

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

کتاب مکیال المکارم در فواید دعا برای حضرت قائم (عج)

            به نام خداوند بخشنده مهربان


مکیال المکارم، به معنای «معیار سنجش خوبیها» است و نام کتابی است که به سفارش خود حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) نوشته شده است.


نویسنده‌ی این کتاب گرانقدر، «سید محمد تقی موسوی اصفهانی» ماجرای نوشتن مکیال المکارم را چنین تعریف می‌کند:

«...تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود، یعنی مولا و حبیب دل شکسته‌ام و امامی که در انتظارش هستیم. او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز چنین فرمود: «این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم.» همچون تشنه‌ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم...»
او در ادامه تعریف می‌کند که به دلیل مشکلات زندگی تا مدتی نمی‌تواند کتاب را بنویسد تا اینکه در سفر حج، مبتلا به وبا می‌شود و با خدا عهد می‌بندد که اگر خوب شود، کتاب را به اتمام برساند. پس از اتمام سفر و رهایی از بند بیماری، کتاب مکیال المکارم را نوشت و به قول خودش این کتاب: «همچون بهشتی بالا بلند و عالی مرتبه است و ثمراتش در دسترس و نزدیک به فهم، هیچ سخن بیهوده ای از آن نشنوی، در آن چشمه ها (ی علم و معرفت) جاری است.»

ترجمه‌ی این کتاب در دوجلد منتشر شده است و تعداد بابهای کتاب مکیال المکارم، هشت باب است که در هر کدام به موضوعی خاص پرداخته شده است:

باب اول : شناختن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

باب دوم : اثبات امامت حضرت

باب سوم : قسمتی از حقوق آن حضرت نسبت به ما

باب چهارم : ویژگی های حضرت

باب پنجم : نتایج دعا برای فرج

باب ششم : اوقات و حالات تاکید شده برای دعا

باب هفتم : چگونگی دعا

باب هشتم : وظایف منتظران

برای دانلود جلد 1 و 2 این کتاب بر روی اینجا کلیک کنید. 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

آفتهای انقلاب ( فیش های حقوقی )

دریافت
حجم: 9.9 مگابایت

 



مدت زمان: 3 دقیقه 35 ثانیه 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

کتاب حِلیةُ المُتقین ( pdf )

یکی از برترین کتاب های شیعه در سبک زندگی اسلامی، کتاب حلیه المتقین از علامه مجلسی می باشد. کتاب حِلیةُ المُتقین معروف‌ ترین کتاب فارسی از علامه مجلسی (ره)  می باشد که در آن به موضوعاتی همچون آداب و سنن و اخلاق نوشته شده است. این کتاب در ۲۶ ذیحجه سال ۱۰۸۱ هجری قمری در ۱۴ فصل به نگار در آمده است.

دریافت
حجم: 3.62 مگابایت

سر فصل های کتاب :

فصل اول : آداب پوشیدن لباس وکفش

فصل دوم : زیورآلات و نوع زینت مردان و زنان

فصل سوم : آداب خوردن و آشامیدن

فصل چهارم : ازدواج. آداب ازدواج . تربیت فرزندان

فصل پنجم : مسواک زدن . شانه زدن . ناخن گرفتن . کوتاه کردن شارب و تراشیدن سر

فصل ششم : آداب استفاده از بوی خوش و گل ها و کرم ها و روغن ها

فصل هفتم : نظافت شخصی

فصل هشتم : آداب خوابیدن . بیدارشدن و رفتن به حاجتگاه

فصل نهم : آداب حجامت و تنقیه . دارو ها و بیماری ها

فصل دهم : آداب معاشرت با مردم و حقوق آنان

فصل یازدهم : آداب مجالس

فصل دوازدهم : اداب وارد شدن و خارج شدن از خانه

فصل سیزدهم : آداب پیاده روی . سواری . تجارت . زراعت

فصل چهاردهم : آداب سفر

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

تیزر انیمیشن پیام راشل کوری2 ( نبرد ایران و اسراییل )

دریافت
حجم: 10.7 مگابایت

 


مدت زمان: 4 دقیقه 13 ثانیه
( این فیلم در پاسخ به بازی Battlefield 3 می باشد )

برای خرید و دانلود این انیمیشن به گروه انیمیشن فاطمه الزهرا به نشانی kosar3d.com مراجعه کنید.


تصاویری از این انیمیشن

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

راه نجات از فتنه

دریافت
حجم: 5.83 مگابایت




مدت زمان: 6 دقیقه 18 ثانیه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا حجاب ؟

             به نام خداوند بخشنده مهربان

اگر چه طولانی است اما حوصله به خرج داده و بخوانید.

 حجاب یکی از منطقی ترین و استوارترین مسائلی است که در دین اسلام وجود دارد و بر روی آن تأکید زیادی شده است. ولی دشمنان برای از بین بردن و یا کمرنگ کردن آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند

 در اول بحث به تاریخچه ی حجاب در دوران قبل از اسلام می پردازیم. بعد از ان به دلایل وجوب حجاب که از سه شیوه قابل اثبات است، اشاره می کنیم: 1) قرآن: خداوند متعال در قرآن کریم دو بار دستور صریح به حفظ حجاب و پوشش داده است. یکی در سوره نور آیه 31 و دیگری در آیه 59 سوره احزاب. 2) روایات: در روایاتی که از اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده، بسیار به حفظ حجاب و پوشش تأکید شده و در برخی از روایات عاقبت افراد بی حجاب آمده است که به آنها خواهیم پرداخت. 3) عقل و منطق: این بخش شامل دلایل عقلی برای اثبات حجاب است که آن دلایل عبارتند از: ارزش والای زن، آرامش زن، تحکیم خانواده و عامل استواری جامعه. در بخش دیگری به برخی از شبهات رایج در مورد حجاب پاسخ داده می شود.

 در بخش عفاف هم بعد از تعریف آن، به آیاتی که در آن شده از عفاف بحث است می پردازیم که آن آیات عبارتند از: آیه 273 سوره بقره و آیه 33 سوره نور. و بعد از آن به روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) اشاره می شود. و در آخر این بحث به کلام مقام معظم رهبری اشاره خواهد شد.

 در بخش حیا نیز به آیه ای از قرآن که در آن از حیا بحث شده است، پرداخته می شود و آن آیه، آیه ی 25 سوره قصص می باشد. بعد از آن به روایاتی که در این بحث آمده، اشاره و بعد از آن به کلام اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان در رابطه با حیا، می پردازیم.


مقدمه

بیشترین انحرافات و کج روی ها در نسل جوان دیده می شود و ریشه ی همه ی این کج روی ها را باید در نوع بینش و عقاید آنها نسبت به مسائل دینی، مشاهده کرد.

 یکی از مسائلی که دشمنان اسلام روی آن بسیار سرمایه گذاری کرده اند، رواج بی حجابی و برداشتن چادر و یا روسری از سر خانم ها است. دشمنان با استفاده از دلایل پوچ و بی ارزش، این پوشش الهی را زیر سوال می برند و آن را نوعی زندانی کردن زن می دانند. دلایل آنها شاید در نگاه اول شیرین و جالب به نظر آید ولی انسان متفکر و با بصیرت، با اندکی تأمل و تحقیق در می یابد که کسانی که مخالف حجاب هستند به دنبال چه چیزی می گردند و چرا اینقدر بر این مسئله تأکید دارند.

 یکی از مهمترین و شاید اصلی ترین چیزی که غربی ها و مخالفان حجاب به دنبال آن هستند، مسئله ی ((آزادی زن)) است. و مسلم است کسانی که در پی سود جویی از زنان هستند، بیشتر به حجاب و دلایل آن خُرده می گیرند.

مسئله ای که به عنوان آزادی زن مطرح می شود، در واقع آزادی زن نیست بلکه آزادی مرد است. آزادی مرد در اینکه خیلی راحت به هر زنی خواست نگاه کند و یا اینکه با هر زنی خواست ارتباط برقرار کند و او را وسیله ی التذاذ خود گرداند. زن باید آرایش کند تا مرد لذت ببرد، زن باید بدن و صورت خود را از بین ببرد تا مرد سود آن را ببرد. همیشه با خود می گویم یعنی یک زن اینقدر ارزش خود را پایین می داند که حاضر است، ساعت ها روی چهره و اندام خود کار کند تا مثلاً یک مرد به او علاقه نشان دهد و آن هم چه علاقه ای. علاقه ای که با ارضا شدن مرد از بین می رود و در آخر هم این زن است که ضرر و زیان دیده است نه مرد.

 غربی ها که امروز دم از دفاع از حقوق زنان می زدند، تا چند سال پیش زن را مانند یک کسی می دانستند که فقط به درد التذاذ مرد می خورد. اصلاً زمزمه ی آزادی زن از سوی غربی ها، از قرن نوزدهم شروع شد. در آن موقع مدیران کارخانه ها به دنبال نیروی کاری می گشتند که ارزان قیمت، کم درد سر، کم توقع و... باشد و از همان جا مسئله ی آزادی زنان را سر دادند و زنان را از خانه هایشان به سوی کارخانه ها کشیدند و با این کار از ارزش و کرامت زن کاستند و بر پولهای خود افزودند.

 در اینجا با استفاده از کلام شیوای مقام معظم رهبری، یک نمونه از نگاه های غرب نسبت به زن و مقایسه ی آن با دین اسلام را مطرح می کنیم. حضرت آیت الله خامنه ای(قدس سرة) می فرمایند: « در همین کشور‌های غربی، تا چند سال قبل از این - نه خیلی زیاد - زنانی که در مراکز آموزش عالی تحصیل می‏کردند، حق نداشتند مدرک کتبی تحصیلات عالی خودشان را بگیرند! در همین اواخر، در بعضی از کشور‌های غربی - از جمله در انگلستان - یکی از مجلاتّ یکی از کشور‌های غربی - که نمی‏خواهم از آن کشور و از آن مجلّه اسم بیاورم - پیرزنی را معرفی کرده بود که در سال 1917 - یعنی تقریباً هفتاد سال قبل - در حدّ دکترا تحصیلات عالیه کرده است؛ لیکن به او مدرک تحصیل نداده‏اند! بعد سؤال می‏کند، چرا مدرک تحصیل نداده‏اند؟ می‏گوید که چون تا سال 1947 در انگلستان، به زنانی که تحصیل می‏کردند، مدرک تحصیلی نمی‏دادند و می‏گفتند که زن نباید مدرک تحصیلی بگیرد! این‌ها امروز آمده‏اند و در مقابل جمهوری اسلامی، مدّعی حقوق زن شده‏اند! در همان سالهایی که چنین حقارتهایی در فرهنگ غربی مشاهد می‏شد، در ایران اسلامی، «بانوی اصفهانی» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اوّلِ آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدریس فلسفه و فقهش دایر بود! اسلام، این است.» (1)

 در دین اسلام برای زن ارزش و اهمیت بسیاری قائل شده است که برخی از آنها در بین مباحث اشاره می کنیم.


تاریخچه ی حجاب

یکی از مسائلی که مخالفان حجاب روی آن بسیار تاکید دارند این است که می گویند؛ در زمان های قدیم زنان یونان و یا ایران باستان و پیروان یهود وظیفه ای نسبت به حفظ حجاب نداشته اند و با آمدن اسلام حجاب به عنوان یک تکلیف برای زنان مطرح شد.

 شواهد تاریخی حاکی از آن است که در اکثر اقوام و آیین های جهان، حجاب در بین زنان وجود داشته است. هر چند در بعضی از دوره ها، توسط حکام و پادشاهان این مسئله کم رنگ شده ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است.

 با این توضیحات، نگاهی به دوران های مختلف می اندازیم:

1- پوشش زن در یونان و روم باستان

 

دایرة المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان می گوید: ((زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پو شاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند)).

 در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده ، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است، ووقتی به بازار می رفتند، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. (2)

 ویل دورانت نویسنده مشهور غربی در کتاب خود با نام تاریخ تمدن درباره ی «الهه عفت» که یکی ازخدایان یونان باستان است، می گوید :«آرتمیس» ،الهه عفت است و عالی ترین نمونه (والگو برای) دختران جوان به شمار می آید که دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابک وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. (3)

 همچنین درباره مردم یکی ازقبائلی که نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می کرده اند، آمده است: ((بالاتر از ارمینان ودرکنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سر می بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند)). (4)

 همچنین این مورخ در جای دیگری می نویسد: ((زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملا درحجاب باشند)). (5)


2- پوشش زن در ایران باستان:

( پوشش زنان ایرانی در کتیبه ها و مجسمه ها پوشیده تر از طرح های بازسازی شده انها است در بازسازی انها تا جای که توانسته اند باز ترش کردند )

در مورد پوشش زنان ایران باستان مطالب زیادی وجود دارد که به آنها اشاره خواهیم کرد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این که حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : (( زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار ازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان اختلاط کنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد)). (6)

 همچنین درتفسیر اثنی عشری آمده است: ((تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است)).(7)

 درکتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده : ((اصلی که باید درنظر داشت ، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) ازلحاظ شکل (باکمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است)). (8)
پوشش زنان ماد

 بعد از مادها، هخامنشیان نیز ازنظر لباس همانند مادها بودند. درمورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: ((ازروی برخی نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده ودر زیر آن ، یک پیراهن با دامن بلند ودر زیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است)). (9)
پوشش زنان هخامنشی

 در دوره اشکانیان نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. دراین باره چنین می خوانیم : ((لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سر می کردند)). (10)


پوشش زنان اشکانی

 زنان در دوره ساسانیان که احکام دینی زرتشتیان درکشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. درمورد پوشاک زنان چنین آمده است : ((چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است)). (11)


پوشش زنان ساسانی



 3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب درآیین یهود:

دراصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدوّن و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده : ((اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنکه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد)). (12)
پوشش زنان یهودی( ارتدوکس) {به این نوع پوشش بورکا گفته می شود که در کتاب مقدس نیز به آن اشاره شده است }

دو تصویر بالا مربوط به زنان یهودی هنگام عبادت در کنا دیوار ندبه (بیت المقدس )


حجاب درآیین مسحیت:

در کتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خود به قرنتیان تصریح می کند :

 «اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد ، مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح ، خدا. هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید . اما هرزنی که سر برهنه دعا کند ، سر خود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا که مرد اززن نیست ، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلکه زن برای مرد. ازاین جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن نا پوشیده نزد خدا دعا کند.» (13)

 ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو ثیوس می گوید : « و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه». (14)
پوشش زنان مسیحی


دلایل وجوب حجاب

اثبات حجاب و پوشش برای بانوان از چند راه امکان پذیر است، که عبارتند از:

 قرآن ، روایات معصومین(علیهم السلام) و عقل و منطق.

 هر کدام از این موارد به تنهایی برای اثبات ضرورت حجاب بانوان کافی است. ما به یاری خدا همه آنها را به تفصیل بیان خواهیم کرد.

1) قرآن

«حجاب اسلامی»

 یکی از مهمترین دلایل وجوب حجاب آیه 31 سوره نور است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

 «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»

 «و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‏کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان‏)، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید»

 از این آیه شریفه چند نکته استفاده می شود که عبارتند از:

 1) پرهیز از نگاه هوس آلود.

 2) پوشاندن عورت از دیگران (این حکم برای هر مرد و زن مسلمان واجب است).

 3) پنهان کردن زینتها (به غیر از مواردی که آشکار است).

 4) پوشاندن سر و گردن.

 5) جواز آشکار نمودن زینتها و بدن در برابر محارم و یا افراد خاص


الف) سَتر عورت

دستور دومی که خداوند متعال فرموده است، حفظ فرج است. منظور از این دستور، پوشانیدن از نگاه دیگران است چنانکه حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرمایند: «کل شئ فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلا هذه الآیة فإنها من النظر» (هر آیه ای که در قرآن سخن از حفظ فروج می گوید، منظور حفظ کردن از زنا است، جز این آیه که منظور از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران است). (15)

 یکی از مسائلی که با آمدن اسلام در میان اعراب واجب شد، مسئله ی پوشاندن عورت از دیگران است. متأسفانه در دنیای متمدن کنونی نیز عده ای از غربیها این مسئله را انکار می کنند.

 به طور مثال راسل در یکى از کتابهایش به نام (در تربیت) یکى از چیزهایى که از جمله اخلاق بى منطق و به اصطلاح «اخلاق تابو» مى‏ شمارد همین مسأله پوشانیدن عورت است.

 وى مى‏گوید چرا پدران و مادران اصرار مى‏ ورزند که عورت خود را از بچه بپوشانند؟ این اصرار خود سبب تحریک حس کنجکاوى بچه‏ ها مى‏ گردد. اگر کوشش والدین براى کتمان عضو تناسلى نباشد چنین کنجکاوى کاذبى وجود پیدا نخواهد کرد. باید والدین عورت خود را به بچه ‏ها نشان بدهند تا آنها هرچه که وجود دارد از اول بشناسند.

 بعد اضافه مى‏کند: لااقل گاهى اوقات- مثلًا هفته‏اى یک بار- در صحرا یا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض دید بچه ‏ها قرار دهند.

 راسل مسأله مخفى کردن عورت را یک «تابو» مى‏ داند. «تابو» از موضوعات بحث جامعه شناسى است و به تحریمهاى ترس‏آور و بى‏ منطق گفته مى‏ شود که در میان ملل وحشى وجود داشته و دارد. به عقیده امثال راسل اخلاق رایج در جهان متمدن امروز نیز پر از «تابو» است.

 عجیب است که بعضی از افراد به نام تمدن و یا از بین بردن حس کنجکاوی، می خواهند به بدترین و زشت ترین زندگی ها برگردند.

 خداوند متعال، ستر عورت را برای مردان هم واجب دانسته و در آیه 30 سوره نور می فرماید: « قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...» (به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند) و در ادامه فلسفه و منطق این مسئله را بیان می فرماید: «ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ» (این برایشان پاکیزه‏تر است)‏ و این جمله در واقع پاسخی برای جاهلان قدیم و جدید است که این ممنوعیتها را بی منطق می دانند.


ب) زینت

دستور بعدی خداوند پوشاندن زینت است. درباره ی زینتهایی که زن باید آنرا بپوشاند، نظرات زیادی آمده ولی آنچه که مشهور است این است که: عده ای آنرا به معنی، «زینت آلات» گرفته اند منتها در حالی که روی بدن قرار گرفته و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توأم با آشکار کردن اندامی است که زینت بر آن قرار دارد. (16) به این ترتیب زنان حق ندارند زینت هایی را که معمولا پنهان است را آشکار سازند.

 آشکار کردن زینتها در آیه ای دیگر از قرآن مجید مورد نهی قرار گرفته است. در آیه 33 سوره احزاب خطاب به همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است: «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى...» (و در خانه‏ هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید).

 درباره جمله ی استثناء « إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» هم تفاسیر و روایات بسیاری وجود دارد که ما به بعضی از روایات اشاره می کنیم:

 1. «عَنْ زُرارَةَ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالى‏: «الّا ما ظَهَرَ مِنْها» قالَ: الزّینَةُ الظّاهِرَةُ الْکُحْلُ وَالْخاتَمُ» (از امام صادق سؤال شد که مقصود از زینت آشکار که پوشیدنش براى زن واجب نیست چیست؟ فرمود زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر). (17)

 2. «و الْقُمّىِّ عَنْ الباقر علیه السلام فى هذِهِ الْایَةِ، قالَ: هِىَ الثِّیابُ وَالْکُحْلُ وَ الْخاتَمُ وَ خِضابُ الْکَفِّ وَ السِّوارُ. وَالزّینَةُ ثَلاثٌ: زینَةٌ لِلنّاسِ وَ زینَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زینَةٌ لِلزَّوْجِ، فَامّا زینَةُ النّاسِ فَقَدْ ذَکَرْناها، وَ امّا زینَةُ الَمحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلادَةِ فَما فَوْقَها وَ الدُّمْلُجُ وَ مادونَهُ وَالْخَلْخالُ وَ ما اسْفَلُ مِنْهُ، وَ امّا زینَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کُلُّهُ».

 (امام باقر علیه السلام فرمود: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود زینت سه نوع است: یکى براى همه مردم است و آن همین است که گفتیم. دوم براى محرمهاست و آن جاى گردنبند به بالاتر و جاى بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. سوم زینتى است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است). (18)

 3. «عَنْ ابى بَصیرٍ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلایُبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها». قالَ: الْخاتَمُ وَالْمَسَکَةُ وَ هِىَ الْقُلْبُ». (ابوبصیر مى‏ گوید از امام صادق علیه السلام تفسیر «الّا ما ظَهَرَ» را خواستم، فرمود عبارت است از انگشتر و دستبند). (19)

 4. «عَنْ بَعْضِ اصْحابِنا عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال: قُلْتُ لَهُ: ما یَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ انْ یَرى‏ اذا لَمْ یَکُنْ مَحْرَماً؟ قالَ: الْوَجْهُ وَ الْکَفّانِ وَ الْقَدَمانِ». (راوى که یک شیعه است مى‏ گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم که براى مرد نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جایز است درصورتى که محرم او نباشد؟ فرمود چهره و دو کف دست و دو قدم). (20)

 این روایت متضمّن حکم جواز نظر بر وجه و کفّین است نه حکم عدم وجوب پوشیدن آنها، و اینها دو مسأله جداگانه مى‏ باشند.

 5. «اسماء» دختر ابوبکر- که خواهر عایشه بود- به خانه پیغمبر اکرم آمد درحالى که جامه‏هاى نازک و بدن نما پوشیده بود. رسول اکرم روى خویش را از او برگرداند و فرمود: «یا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحیضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ یُرى‏ مِنْها الّا هذا و هذا- وَ اشارَالى‏ کَفِّهِ وَ وَجْهِهِ». (اى اسماء! همینکه زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزى از بدن او دیده شود مگر این و این- اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پایین دست خودش-). (21)


ج) حدود پوشش

بعد از این استثنا این جمله آمده است: «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیوِبِهِنَّ» (روسرى خود را بر روى سینه و گریبان خویش قرار دهند). البته مقصود از این آیه پوشیدن سر و گردن و گریبان است. در تفسیر کشّاف، در ذیل همین آیه آمده که؛ زنان عرب معمولًا پیراهنهایى مى‏پوشیدند که گریبانهایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمى‏پوشانید. روسریهایى هم که روى سر خود مى‏ انداختند از پشت سر مى ‏آویختند و به این صورت گوشها و بناگوشها و گوشواره‏ها و جلو سینه و گردن نمایان مى ‏شد. این آیه دستور مى ‏دهد که باید قسمت آویخته همان روسریها را از دو طرف روى سینه و گریبان خود بیفکنند تا قسمتهاى یاد شده پوشیده گردد.

 ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است: «تُغَطّى شَعْرَها وَصَدْرَها و تَرائِبَها وَ سَوالِفَها» (یعنى زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند). (22)

 این آیه حدود پوشش را مشخص مى ‏کند.

 در ذیل این آیه شیعه و سنّى روایت کرده ‏اند که:

 روزى در هواى گرم مدینه زنى جوان و زیبا درحالى که طبق معمول روسرى خود را به پشت گردن انداخته  و دور گردن و بناگوشش پیدا بود از کوچه عبور مى ‏کرد. مردى از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل مى ‏آمد. آن منظره زیبا سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشاى آن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمى ‏کرد. آن زن وارد کوچه‏اى شد و جوان با چشم خود او را دنبال مى‏ کرد. همان‏طور که می رفت  ناگهان استخوان یا شیشه‏اى که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت. وقتى به خود آمد که خون از سر و صورتش جارى شده بود. با همین حال به حضور رسول اکرم رفت و ماجرا را به عرض رساند. اینجا بود که آیه مبارکه نازل شد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ »الى آخر. (23)


د) محارم

استثناء دومی که برای پوشش زینتها وجود دارد، محارم هستند، همچنانکه قرآن می فرماید: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...»الی آخر. 

 در استثنای اول فقط آزاد گذاشتن زینت هایی را که نمایان بود را جایز می دانست ولی افراد وسیع تری(عموم مردم) را شامل می شد و در استثناء دوم مواضع بیشتری را جایز می داند که آشکار باشد ولی افراد کمتری را شامل می شود.

 افرادی که در آیه از آنها نام برده شده همان محارم در اصطلاح فقه ما هستند که عبارتند از:

 1) لِبُعُولَتِهِنَّ (شوهران)

 2) أَوْ آبَائِهِنَّ (پدرانشان)

 3) أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ (پدران شوهرانشان)

 4) أَوْ أَبْنَائِهِنَّ (پسرانشان) 

 5) أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ (پسران شوهرانشان)

 6) أَوْ إِخْوَانِهِنَّ (برادرانشان)

 7) أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ (پسران برادرانشان)

 8) أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ (پسران خواهرانشان)

 9) أَوْ نِسَائِهِنَّ (زنان)

 10) أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ (کنیزانشان)

 11) أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ (خدمتکاران مرد که [از زن] بى‏نیازند)

 12) أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء (کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏اند)

 ذکر این نکته نیز لازم است که اگر آرایش و یا برهنگی زن در جلوی دید محارم، سبب تحریک شدن یکی از محارم شود، بر زن لازم است که خود را بپوشاند. پس سزاوار است که زن در برابر محارم خود (به استثنای شوهر) تقوا و متانت جنسی را نیز رعایت کند.

 و در نهایت خداوند همه را به بازگشت به سوی خود می خواند و می فرماید: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید) شیوه و منش قرآن کریم این است که در آخر دستورها، مردم را به خدا متوجه می سازد تا در به کار بستن فرمانهای او سهل انگاری نکنند.


«حجاب برتر»

یکی دیگر از آیات حجاب، آیه ی 59 سوره احزاب است:

 «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» 

 (اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ، (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است‏). در این آیه دو سوال مطرح می شود. یکی اینکه«جلباب» به چه معنی است؟ و دوم اینکه طبق آیه هدف از انداختن جلباب این است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. این موضوع به چه معناست؟

 در اینکه کلمه«جلباب» به چه معنا است، اقوال مختلف است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 در تفسیر کشاف در ذیل این آیه از قول ابن عباس آمده: «الرداء الذی یستر من فوق إلى أسفل» (جلباب ردائی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را می پوشاند). (24) 

 در لسان العرب در ذیل کمه جلباب آمده: «الجِلْبابُ ثوب أَوسَعُ من الخِمار دون الرِّداءِ تُغَطِّی به المرأَةُ رأْسَها وصَدْرَها» (جلباب جامه ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر. زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می پوشاند)

 در قاموس المحیط آمده: «الجِلْبَابُ، کَسِرْدابٍ وسِنِمَّارٍ: القَمیصُ، وثَوْبٌ واسِعٌ للْمَرأَةِ دونَ المِلْحَفَةِ، أو ما تُغَطِّی به ثِیابَها من فَوْقُ کالمِلْحَفَةِ، أو هو الخِمارُ» (جلباب عبارتست از پیراهن و یک جامه ی گشاد و بزرگ، کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه(چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه های خویش را می پوشد، یا چارقد) (25) 

 و همچنین در مجمع البیان، در ذیل همین آیه و در قسمت معنی لغات آمده: «الجلباب خمار المرأة الذی یغطی رأسها و وجهها إذا خرجت لحاجة» (جلباب عبارت است از روسری ای که در موقع خروج از منزل به کار برده می شود و سر و صورت را با آن می پوشانند). (26)

 همانگونه که مشخص است در بین اربابان لغت هم نظرات مختلفی وجود دارد ولی آنچه که مشخص است این است که«جلباب» به پوششی می گویند که وسیع و بزرگ است و تمام بدن را می پوشاند. ضمنا گفتن این نکته هم لازم است که در بین زنان دو نوع پوشش وجود داشته: یکی«خِمار» که روسری داخل خانه بود و دیگری«جلباب» که برای بیرون خانه استفاده می شد.

 مطلب دوم بحث در مورد علت پوشش است که طبق آیه برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، گفته شده است. در مورد تفسیر این آیه دو نظر وجود دارد:

 اولی اینکه برخی گفته اند که در زمان پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) عده ای از اراذل و اوباش در شب مزاحم کنیزان و یا زنان آزاده می شدند و بعد از اینکه مورد بازخواست قرار می گرفتند می گفتند که ما نمی دانستیم که آن زن آزاده است و گمان می کردیم که کنیز است. و لذا به زنان آزاده دستور داده شد که بدون جلباب بیرون نروند تا از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند.

 دوم اینکه برخی از مفسران معتقدند این آیه برای همگی زنان آمده و دستور داده که بدون پوشش کامل از خانه خارج نشوند تا به وسیله پوشش و عفافی که دارند مورد آزار قرار نگیرند.

 برداشت اول از این آیه مورد اشکال است. زیرا با این تفسیر یعنی اینکه اسلام اجازه آزار و اذیت کنیزان را داده و فقط در مورد زنان آزاده پوشش را واجب کرده است. اگر چه پوشاندن موی سر بر کنیزان واجب نبوده و شاید رمز این مسئله هم این بوده که چهره و وضع کنیزان زیاد جالب نبوده و مورد توجه کسی واقع نمی شده ولی به هر صورت مزاحمت برای کنیزان هم گناه محسوب می شود. و این برداشت درست به نظر نمی رسد. ولی تفسیر دوم بیشتر با آیه منطبق است و می توان آنرا برای تفسیر این قسمت از آیه در نظر گرفت. 

 نکته قابل ذکر این است که طبق آنچه در این آیه شریفه آمده، زنان مسلمان هنگامی که در میان مردم ظاهر می شوند باید وقار و سنگینی و همچنین حجاب و حیا خود را حفظ کنند تا مورد هجوم افراد بیمار دل و متعرض قرار نگیرند. اگر زن حجاب خود را به شکل صحیح حفظ کند، مانند یک سپر محافظ تیرها و نگاه های شیطانی مردم را از خود دور می کند. 


 2) روایات

 علاوه بر احادیثی که در بخش آیات آوردیم در اینجا هم به چند حدیث اشاره می کنیم:

 حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «إیّاکَ أن تَتَزَیَّنَ لِلنّاس و تُبارِزُ اللهَ بالمَعاصی» (بپرهیز از این که برای دیگران خود را بیارایی و به وسیله ی انجام گناه با خدا به ستیز برخیزی). (27) 

 أمیر المؤمنین، علی(علیه السلام) فرموده اند: «عَلَیکُم بِالصَّفیقِ مِن الثیاب، فَاِنَّ مَن رَقَّ ثوبَهُ رَقَّ دینَهُ» (لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر کس لباسش نازک و بدن نما باشد، نشانه ی سستی و ضعف دین اوست). (28) 

 در کتاب بحار الانوار حدیثی زیبا به نقل از حضرت علی(علیه السلام) آمده که ما فقط به ذکر ترجمه ی آن می پردازیم: آن حضرت می فر مایند: «روزی ما نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم. پیامبر فرمود: به من خبر دهید، بهترین چیز برای زنان چیست؟ همه ی ما ماندیم که چگونه سوال پیامبر را پاسخ دهیم تا اینکه از محضر آن حضرت پراکنده شدیم.

 من به سوی فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و سوال پیامبر(صلی الله علیه و آله) را برای آن حضرت بازگو کردم و گفتم که همه ی ما در برابر سوال پیامبر نتوانستیم جواب دهیم.

 حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: من جواب این سوال را می دانم و آن اینکه: بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

 پس من به سوی پیامبر برگشتم و سوال آن حضرت را مطرح نموده و در جواب گفتم: همانا بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

 رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: قبلاً تو که نزد من بودی جواب آن را نمی دانستی، آیا تو در نزد دخترم فاطمه بودی؟ حضرت شگفت زده شد و فرمود: به درستی که فاطمه، پاره ی تن من است». (29)


 3) عقل و منطق

 فلسفه حجاب از مسائلی است که در همه اعصار مورد سوال واقع می شود. آگاهی از فلسفه پوشش می تواند بهترین راه برای تحقق فرهنگ پوشش اسلامی باشد. امید است که بتوانیم با تبیین درست و صحیح این موضوع زنان و دخترانمان را از بند بی حجابی که گریبان گیر جامعه ما شده است، به در آوریم.

الف) ارزش والای زن

در دین اسلام برای زن اهمیت فوق العاده ای قرار داده شده است. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. دامن زن مدرسه بشر است. اصلاح جامعه در گرو تقوای اوست و محیط خانواده مجلس درس و تربیت اوست. زن می تواند با تربیت صحیح فرزندان، امتی را از وجود آن فرزند بهره مند گرداند. 

 ولی فرهنگ غرب سعی دارد زن را به عنوان یک کالای تجاری و سودمند در دست افراد مختلف قرار دهد و آنقدر شخصیت او را پایین می آورد که به او می گوید به درون جامعه برو و خود را در معرض دید افراد مختلف قرار بده و وسیله سودجویی آنها قرا بگیر. نظریه ای که با عنوان فمینیسم(آزادی زنان) از سوی غربی ها مطرح شده، حقوق ابتدایی هر زنی را لگد مال می کند و وقتی که زنان غربی بخواهند از حق خود دفاع کنند، صدای آنها را خفه می کنند و آنها را به گوشه ای می اندازند.

 در دین اسلام برای زن که مظهر ظرافت و جمال است، حجاب و پوشش را پیشنهاد کرده تا ارزشهای وجودی او محفوظ بماند. همانطور که در آیه 59 سوره احزاب که اشاره شد آمده: «ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» (این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است). 

 خانم «هنولا ناکاتا» یک نویسنده ژاپنی است که اسلام آورده است. او درباره ی احساس خود از داشتن حجاب می‏گوید: ((با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من می‏ آموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه به‏ ویژه در بین جوانان، گرایش روز افزون به حجاب دیده می‏شود که نشانه رشد اسلام نیز می‏باشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه می‏باشد)). (30)

 آقای«لوی» که یک فرد یهودی است و به تازگی دخترانش با حجاب شده اند در مورد حجاب دخترانش می گوید: ((حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین می‏نماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است)). (31)

 مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای(قدس سره) درباره ارزش و احترام زن می فرمایند:

 «زن‌های مؤمن در جامعه‌ی ما سعی کنند قدر زن ایرانی مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامی و مسلمان را بدانید. زنی که در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطی نمی‌شود و خود را وسیله یی برای جلب چشم مرد نمی‌داند و خود را بالاتر از این می‌داند. زنی که شأنش را عزیزتر از این می‌شمارد که خود را عریان کند و با صورت و موی و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خویش جلب کند و هوس آن‌ها را اشباع نماید. زنی که خود را در دامنه‌ی قله یی می‌داند که در اوج آن، فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) - بزرگترین زن تاریخ بشر - قرار دارد. آن زن، زن مسلمان ایرانی است. این زن باید دیگر از این بازیچه‌های فراهم آمده‌ی تمدن غربی و روش‌های توطئه آمیز آن، رو بگرداند و به آن بی اعتنایی کند». (32)


ب) آرامش زن

در همه کارها آرامش و امنیت روانی یکی از مهمترین مسائلی است که سبب می شود آن کار به خوبی انجام بپذیرد. 

 ارائه زیباییها و مواضع بدن به میل و خـواسته ی مـردان دامن می زند و در نهایت، موجب می شود که امنیت و آرامش خود زن به هم بخورد. عشوه گری زن در جامعه نه تنها باعث از بین بردن آرامش روانـی خـود می شود بلکه مردان مخصوصاً جوانان را در تحریکی دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوفتگی اعصاب می شود و در نهایت موجب ایجاد هیجانهای بیمارگونه عصبی می‌شود.

 آنچه می تواند موجب آرامش و امنیت زنان شود، حجاب است. حجاب در ظاهر اگر چه سخت است ولی نوعی امنیت خاطر و مانع برای زن به شما می آید و در واقع حجاب حریم شخصیتی فرد را بیان می کند.

 خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، می‏گوید: ((حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس می‏کنم)). (33)

 حجاب از طرفی هم نوعی آرامش معنوی را برای شخص فراهم می کند. حجاب باعث می‌شود که زن کمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن زن و بطور کلی جامعه بیشتر می‌توانند مراتب معنوی را طی نمایند و به طهارت قلب و روح برسند. قرآن کریم حجاب را یک عامل طهارت قلب (هم برای مردان و هم برای زنان) می داند و در سوره احزاب آیه 53 می فرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» (و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این کار براى پاکى دلهاى شما و آنها بهتر است‏)


ج) تحکیم خانواده

خانواده پایگاهی برای انسان سازی است. خانواده براساس محبت، صفا، همدلی، صمیمیت و وحدت استوار می شود و از طرفی دیگر هم محیطی است برای محدود کردن نیازهای جنسی زن و شوهر در چارچوب قانونی و شرعی. یکی از مهمترین علت هائی که ممکن است یک خانواده را بهم بزند، حضور تحریک آمیز و شهوت آلود زنان و دختران جامعه است که نگاه هر مردی را (چه متأهل و چه مجرد) به خود جلب می کند.

 اگر کسی که شاهد و ناظر این گونه حرکات از سوی زنـان اسـت، مـتأهل بـاشد با تـوجه به حس تنوع طلبی وزیبایی خواهی که دارد، بخشی از توجه و افکار خود را متوجه آن زن می کند و در نتیجه گرایش به همسرش کاهش پیدا می کند. در بسیاری از اوقات می شود که آن زن بی حجاب، زیبایی همسر مرد را ندارد ولی حس تنوع طلبی و تازگی، زشت بودن چهره را به طور کلی محو می کند.

 وقتی که چشمان مرد از دیدن صحنه های بی حجابی زنان و دختران جامعه، کامیاب می شود به طبع آن علاقه مرد به همسرش نیز کم می شود، زیرا یکی از بخش های مهم علاقه مرد نسبت به زن از ناحیه نیازهای جنسی می باشد. در نتیجه ی این گونه رفتارها شاهد بد خلقی، بی میلی و بهانه گیری مرد نسبت به زن هستیم و دیگر کار به جایی می کشد که می بینیم مرد، زن را مانع رسیدن به خواسته های نفسانی خود می داند و از او متنفر می شود.

 حال اگر بیننده ی مناظر زنان بی حجاب، مجرد باشد تأثیری شاید بدتر از اولی دارد. بیننده ی مجرد با دیدن صحنه های زنان و دختران بی حجاب، و ارتباط با آنها به اندازه کافی التذاذ می یابد و دیگر تن به هزینه های سنگین ازدواج نمی دهد. 

 آن جوان در اصل ازدواج را یک حصار برای خود فرض می کند زیرا با ازدواج دیگر نمی تواند خارج از چارچوب شرعی و قانونی خود قدم بردارد و با زنان دیگر ارتباط برقرار کند. و شاید هم بعضی از مردان و یا زنان، همسر خود را مانند یک زندان بان فرض می کنند که آنها را در یک فضا مبحوس کرده و نمی گذارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد. زیرا قبل از ازدواج راحت بوده اند، به هرکجا که می خواسته اند می رفتند و با هر کسی که می خواستند ارتباط داشته اند و هیچ کس هم با آنان جرأت برخورد را نداشته ولی بعد از ازدواج دیگر این مسائل کمتر و یا از بین رفته است.

 مطئناً تأخیر در ازدواج جوانان تنها به علت مشکلات اقتصادی و یا تحصیلی نیست، بی تقوایی جنسی و لجام گسیختگی زنان و دختران بدحجاب در جامعه هم باعث به تأخیر افتادن ازدواج است و بی شک مضرات و آثار سوء این گونه رفتارها از سوی بی حجابها، روزی دامن خودشان را هم می گیرد. دین اسلام برای آنکه این چنین مشکلاتی برای خانواده ها پیش نیاید، حجاب را پیشنهاد کرده تا هم از آفات و بلاهایی که خانواده را تهدید می کند، جلو گیری نماید و هم از به وجود آمدن بی رغبتی و سستی در تشکیل خانواده از سوی جوانان، پیشگیری کند.


د) عامل استواری جامعه

به طور یقین کشیدن خواسته های جنسی از محیط خانه به اجتماع، جامعه را رو به زوال می برد و باعث رکود فعالیتها می شود. شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب حجاب خود این گونه می نویسد: برعکسِ آنچه که مخالفین حجاب خرده گیرى کرده ‏اند و گفته‏ اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیروى نیمى از افراد اجتماع است)) ، بى حجابى و ترویج روابط آزاد جنسى موجب فلج کردن نیروى اجتماع است. (34)

 دین اسلام هیچ گاه با فعالیت و کار کردن زن در محیط بیرون از خانه و یا با درس خواندن و رشد علمی زن مخالف نبوده بلکه اجازه هر نوع فعالیت اقتصادی، سیاسی و یا فرهنگی را داده است البته به شرط اینکه به کار اصلی او یعنی خانه داری و تربیت فرزندان لطمه ای وارد نشود. حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین این مسئله می فرمایند: ((اسلام با کار کردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلکه کار را تا آن جا که مزاحم با شغل اساسی و مهمترین شغل او، یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم می‌داند. یک کشور که نمی‌تواند از نیروی کار زنان در عرصه‌های مختلف بی نیاز باشد! اما این کار نباید با کرامت و ارزش معنوی و انسانی زن منافات داشته باشد)). (35)

 آنچه که موجب رکود فعالیتها می شود بی حجابی است. فرض کنید در یک مدرسه که دختران و پسران با هم درس می خوانند، در یک کلاس همه دختران با حجاب کامل و بدون آرایش حضور دارند. و در کلاسی دیگر همه دختران به صورت بی حجاب و با آرایش کامل و لباس های نا مناسب و بدن نما حضور دارند. در کدام کلاس ها افراد بیشتر درس می خوانند و فکر می کنند و به حرف استاد گوش می دهند؟ 

 بسیار واضح و آشکار است که در کلاسی که دختران محجبه حضور دارند، بازده بیشتری عائد و واصل می شود. و همین طور در ادارات و یا جاهای دیگر. 

 به طور کلی در جامعه ای که زنان محجبه باشند و خود را در معرض دیگران قرار ندهند مطمئناً جامعه ی با نشاط و موفقی خواهد شد و می تواند در همه عرصه ها پیشرفت داشته باشد.

 از طرفی دیگر هم بد حجابی و تحریکات جنسی بر روی سیستم تولید نسل نقش تخریب کننده ای را دارد.

 دانشمندان معتقدند تحریکانی که در چشم بوجود می آید بر غده ی هیپوفیز که غده ی کوچکی در زیر مغز است اثر می گذارد. این غده شش هورمون تولید می کند که سه نوع آن بر روی سیستم تولید نسل تأثیر دارد. نگاه به زنان بد حجاب و فیلمهای محرک که چنین اثری را بهمراه دارد در نهایت به تأثیر منفی در فرزندان و اختلالات وراثتی منتهی می شود. 

 در تفسیر نور الثقلین آمده: هنگامی که موقع جفت گیری گوسفندان حضرت شعیب(علیه السلام) شد، حضرت موسی(علیه السلام) (که حدود هشت یا ده سال به حضرت شعیب خدمت می کردند) به میان گوسفندان رفت و پوست بخشی از عصای خود را کند و قسمتهایی را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان انداخت و بر آن پارچه ای سیاه و سفید انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده فرستاد. گوسفندان نر به این چوب سیاه و سفید نگاه می کردند و جفت گیری می کردند و در نتیجه نوزاد آنها جملگی سیاه و سفید زاییده شدند. (36) 

 یک آزمایش علمی دیگر

 ژان روستان فرانسوی آزمایشی را در کتاب ((لاوی)) مطرح کرده است. این آزمایش که بر تعدادی اردک نر و ماده انجام گرفته است؛نتایج علمی مفیدی را به اثبات رسانده است. 

 ژان روستان وهـمکارانش تـعدادی اردکـهای نـر و مـاده را در سالن آزمایش قرار دادند و قبل از شروع آزمایش هورمونهای تناسلی اردکها را نیز مورد بررسی قرار دادند. پس از چندی که اردکها با یکدیگر بودند مورد آزمایش هورمونی قرار گرفتند که در نتیجه هورمونهای آنها زیاد شده بود. اردکهای نر و ماده را از یکدیگر جدا کردند و پس از مدتی که آنها را مورد آزمایش قرار دادند هورمونها به حال طبیعی بازگشته بودند. برای آنکه اثبات شود این تحولات هورمونی از راه چشم وبینایی آنها صورت گرفته است آزمایش دیگری را انجام دادند. بدن اردکهای نر را با پارچه سیاهی پوشاندند تا نوری از راه پوست آنها به درون بدن راه نیابد وچشم آنها را باز گذاشتند تا بتوانند یکدیگر را ببینند.در این آزمایش نیز مشاهده گردید که هورمونهای آنها زیاد شده است و در نتیجه اثبات گردید که نگاه اردکهای نر به ماده عامل تحولات هورمون آنها بوده است. درآزمایشی دیگر چشم اردکهای نر را بسته وآنها رادرمیان ماده ها رها کردند. این بار ازدیاد هورمون مشاهده نشد. (37) 

 داستان قبلی و همچنین این آزمایش اثبات می کند که زنانی که خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار میدهند چه آثار زیانباری بر جامعه و نسل انسانها می گذارند. در حالی که خودشان هم از این آثار آگاهی ندارند. 

 فلسفه حجاب دینی پیشگیری از چنین آثاری است.

ماها خیلی خودمون رو گم کردیم یعنی حتی ایرانی هم نیستیم.


پی نوشت ها :

1- بیانات معظم له در مرقد امام خمینی(رحمة الله علیه)، 14/3/1376 

 2- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

 3- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص 520

 4- همان، ص 336 

 5- همان، ص 340 

 6- همان، ص 434 

 7- تفسیر اثنی عشری، ج 10، ص 490 

 8- پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان، جلیل ضیاء پور، ص 51

 9- همان ، ص 56

 10- پوشاک زنان ایرانی، جلیل ضیاء پور، ص 194

 11- همان ، ص 114

 12- تاریخ تمدن، ج 4 ص 461 

 13- باب 11 ،آیه 3 تا 14

 14- کتاب مقدس، انجیل، چاپ 1856 م، باب دوم ، آیه 9 تا 11

 15- اصول کافی ، ج 2 ،ص 36

 16- تفسیر نمونه، ذیل آیه 31 سوره نور

 17- کافی ، ج 5 ، ص 521 

 18- تفسیر الصافی ، ج 3 ، ص 430 ، ذیل آیه 31 سوره نور 

 19- کافی ، ج 5 ، ص 521

 20- همان 

 21- سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 270 ، ح 4104

 22- مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏ ، ج 7 ، ص 217 ، ذیل آیه 31 سوره نور

 23- کافی ج 5، ص 521

 24- الکشاف ،‏ ج 3 ، ص 559 ، ذیل آیه 59 سوره احزاب 

 25- القاموس المحیط ، باب الهمزة، ذیل کلمه الجلباب

 26- مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج 8، ص 578

 27- بحار الانوار ج 68 ص 364 

 28- بحار الأنوار ج 80 ص 184

 29- بحارالانوار ج 43 ص 54

 30- سایت ابنا

 31- همان 

 32- سخنرانی در دیدار جمع کثیری از بانوان کشور 26/10/1368

 33-سایت ابنا

 34- مسئله حجاب، ص 84

 35- دیدار گروهی از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (س) 1371/09/25

 36- تفسیر نور الثقلین، ج 4 ، ص 126

 37- برگرفته از کتاب بهداشت ازدواج از نظر اسلام نوشته ی دکتر صفدر صانعی

برگرفته شده از سایت جنبش مصاف masaf.ir با کمی تغییر


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

العجل

دریافت
حجم: 16.9 مگابایت

 

 

 

 


مدت زمان: 7 دقیقه 46 ثانیه 
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

زن برای مرد یا برای جامعه مردان؟


       به نام خداوند بخشنده مهربان


چند سال پیش، مقاله‌ای انگلیسی منتشر شد با این نام که «چرا زن‌های انگلیسی مسلمان می‌شوند؟».
در این باره، پژوهشگر این مقاله نوشته بود، من یک زن جوان انگلیسی و اهل تمام سرگرمی‌های امروزی جوانان انگلیسی هستم؛ افزون بر این که به کارهای پژوهشی هم مبادرت می‌کنم. مدتی بود که دغدغه‌ای ذهنم را مشغول کرده بود و آن اعتبار و حیثیت زن در جامعه بود. به همین خاطر، راجع به وضعیت زنان در ادیان گوناگون مطالعه کردم. به مطالعهٔ اسلام که رسیدم، به عنوان یک دین شهوانی از آن نفرت داشتم، اما وقتی خوب خواندم، متوجه شدم آنچه در اسلام هست، با شنیده‌های من تفاوت بسیاری دارد. جذابیت‌های اسلام من را غرق در خود کرد، تا جایی که احساس کردم زن در اسلام از یک حریم، حفاظ و حیثیت والایی برخوردار است و این مسأله دغدغه‌های ذهنی من را برطرف کرد.
نویسندهٔ این نوشتار آورده است: همین مسأله دلیل اصلی گرایش زنان انگلیسی به اسلام است.
رهبر معظم انقلاب: زن در محیط اسلامى رشد علمى می‌کند، رشد شخصیتى می‌کند، رشد اخلاقى می‌کند، رشد سیاسى می‌کند، در اساسى‌ترین مسائل اجتماعى در صفوف مقدم قرار می‌گیرد، در عین حال زن باقى می‌ماند. (۱۳۹۱/۴/۲۱)
امروزه با تمام تبلیغاتی که علیه جایگاه زنان مسلمان در تمام رسانه‌های تبلیغاتی غرب صورت می‌گیرد، آماری تکان‌دهنده از شکست این تلاش‌ها حکایت دارد. در واقع زنان نزدیک ۷۰ درصد از تازه‌ مسلمان‌های اروپایی و آمریکایی هستند؛ بنابراین، خود غربی‌ها به عمق اندیشهٔ اسلامی و تأثیرگذاری بر جوامع خودشان پی‌ برده‌اند و از این ناحیه احساس خطر می‌کنند. تداوم این روند، جامعهٔ آنان را از لحاظ هویتی با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد. از این روی، تلاش می‌کنند، به مراکز تولیدکنندهٔ اندیشهٔ اسلامی ضربه بزنند تا همچنان تمدن خود را بدون مشکل به پیش ببرند.
پیشنهاد مأمور ارشد CIA
چندی پیش یک روزنامهٔ ایتالیالی مصاحبه‌ای با آقای «رویل گریکت» انجام داد. گریکت‌‌ همان کسی است که پس از فوت حضرت امام ـ رحمت‌الله ـ تا پس از رخدادهای هجدهم تیر سال ۱۳۷۸ مسئول میز ایران در سازمان سیا بود.
بنا بر تحلیل‌های همین آقا در سال ۱۳۷۸ بود ـ کار حکومت ایران را تمام ‌شده می‌دانست‌ ـ که رئیس‌جمهور آمریکا به تلویزیون آمد و در مورد ایران موضع ویژه‌ای در پیش گرفت؛ موضعی که برای ابرقدرتی مثل آمریکا بسیار بد تمام شد، زیرا در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد و این اعلام موضع، نشان‌دهندهٔ دستپاچگی مسئولان آمریکا در آن زمان تلقی شد. روزنامه‌نگار ایتالیایی در آن مصاحبه در معرفی او گفته بود که ایشان زبان فارسی را به ‌خوبی صحبت می‌کند و در مدتی که رئیس میز ایران در سازمان سیا بوده، ده بار به ایران سفر کرده و نوع گروه‌بندی او از نیروهای سیاسی ایرانی، مبنای فعالیت‌های وزارت خارجهٔ آمریکا در مورد ایران است.
آقای گریکت در آن مصاحبه به پرسش‌های گوناگونی از جمله در مورد زنان پاسخ داد. او گفت که انقلاب اسلامی زن‌ها را از گوشهٔ خانه‌ها به میدان و صحنهٔ اجتماع آورده است، ولی پس از انقلاب خیلی روی این موضوع تمرکز نشده که چه برنامه‌ای برای آن‌ها داشته باشند، اما ما ـ آمریکایی‌ها‌ ـ روی این موضوع متمرکز شده‌ایم و همهٔ تلاش ‌ما این است که با چند چیز در میان زنان ایران به صورت جدی مبارزه کنیم که از جملهٔ آن‌ها حجاب است.
از امثال این گفتهٔ آقای گریکت روشن می‌شود که تغییر هویت اسلامی زنان مسلمان در زمرهٔ برنامه‌های اصلی سازمان‌های برنامه‌ریز دشمن علیه کشورهای اسلامی و به‌ ویژه ایران قرار دارد. در نقطهٔ مقابل هم ما هستیم. از این جهت است که بازگرداندن هویت اسلامی زنان مسلمان به آنان اهمیت و ضرورت می‌یابد؛ اتفاقی که می‌تواند قدرت بسیاری به جوامع اسلامی بدهد.
پادکست: «نقطه ضعف غرب»
زن برای تمتع مرد، زن برای تمتع جامعهٔ مردان!
امروزه سه نگاه و رویکرد اصلی زن و جایگاه او در اجتماع وجود دارد؛ نگاه غربی، نگاه سنتی و نگاه اسلامی. در نگاه غربی که برخاسته از تفکر و اندیشهٔ غربی است، رابطهٔ زن و مرد در همه نهادهای اجتماعی یک رابطهٔ مبتنی بر قدرت است. جنگی همیشگی میان زن و مرد برای دستیابی به قدرت وجود دارد. بحث تشابه حقوق زن و مرد یکی از بسترهای ایجادکنندهٔ این رابطه در غرب بود. اصلاً فمینیسم در غرب به وجود آمد تا بتواند امتیازاتی را برای زن جلب کند تا زن در این نبرد قدرت با مرد پیروز شود.
شهید مطهری ـ رحمت‌الله‌علیه ـ نقش چشمگیری در شناخت این انحراف فکری غرب و تبیین جایگاه درست زن در خانواده و جامعه داشته است. ایشان در دههٔ ۱۳۴۰ بحث زیبایی را دربارهٔ اشتباه غربی‌ها مبنی بر مشابه دانستن حقوق زنان و مردان ـ و نه تساوی حقوق آنها ـ مطرح و اثبات کرده که با این اشتباه، زنان هر کاری که بکنند، جنس دوم خواهند بود، زیرا بر اساس تشابه حقوقی در کارهای مردانه‌ای وارد خواهند شد که نیاز به قدرت جسمانی و روان‌شناختی مردانه دارد و بنابراین هر کاری که بکنند، باز هم در این فعالیت‌ها از مردان عقب می‌مانند.
اما در نگاه سنتی، مردان زنان را تنها برای خود و تمایلات و تمنیات خودشان می‌خواهند. اگر نگاه مدرن زنان را برای جامعهٔ مردان می‌خواهد، نگاه سنتی زن را برای مرد می‌خواهد. مردان در این نگاه ممکن است زنان را بسیار محدود کنند و با آنان رابطه‌ای ستمگرانه‌ برقرار کنند. اصطلاح عرفی «زن‌ذلیل» در این نگاه قرار می‌گیرد، چرا که در این تفکر، قدرت مرد یا باید بر همسرش غالب باشد یا این‌که مرد ذلیل است.
نگاه غربی اما زن را تا برهنگی در جامعه پیش می‌برد، چرا که این وضع، مطلوب مردان است. به تعبیر جامعه‌شناسان غربی: زن برای جامعهٔ مردان است. به هر حال، رابطهٔ زن و مرد در هر دو نگاه اخیر، رابطهٔ قدرت است. به همین دلیل حوزه‌های زنانگی در نگاه نخست یک معنی دارد و در حوزه‌های دوم یک معنی دیگر.
زن عزت‌مدار

اما در دیدگاه سوم که متعلق به اسلام است، رابطهٔ زن و مرد‌ دیگر رابطهٔ قدرت نیست. در قرآن رابطهٔ زوجیت زن و مرد با تعبیر «مودّت» به کار رفته است. فرا‌تر از این رابطه نیز بین مردان و زنان محرم و نامحرم یک نوع رابطهٔ خاصی وجود دارد؛ یعنی زن در نگاه اسلامی عزت ویژه‌ای دارد.
بگذارید این مسأله را با یک روایت تبیین کنم. یک نفر خدمت پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ آمد و گفت: من از کسانی هستم که در زمان جاهلیت و پیش از اسلام یکی از دخترانم را زنده به گور کرده‌ام. کفاره‌اش چیست؟ حضرت فرمودند: برو به مادرت خدمت کن. گفت مادرم فوت کرده‌ است. حضرت فرمودند: برو به خاله‌ات خدمت کن که خدمت به خاله در جبران و کفارهٔ این گناه مثل خدمت به مادر است. ببینید چقد اعتبار زنان بالاست.
بنا بر احادیث و روایات بسیار و متعدد، زن‌ها در دستگاه خدا از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند؛ یعنی بسیاری از مرد‌ها می‌توانند مشکلات دنیا و آخرتشان را از طریق زن‌ها حل کنند. این فهم از زن، رابطهٔ قدرت نیست. اگر مردی با همسرش رابطهٔ قدرت برقرار کند، عقب می‌افتد. بلکه مرد باید با همسرش رابطه‌ای برقرار کند که او رضایت داشته باشد. البته خودش نیز لذت می‌برد و چون زن رضایت دارد، مرد از قِبَل این رضایت به بسیاری مواهب و نعمات دست پیدا می‌کند.
می‌خواهم بگویم ما به همین دلیل می‌توانیم نظامی درست کنیم که یک پایهٔ بسیار مهم آن خانواده باشد؛ یعنی شما خیلی از مسائل جامعه را می‌توانید از طریق همین سیستم خانواده حل کنید. ما اگر بخواهیم در جمهوری اسلامی و در جوامع اسلامی کاری پایدار و اساسی انجام بدهیم، بهترین کار این است که معرفت انقلاب اسلامی نسبت به زن را مدام در کشورمان بازتولید و در جوامع اسلامی بازنشر کنیم. هر تغییر اجتماعی که بخواهد انجام شود، از طریق نهاد خانواده و زن به ‌سرعت قابل اجراست. همهٔ زنان و مردان ـ حتی آنهایی که دچار غفلت هستند ـ وقتی با زاویهٔ نگاه لطیف دینی ربه‌رو شوند، نسبت به آن خاضع می‌شوند و به حقانیت آن اذعان می‌کنند.
یک استاد آمریکایی به من گفت اگر ما ۵۰ درصد آنچه را که شما راجع به زنان گفتید در آمریکا پیاده کنیم، هیچ مشکل اجتماعی نخواهیم داشت. اکنون دانشگاه ایشان در آمریکا دانشگاهی است که به دلیل همین مسأله و همین نگاه، بسیاری طرفدار ایران هستند.
زنان احساس را در محیط منتشر می‌کنند
امروز با وقوع بیداری اسلامی، اگر ما بتوانیم معرفتی را که در اثر انقلاب اسلامی نسبت به زن پیدا شده است، در کشورهای انقلابی بازنشر کنیم، چهارچوب فرهنگی را که غربی‌ها سال‌های سال در این کشور‌ها نهادینه کرده‌ بودند و بر آن اساس امیال شیطانی و غیر انسانی خود را به پیش می‌بردند، تا حد زیادی عقب رانده‌ایم و به زن‌ها در آن احساس مسئولیتی که خداوند به آن‌ها داده‌است، قدرت بیشتری داده‌ایم. آن‌وقت این زنان از حضور مردانشان در میدان مبارزه با مشارکت یا حمایت دفاع می‌کنند.
هم‌اکنون در بحرین، یمن یا مصر، کم نیستند زن‌هایی که در میدان حضور دارند. وقتی زن‌ها به میدان می‌آیند، یک جریان شدید احساسی را در محیط منتشر می‌کنند، چون زن از نظر نمادی، مظهر صلح است.
مسألهٔ مهمی که هست و ما باید به آن توجه داشته باشیم، این است که هر تغییر اجتماعی باید با موافقت زن‌ها انجام شود و هیچ تغییر اجتماعی بدون موافقت زن‌ها پایدار نخواهد بود. پس یکی از موضوعات ویژه‌ای که در جامعهٔ دینی وجود دارد، احساس مسئولیت نسبت به محیط است. اگر ما بتوانیم فهم از زن مسلمان و نقش و اعتبار و مزیتی را که دارد، مانند‌‌ همان فهمی که اوایل انقلاب پیدا کردیم به‌ خوبی روشن کنیم، شاهد تحولات عمده‌ای در جوامع اسلامی خواهیم بود. همان‌گونه که زن‌ها در جریان انقلاب ما و در دورهٔ جنگ تحمیلی نقش بسیار مهمی ایفا کردند، طبیعتاً همین نقش را می‌توانند در دنیای اسلام و کشورهای دیگر نیز احیا کنند.
ممکن است همهٔ آموزه‌های اسلامی هنوز در ساختار اجتماعی عمومیت نیافته باشد، اما این فهم از اسلام در فطرت و جان زن‌های مسلمان وجود دارد. آن‌ها بخشی از این آموزه‌های اسلامی را می‌دانند؛ بنابراین، ما باید با زن‌ها با این زبان سخن بگوییم. این زبان قهرا و طبیعی، چهارچوب بیداری اسلامی را فعالتر خواهد کرد، چون برای زنان نقش و شأنی قائل است که دغدغه‌های آنان را تغییر می‌دهد. اگر با زنان صرفاً با زبان سیاسی صحبت کنیم، دیگران می‌توانند بدلِ سیاسی بزنند، اما این گفتمان هرگز بدل و بدیلی ندارد.
وقتی دست همسرم را می‌گیرم، بچه‌ها مسخره‌ام می‌کنند
در این زمینه نباید به تبلیغات رسانه‌ای بسنده کنیم؛ برگزاری سمینارهای علمی هم می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. نزدیک هشت سال پیش من در یکی از نشست‌های تخصصی کنفرانس حکمت مطهر که راجع به زنان بود، شرکت کردم و بحث‌های بسیار خوبی در آن نشست شد. دو سال بعد یک استاد آمریکایی که در آن کنفرانس و در موضوعات فلسفی مقاله داده بود، به ایران آمد و پیغام داد که می‌خواهد من را ببیند. من فکر می‌کردم راجع به چه چیزی می‌خواهد از من پرسد.
وقتی آمد، گفت: من در آمریکا به دانشجویان می‌گویم زنان در ایران آزاد هستند، ولی آن‌ها به خاطر حجاب زنان ایرانی این آزادی را باور نمی‌کنند. من در پاسخ او کمی در مورد مسائل زنان و شأن و شئون‌ آنان در اسلام توضیح دادم. ایشان به من گفت اگر ما ۵۰ درصد آنچه را که شما راجع به زنان گفتید در آمریکا پیاده کنیم، هیچ مشکل اجتماعی نخواهیم داشت. هم‌اکنون دانشگاه ایشان در آمریکا دانشگاهی است که به خاطر همین مسأله و همین نگاه، بسیاری طرفدار ایران هستند. حتی خود او تا این حد پیش آمده بود که می‌خواست در آمریکا با یک دختر ایرانی ازدواج کند که گفت به دلیل آن‌که پدر و مادرش کاتولیک‌های بسیار متعصبی بودند، نتوانست.
در یکی از کنفرانس‌های دانشگاه تهران هم با چنین مسأله‌ای روبه‌رو شدم. من از این نمونه‌ها زیاد دیده‌ام و علتش‌ این است که این فهم بسیار دست‌نخورده و جدید از اسلام، تازه در دنیا در حال انتشار است. یک مردی که رئیس یک کمپانی در بلژیک بود و گرایش‌های چپ چه‌گوارایی داشت و کاتولیک متعصبی هم بود، برای من صحبت می‌کرد و از نحوهٔ برخورد و رفتارش با همسرش می‌گفت.
به او گفتم: بنا بر آموزه‌های اسلامی، زمانی که دست زن و شوهر در دست یکدیگر است، گناهانشان بخشیده می‌شود. با تعجب پرسید واقعاً؟! خیلی برایش عجیب بود. گفت زمانی که من با همسرم بیرون می‌روم، وقتی دست او را می‌گیرم، فرزندانم من را مسخره می‌کنند.
در دیدگاه سوم که متعلق به اسلام است، رابطهٔ زن و مرد‌ دیگر رابطهٔ قدرت نیست. در قرآن رابطهٔ زوجیت زن و مرد با تعبیر «مودّت» به کار رفته است. فرا‌تر از این رابطه نیز بین مردان و زنان محرم و نامحرم یک نوع رابطهٔ خاصی وجود دارد؛ یعنی زن در نگاه اسلامی عزت ویژه‌ای دارد.
اگر فهم جدیدی از خود پیدا کنند...
آموزه‌های اسلامی در مقولهٔ زن و خانواده به‌ اندازه‌ای جذاب است که اگر ‌درست منتشر شود، بسیاری را مجذوب خود خواهد کرد. بزرگترین مسأله و معضلی که غرب برای زن‌ها درست کرده، این است که آن‌ها را درگیر مسائل حاشیه‌ای و تفریحی جامعه نموده است؛ بنابراین، زنی که خودش را به امواج اجتماعی غربی بسپارد، از مسئولیت‌های اجتماعی خود غافل خواهد شد. در دورهٔ شاه نیز خیلی تلاش کردند که زن‌ها را به‌‌ همان مسیر ببرند و الحمدلله موفق نشدند. قدرت دینی در ایران از این جهت بسیار مؤثر بود.
یکی از ویژگی‌هایی که ما داشته‌ایم و داریم و ان‌شاءالله خواهیم داشت، در مورد احساس مسئولیت زن نسبت به محیط اجتماعی‌ است. زن‌های ایرانی همواره در تاریخ به این احساس مسئولیت مهم پایبند بوده‌اند. یک نمونهٔ بارز آن در جریان تحریم تنباکو و در داخل حرم‌خانهٔ شاه بود. وقتی ناصرالدین‌شاه به تحریم قلیان‌ها اعتراض کرد، زن‌ها به او گفتند‌‌ همان کسی این کار را حرام کرده که ما را به تو حلال کرده است.
به طور کلی اگر زن‌ها فهم جدیدی از خودشان در همهٔ عرصه‌ها پیدا کنند ـ فهمی از خودشان فی نفسه به عنوان زن و فهمی از خودشان در زمینهٔ اجتماعی ـ بسیار بر جامعهٔ مردهای خودشان تأثیر خواهند گذارد. به همین دلیل، وقتی وارد صحنه می‌شوند، حرکت‌های جدی صورت می‌دهند. شما از مسألهٔ انقلاب اسلامی که بگذرید، حضور زنان در دفاع مقدس بسیار مقتدرانه بود. تا مادری راضی نبود، پسرش به جبهه نمی‌رفت. تا همسری رضایت نداشت، مردش ماه‌ها در جبهه نمی‌ماند؛ بنابراین، زن‌ها نقش جدی‌تر، مهم‌تر و تأثیرگذارتری را پس از انقلاب در زمان جنگ داشتند و این معلول آن شناخت جدید زن از خودش بود. انقلاب اسلامی یک لایه از این شناخت را باز کرد.

29 تیر 91

منبع وبلاگ: sph-papers.blogfa.com

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!

      به نام خداوند بخشنده مهربان



«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد.
 
گمان کرده که ظرفیت‌های کشف نشده چادر را پس از ده‌ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می‌کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می‌داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی‌ها را بگیرد و جذابیت‌های زنانه‌اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال‌ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده‌اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می‌دانند و گویا با استفاده از چادر می‌خواهند چهره خود را قاب بگیرند. بعد هم در قواره یک فعال اجتماعی ظاهر می‌شوند و هر روز عکس‌های مختلفشان را این طرف و آن طرف منتشر می‌کنند تا محرم و نامحرم لایکشان کنند.
 
اما حقیقتا این نوع پوشش که باعث انگشت نما شدن فرد در جامعه می‌شود، مصداق لباس شهرت نیست؟ در تعریف‌های فقهی ما یک شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید «جلب توجه» کند. حجاب باید در مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شود، اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست و ساخت ذهن خلاقانه برخی از بانوان ایرانی است، حجاب جدیدی را معرفی کرده که در مسیر خودنمایی تعریف می‌شود و از بیخ و بن ضدحجاب است.
 
اینکه زن بتواند با چادر به آسانی فعالیت اجتماعی کند را هیچ کس منکر نیست،بانوان محجبه و عفیفه قطعا می‌توانند با حفظ شئون شرعی به فعالیت اجتماعی بپردازند. اصلا ضرورت همین موضوع بود که چند سال قبل برخی از کارشناسان دور هم جمع شدند و اقدام به طراحی چادرهایی کردند که در عین سادگی، دست و پاگیر بانوان هم نبود.
 
چادرهایی که مثلا هنگام رانندگی یا حمل کودک محدودیت ایجاد نمی‌کرد، اما این خلاقیت به مرور تبدیل به یک بدعت شد و طراحان بعدی، به فکر آن افتادند تا چادرهایی جذاب تولید کنند و کار به جایی کشید که باخط نستعلیق و نسخ روی چادر بانوان کلمات قصار می‌نوشتند و شعار می‌دادند که با چادر محدودیت نیست و می‌تواند شما را جذاب‌تر کند! این طراحان ادعا می‌کنند که فقط با چنین روش‌هایی می‌توان برخی از دختران امروزی که با حجاب ارتباط خوبی ندارند را به سوی چادر کشاند، اما انگار نسخه ناشیانه‌ای که آنها برای حجاب جامعه نوشته‌اند، به ضد خود تبدیل شده و به قول جناب مولوی «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود»ه است. مخاطب اصلی بازار چادر خانواده‌های مذهبی هستند و قطعا این چادرهای تیپیکال بیش از آنکه به دست جامعه هدف برسد، به دست متدینین رسیده و گاهی اوقات گره چادر آنها را شل کرده است.
 
این تدبیرهای بدعت‌گونه سابقه بسیاری دارد، مگر در همین یکی-دو دهه اخیر به بهانه مقابله با موسیقی‌های مبتذل وارداتی، خودمان به تولید ابتذال نپرداختیم؟ مگر برای آنکه رضایت عده‌‌ای را جلب کنیم، پیچ شرعیات را شل نکردیم؟ مگر خطوط قرمزمان را تغییر ندادیم؟ آنقدر که گاهی اوقات موسیقی‌های وطنی‌مان شرم‌آورتر از برخی نسخه‌های خارجی شده است.
 
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. این روزها باید نگران حجاب برتر بود. حجابی که در طول همه این سال‌ها نماد پوشش و عفت بوده، حالا در خطر است. دعوای ما، درباره چادر و مانتو نیست. درباره «میل به جذابیت» است. ماجرا این است که این بانوان قبل از انتخاب چادر باید به این سوال پاسخ دهند که آیا می‌خواهید جذاب باشید یا نه؟ اگر پاسختان مثبت است، تا دلتان بخواهد گزینه دارید، لطفا بیخیال چادر شوید که برای ما مقدس است و عزیز.
 
حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می‌کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند. فراموش کرده‌ایم آن کلام امام صادق را که فرمود: کلام ما را بدون حذف و اضافه به مردم بگویید، فطرت آنها خواهد پذیرفت.


منبع:افکارخبر          جنبش مصاف  masaf.ir


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

از تهاجم فرهنگی به آندلس تا آندلوسیزه سازی ایران

 

        به نام خداوند بخشنده مهربان


در زیرسایه همین درخت بود که بنیان گذاران تمدن نوین اروپایی توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.

در سال 92 هجری، مسلمانان تحت فرماندهی «طارق بن زیاد» حرکت برای فتح اندلس را آغاز کردند. این جریان از 92 تا 96 طول کشید. پس از به دست آوردن پیروزیهایى چند، موسى بن نصیر نیز با نیروى کمکى وارد شبه جزیره شد  و طى مدت کوتاهى، تمام شبه جزیره ایبرى (اسپانیا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گردید، حتى آنها از سلسله جبال پیرنه گذشتند و به خاک فرانسه رسیدند و حکومت اسلامى اندلس را در شبه جزیره برقرار کردند وشهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند که تا سال 897 هجرى قمرى ادامه یافت .

سپاه اسلام، پس از فتح اندلس، آزادی مسیحیان و یهودیان اهل این سرزمین را تضمین کردند و با گرفتن جزیه و خراج اسلامی، آن ها را در پناه خود در آوردند.مسلمانان فاتح، فقط املاک «خانواده رودریک» و افراد وابسته به آن و یا کسانی که در جنگ با مسلمانان کشته شده بودند و هم چنین املاک کلیساها را غنیمت جنگی قلمداد کردند که خمس آن به عنوان سهم دولت اسلامی خارج شد و بقیه در دست صاحبان آن ها باقی ماند به شرط آن که مالیات آن را بپردازند.

در زیرسایه همین درخت بود که بنیان گذاران تمدن نوین اروپایی، چون دکارت (دکارت، پیاده از پاریس تا طلیطله را پیمود، تا در مدارس عربی طلیطله با زبان عربی آشنا شود.) توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.

بازپس‌گیری آندلس

در این بین کسانی (مسیحیان) که هنوز مسلمین را دشمنان خود می پنداشتند برای بازپس گیری آندلس راه هایی را در پیش گرفتند. راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:

مرحله اول: تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه های مسیحیت با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی.

مرحله دوم: نفوذ در امر حیاتی و مهم تعلیم و تربیت جوانان مسلمان از طریق گرفتن امتیاز باز کردن مدارس مجانی با هدف تعلیم مطالب انحرافی و القای شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاری با مسلمین با هدف ترویج فساد و بی بند و باری در زمام داران و به ویژه جوانان مسلمان اندلس.

نتیجه مراحل سه گانه مذکور که جملگی یک راهبرد اساسی برای فروپاشی اندلس اسلامی و خارج کردن این سرزمین از دست مسلمانان بود، تخدیر افکار و اندیشه های مسلمانان بود. وضعیت فرهنگی – اجتماعی ایجاد شده در اندلس اسلامی، این گونه در کتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشریح شده است:

1. می خوارگی که در گذشته در میان مردم عیاش اندلس به طور خفا انجام می شد، یک عمل عمومی و علنی گردید.

2. جوانان می گسار و بی بند و بار، روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و احمق و دور از تمدن خواندند.

3. لباس ساده خود را که نشانه صبر بود از تن در آورده و جامه تن پروری را به تن کردند.

4. جوامع مذهبی در انحصار پیر مردان و پیر زنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو کاری نبود.

5. دختران زیبای اروپایی که در همه جا مامور دلربایی از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمام تر ماموریت خود را انجام دادند و در نتیجه جوانان مسلمان تا نیمه های شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.

عوامل سقوط

دراینجا به طور مختصر عوامل سقوط اندلس را بررسی میکنیم.

 

1. دلدادگی فرمانروایان اسلامی به فرهنگ ترسایان(ازدواج با زنان مسیحی)

2. ساده لوحی فرمانروایان اسلامی و ندانستن فنون پیچیده جنگ نرم و دشمن شناسی

3.  اشاعه اصالت لذت و تن آسایی بین مسلمین

4.  اشاعه فحشا و بی بند و باری و غنا

5.  بوجود آمدن اختلاف بین مسلمانان عرب و بربر

6. انگیزه مسلمانان برای فتح اندلس الهی نبود

7.  بوی غرور و ریاست‌طلبی در سخنان فاتح اندلس

8.  رفتارعباسیان با خلفای اموی پیش ازخود

9.  دریایی مسلمین و پیدایش قدرت دریایی اروپایی  پرتغالی

10. رکود تجارت و فروپاشی و سقوط اقتصادی جهان اسلام و دولت ممالیک

11.  جنگ استشراقی

12. انحطاط علمی مسلمانان

تهاجم فرهنگی نوع خاصی از تهاجم است که به طور پنهان و غیرمستقیم از جانب یک ملت نسبت به ملت دیگر در زمینه‌های فکری و فرهنگی صورت می‌گیرد. پدیده‌ «تهاجم فرهنگی» دارای مسائل و ابعاد پیچیده و گسترده‌ای است.

همان طور که مقام معظم رهبری در دیدار خود با اعضای شورای انقلاب فرهنگی فرمودند، «تهاجم فرهنگى، مثل خودِ کار فرهنگى، اقدامِ آرام و بى‌سروصدایى است. یکى از راه‌هاى تهاجم فرهنگى، این بوده است که سعى کنند جوانان مؤمن را از پایبندی‌هاى متعصبانه به ایمان، که همان عواملى است که یک تمدن را نگه مى‌دارد، منصرف کنند. همان کارى را که در اندلس، در قرن‌هاى گذشته کردند؛ یعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوت‌رانى و میگسارى و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام مى‌گیرد.»(21 مرداد 1371)

تهاجم فرهنگی را نمی‌توان مختص زمان حال دانست، بلکه این پدیده در طول تاریخ بارها گریبان‌گیر تمدن‌های مختلف، از جمله کشورهای اسلامی شده است.

این پدیده هرچند در هر دوره و زمانی با شیوه‌ خاصی بروز یافته است، اما در اصل و مبانی خود، به طور ثابت عمل می‌کند. این مقاله در تلاش است تا با واکاوی واقعه‌ی اندلس، به تبیین نقش تهاجم فرهنگی در سقوط یک تمدن بر اساس بیانات مقام معظم رهبری بپردازد.

*وضعیت فرهنگی شهر اندلس در زمان اسلام

فتح اندلس به دست مسلمانان سبب تحولی عظیم در زندگی عموم مردم و نظام اجتماعی و اقتصادی آن سرزمین شد و سرآغاز یک دوران تازه و ابتدای یک تحول و تکامل بسیار مهم بود. قبل از ورود اسلام به این سرزمین، اقلیتی ستمکار، که شامل شهریاران و اشراف و نجبای ممتاز می‌شدند، حق و حقوق یک ملت را در دست داشته و آنان را مورد ظلم و ستم و بهره‌کشی قرار می‌دادند و حتی آنان را در بردگی و بندگی خویش نگاه می‌داشتند.

با پیروزی مسلمانان و ورود اسلام به این سرزمین، در طی چند سال اندک، چهره‌ آن کشور تغییر کرد و دین اسلام، عدالت، آزادی و برابری را برای مردم آن منطقه به ارمغان آورد،ظلم و ستم را از بین برد و به سلطه‌ طبقاتی اشراف جامعه پایان داد و مسلمانان توانستند عناصر آشفتگی و نابسامانی را از میان بردارند و سازمانی اداری و مالی ایجاد کردند.

یکی از دستاوردهای تمدن اسلامی در آن زمان، شوق دستیابی به علوم و فنون جدید بود و به هر مکان و سرزمین که ورود پیدا می‌کردند، آموزشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، و بنگاه‌ها و مجامع علمی و ادبی تأسیس می‌نمودند و به این ترتیب، کتب یونانی ترجمه گردید و تحصیل هندسه، هیئت، طبیعیات، شیمی و طب با نهایت موفقیت جریان داشت. تجارت و اقتصاد نیز در اوج شکوفایی و رونق بود و معادن، اسلحه، پارچه‌های حریر و سایر منسوجات، چرم‌های دباغی‌شده و شکر تماماً در آنجا فراهم می‌آمد. مسلمانان در زمینه‌ی کشاورزی و زراعت، بیش از علوم و صنایع استعداد خود را نشان دادند؛ چنان که در اندلس برای آبیاری اسباب و وسایلی بنا کردند که هنوز آثار آن موجود است. همچنین در اراضی اندلس، زراعت نیشکر، توت، پنبه، موز، برنج و غیره را رونق دادند.

مسلمانان در اندلس در تمامی زمینه‌های علوم و فنون، استعداد و لیاقت خود را نشان دادند. جاده‌ها، پل‌ها، کاروانسراها، مسافرخانه‌ها، بیمارستان‌ها و مساجد در اطراف شهر به کثرت ساخته شد. وضعیت دریانوردی هم با نظم خاصی انجام می‌شد و تجارت با اروپا و آسیا و آفریقا برقرار بود. در پزشکى نیز با ظهور افرادى چون على بن عباس، زهراوى، باهلى، ابن زهر و... مسلمانان بدان درجه از تخصص علمى رسیدند که جراحى‏هاى دقیق چشم را انجام مى‏دادند.

مسلمانان در طول چند قرن، کشور اندلس را نه تنها از نظر علمی و مادی به کلی منقلب کردند و بلکه در زمینه‌ی اخلاق و فرهنگ هم تأثیر شگرفی داشتند. مسیو سدیلو در این خصوص می‌نویسد:«از ممیزات مسلمانان نسبت به اقوام دیگر، که در واقع جزء مفاخر آن‌ها باید شمرد، یکی محترم شمردن نوع انسان بوده است... سلاطین مسیحی قسطیله و ناوار تا این درجه به حس وفاداری، خلاصه میهمان‌نوازی مسلمانان اعتماد داشتند که برای معالجه و مداوا، همیشه بدون هیچ بیمی، به پایتخت آن‌ها آمد و شد می‌کردند.»

حکام مسلمان رسم و سنت و قوانین آنان را به رسمیت شناختند و حتی برایشان حاکمانی از میان خودشان تعیین کردند که استان‌ها را اداره و مالیات‌ها را جمع‌آوری و قوانین و فرمان‌ها را اجرا می‌کردند و خود مسلمانان تنها وظیفه‌های عالی حکومتی را بر عهده داشتند و بر حسن اجرای قوانین نظارت می‌نمودند. بدین ترتیب، بسیاری از اوقات، والی، رئیس شهربانی، والی خراج، متصدی برید و اطلاع‌رسانی و قاضی از میان بومیان بودند.مسلمانان با اقلیت‌های دینی، به خصوص مسیحیان، با تسامح دینی رفتار می‌کردند و بهره‌مندی از جلوه‌های این تسامح دینی چنان گسترده بود که کنیزان و بردگان را هم شامل می‌شد.

در آن زمان و هنگامی که سراسر اروپا در جهل و بی‌خبری کامل بود، اندلس به تنهایی پرچم‌دار دانش و تمدن در غرب محسوب می‌شد و تمدنی که مسلمانان در این منطقه ساختند، خاستگاه بیداری و تحول علمی بود که به مثابه‌ی تمدن شرق از غنای چشمگیری برخوردار بوده و حاصل این تمدن اسلامی را می‌توان در ظهور اندیشمندان، علما، فلاسفه و آثار معماری و رشد اقتصادی در جنوب اروپا مشاهده کرد.

در واقع فرهنگ غنى اسلامی در تمدن شکوفاى اسپانیاى مسلمان چنان بالنده و رو به رشد و گستردگى بود که هر کسى هر چه می‌خواست بدان دست می‌یافت. می‌توان گفت همه‌ی شاخه‌هاى فرهنگ بشرى، از ادب و هنر، حقوق و سیاست، فلسفه، طب و جانورشناسى، گیاه‌شناسى و معدن‌شناسى، بارور و رو به گسترش بوده است و این غناى فرهنگى در اندلس توانست فرهنگ اسلامی را به اروپا انتقال دهد و مقدمات نهضت فکرى و بیدارى غرب را به وجود آورد.

با دیدن این همه قدرت و عظمت در اندلس، این سؤال پیش می‌آید که علل انحطاط تمدن باشکوه اسلامی اندلس چه بود؟ و دلایل آن را باید در چه عواملی جست‌وجو کرد؟ با جست‌وجو و تفحص در متون تاریخی می‌توان چند عامل را به عنوان آسیب‌های جدی و اساسی فرهنگ و تمدن اسلامی اندلس برشمرد. اما اکثر صاحب‌نظران بر تأثیر عوامل فرهنگی و فساد اخلاقی بیش از دیگر عوامل اتفاق نظر دارند. در ادامه‌ی این مقاله به بررسی علل فساد اخلاقی و انحطاط فرهنگی اندلس خواهیم پرداخت.

علل انحطاط فرهنگی و فکری در جامعه‌ی اسلامی اندلس

مسیحیان وقتی پیشرفت مسلمانان را در همه‌ زمینه‌ها دیدند و احساس کردند که این پیشرفت‌ها و قدرت و عظمت مسلمانان، خطر بزرگی برای منافع آن‌هاست، از راه‌های مختلف تلاش کردند تا در مقابل پیشرفت مسلمانان ایستادگی کنند و آرام‌آرم به فکر نابودی جامعه‌ی اسلامی اندلس افتادند و توانستند با تهاجم فرهنگی به نیات خود دست یابند.

آنان برای رسیدن به این هدف خود، ریشه‌ی جامعه اسلامی را هدف قرار دادند و با ترویج و تبلیغ اندیشه‌های مسیحیت و آزادی‌های وارداتی و غربی (اشاعه‌ی بی‌بندوباری) جوانان را به سمت فساد سوق دادند. مقام معظم رهبری معتقد است در تفکر اسلامی و مکاتب غربی، تفاوت‌های اصولی و اساسی در بیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد و اگر بخواهیم نسبتی بین تفاوت آزادی در غرب و اسلام ارائه دهیم، این نسبت عموم و خصوص من وجه خواهد بود: «در تفکر اسلامی و مکاتب غربی، تفاوت‌های اصولی و اساسی در بیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد... اسلام در برخی از زمینه‌ها دایره را از این محدودتر می‌کند و در بعضی از زمینه‌ها آن را گسترش می‌دهد و به اصطلاح طلبگی، بین نظر اسلام و نظر رایج در دنیای غرب در باب آزادی، عموم و خصوص من وجه است. در برخی از چیزها ما نظر غرب را بسیار محدود، تنگ‌بینانه و در بعضی از امور آن را بیش از حد وسعت‌یافته و نزدیک به بی‌بندوباری می‌دانیم.»

مسیحیان توانستند با تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه‌های مسیحیت، با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی و همچنین نفوذ در تعلیم و تربیت جوانان از طریق اخذ مجوز برای برپایی مدارس رایگان با هدف تعلیم مطالب انحرافی و ایجاد شبهات دینی و در کنار آن، توسعه‌ی روابط تجاری و اقتصادی با مسلمانان، زمینه‌ی ترویج فساد و بی‌بندوباری و همچنین تجمل‌پرستی را در بین مسلمانان اندلس فراهم آورند و آرام‌آرام مردم اندلس در مجامع عمومی، به صورت علنی به شراب‌خواری و عیاشی روی آوردند.

مقام معظم رهبری در خصوص این نوع عملکرد می‌فرمایند: «تهاجم فرهنگى این است که یک مجموعه (سیاسى یا اقتصادى) براى مقاصد سیاسى خود و براى اسیر کردن یک ملت، به بنیان‌هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى‌برد. چنین مجموعه‌اى هم چیزهاى تازه‌اى را وارد آن کشور و آن ملت مى‌کند، اما به زور، اما به قصد جایگزین کردن آن‌ها با فرهنگ و باورهاى ملى. این اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگى، هدف، بارور کردن فرهنگ ملى و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ریشه‌کن کردن فرهنگ ملى و از بین بردن آن است.»

تهاجم فرهنگی، سبب شد تا جامعه‌ی اسلامی، به ویژه جوانان، نسبت به مسائل دینی بی‌تفاوت شوند و به تدریج روح دین اسلام در جامعه‌ی اندلس کم‌رنگ شود. توجه به ادبیات اندلس نیز این موضوع را تأیید می‌کند. دست‌کم تا پایان دوره‌ی ملوک‌الطوایف، ادبیات مخصوصاً شعر، دارای صبغه‌ی غیردینی شد. محور اصلی شعر اندلسی، تجمل‌پرستی و لذت‌جویی بود. سایر اندیشه‌های معتبر ادب عربی، از قبیل تمثیلات، زهدیات و عرفانیات نیز سخنگویانی داشت، لکن اوج شعری نداشت. در عوض سخن از شب‌های عیش و نوش بر روی رودخانه یا سخن از دلبران غزال‌مانند و دختران باریک‌میان در میان است.

وقف تاکستانهای بزرگ و متعدد و توزیع مشروبات حاصل از آنها به شکل رایگان در بین جوانان مسلمان و تأسیس تفریح گاه های متنوع از سوی صاحبان کلیسا که خدمه و کارکنان آن همگی زیبارویان مسیحی بودند و... عواملی اند که موجب ضعف اراده در میان جوانان مسلمان شد. دلیران مسلمان که به هنگام فتح اندلس با چنان ایمانی می جنگیدند که نوشته اند کشتی های خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه بازگشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشسته اند

حال و روز جوانان و دلیران مسلمان از زبان امیر علی تاریخ نویس مسلمان است:(امیر علی، تاریخ غرب و اسلام، ص542)
" جوان مرد یا شوالیه عرب که برای جنگ به میدان مسابقه می رفت، بر روی بازوهای خود علامتی مانند شکل قلب با تیری که آن را سوراخ کرده یا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ می کرد و یا خال کوبی می نمود. این سپاهیان علناٌ درحضور محبوبه های خود برای جایزه شجاعت و دلاوری با یکدیگر مبارزه می کردند و اغلب با محبوبه های شان می رقصیدند.
دشمن برای شکست مسلمین در اندلس، به جای قهرمانان و شوالیه ها و جنگ جویان غول پیکر، دخترکان ظریف اندام خود را به آوردگاه مسلمین روانه کرد و به جای تیرهای آتشین و کشنده با غمزة چشمان جادویی زیبارویان مسیحی به جان مجاهدان مسلمان افتاد و ترنّم آوازه خوانان مه رو را به جای برق شمشیرهای خون ریز هدیه مسلمانان کرد و شراب سرخ شیرافکن را در کنار همه اینها در حلقوم مسلمین ریخت تا بدین سان و در یک پروسة مدت دار، اندلس را به حسرتی همیشگی در دل مسلمین بدل نماید... جمله زیر از زبان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل خطاب به مجلس نمایندگان آمریکا بیان شده است: ارسال برنامه های ماهواره ای حاوی تصاویر زنان زیبا با بدن های برهنه و نیمه برهنه و پرداختن به امور دینوی، از قبیل زندگی تجملی و البسة زیبا و صحنه های جنسی باعث می شود که کودکان ایرانی خواستار لباس های زیبا، زندگی تجملی و امثال این ها شوند و با این امر می توان در ایران انقلابی به راه انداخت .

فراگیر شدن فساد در سطح حاکمیت و جامعه، مسلمان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه بازداشت و حمیت و غیرت دینی را در آن‌ها از بین برد و آنچه برای آن‌ها اهمیت داشت، قدرت‌طلبی و خوش‌گذرانی بود.در نتیجه‌ی این تهاجم فرهنگی، شهرهای اسلامی یکی پس از دیگری از تحت حکومت آن‌ها خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد.

با افزایش تجمل‌پرستی و فساد اخلاقی در جامعه‌ی اندلس، شور دینی در آنجا کاهش یافت و موجی از شکاکیت و تردید در عقیده‌ی مردم به وجود آمد و در کنار آن، فرقه‌ای پدید آمده بود که می‌گفت همه‌ی موضوعات مربوط به دین باطل است و احکام دین را از نماز و روزه و حج و زکات مسخره می‌کرد.

به جز این فرقه، گروه دیگری نیز به وجود آمدند که خود را «پیرو دین جهانی» نام داده بودند. این گروه نیز با همه‌ی عقاید دینی مخالف بود و دینی را که فقط بر مبادی اخلاقی استوار باشد تبلیغ می‌کرد. یک فرقه‌ی لاادری نیز بود که می‌گفتند عقاید دینی ممکن است درست یا نادرست باشد و ما آن را نه تأیید و نه انکار می‌کنیم؛ هر چه هست ما از حقیقت آن بی‌خبریم و نمی‌توانیم عقایدی را که از اثبات صحت آن عاجزیم بپذیریم.

مسیحیان با اجرای همین طرح‌ها و برنامه‌های دقیق و هدفمند، به اهداف خود که انحراف جامعه‌ی اسلامی بود دست یافته و کشور اسلامی اندلس را به سمت سقوط و نابودی سوق دادند. در واقع فراگیر شدن فساد در سطح حاکمیت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه بازداشت و حمیت و غیرت دینی را در آن‌ها از بین برد و آنچه برای آن‌ها اهمیت داشت قدرت‌طلبی و خوش‌گذرانی بود. در نتیجه‌ی این تهاجم فرهنگی، شهرهای اسلامی یکی پس از دیگری از تحت حکومت آن‌ها خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد.

نتیجه‌گیری

ضعف و انحطاط جامعه‌ی اسلامی اندلس و در نهایت، اخراج مسلمانان از این سرزمین پس از هشت قرن (92‌ ـ‌898 ق)، جدا از تفرقه و ضعف حکومت، معلول تهاجم فرهنگی مسیحیان به صورت آهسته و پیوسته بوده است. فساد اخلاقی و عمل نکردن به دستورات دینی از عواقب همین تهاجم فرهنگی بود. عالمان دین نیز در قبال چنین وضعیتی تنها نظاره‌گر بودند و حتی گاه خود توجیه‌گر وضع موجود می‌شدند.

همان طور که بررسی کردیم، انحطاط فرهنگی و ترویج بی‌تفاوتی دینی در جامعه‌ی اسلامی، به خصوص در میان جوانان، از جامعه‌ی شکوهمند اسلامی، یک جامعه‌ی بیمار و ضعیف ساخت که توانایی هیچ گونه دفاعی از اعتقادات، باور و فرهنگ خود نداشت. بنابراین آن چیزی را که دشمن به عنوان فرهنگ مطلوب ارائه می‌داد به راحتی می‌پذیرفت و این همان مسئله‌ای است که مقام معظم رهبری به خوبی به آن اشاره کرده‌اند:

«در تهاجم فرهنگى، ملتى را که تحت تهاجم قرار گرفته است، باید به بیمارى که افتاده و خودش کارى نمى‌تواند بکند، تشبیه کنیم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزریق مى‌کند و معلوم است آمپولى که دشمن تزریق کند، چیست! این فرق دارد با آن دارو و درمانى که خود شما بروید و آن را با میل، انتخاب و وارد بدنتان کنید. این تهاجم فرهنگى است.»

در شرایط کنونی، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، با استفاده از همین حربه‌ی قدیمی خود، یعنی تهاجم فرهنگی، در صدد هستند تا جامعه‌ی اسلامی را دچار ضعف کرده و بر آن دوباره مسلط شوند و امروزه با اشاعه‌ی فرهنگ غربی و ترویج و تبلیغ فرهنگ لیبرالیستی، سعی دارند تا جوانان را نسبت به مسائل دینی بی‌تفاوت کنند و با استفاده از همه‌ی ترفند‌ها، در پی ایجاد اندلسی دیگر هستند. همان طور که مقام معظم رهبری در سال 1381 در جمع جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان فرمودند، سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است.

برهان

وعده ی صادق www.alvadossadegh.com/fa  با کمی تغییر

مقاله فتح اندلس و فروپاشی آن از سایت جنبش مصاف masaf.ir

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نوای منجی

نوای منجی

دریافت
حجم: 8.9 مگابایت

 

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مسیحیت تبشیری

 

       به نام خداوند بخشنده مهربان


مسیحیت تیشیری


جوانانی که به امید پناهندگی مسیحی می‌شوند


شبکه‌های ماهواره‌ای «محبت تی وی»، «نجات»، «امید ایران» و ... نقش به سزایی در تبلیغات مسیحیت ایفا می‌کند. آن‌ها در کنار گروه‌های تبشیری برای جذب جوانان ایرانی از حربه‌های مختلف نظیر وعده پناهندگی در صورت مسیحی‌شدن استفاده می‌کنند.


 حیات اجتماعی ایرانی از گذشته‌های بسیار دور با دین آمیخته شده و همیشه دین در حکم عنصری مهم، تأثیری اساسی در زندگی مردم ایران داشته است.

سرزمین ایران در طول تاریخ، ادیان گوناگونی به خود دیده که مهم‌ترین آن‌ها دین اسلام بوده است. دین اسلام، پس از ورود به ایران با حمله خلیفه دوم باعث تغییراتی اساسی در نگرش و سبک زندگی مردم شد.

ایران قبل از اسلام دارای پیروانی از دین مسیحیت بوده و در تاریخ آمده است که پس از میلاد عیسی مسیح(ع)، تعدادی از ایرانیان به همراه کاروان‌ هدایا به زیارت آن حضرت در اروشلیم مشرف می‌شدند و بعد از ظهور اسلام هم پیروان دین مسیح(ع) بعضا در ایران در حوالی مناطق صعب‌العبور و ییلاقی به همراه عده‌ای از یهودیان زندگی می‌کردند. اولین گروه مسیحیان پروتستان (شاخه میسیونری مسیحیت) در سال 1024 شمسی در ایران حضور یافتند و اقدام به فعالیت کردند و علاوه بر تبلیغ مسیحیت و جذب ایرانیان به آیین مسیح(ع)، اقدام به تأسیس مراکز خیریه‌ای مانند یتیم‌خانه‌ها، مراکز نگهداری سالمندان، بیماران خاص و نابینایان کردند.

گروه دیگری از مسیحیان در سال 1324 رسماً در ایران با نام خلیفه‌گری تهران و شمال اعلام موجودیت کردند و گستره فعالیت جغرافیایی آنان شامل استان‌های تهران، مرکزی، قزوین، زنجان، مازندران، گلستان و خراسان اعلام شد و فعالیت‌های میسیونری آن‌ها در 40 سال گذشته به صورت منظم‌تری ادامه یافت، در ابتدای انقلاب اسلامی، میسیونر‌های خارجی از کشور اخراج شدند و مدیریت کلیساهای پروتستان‌ با مدیریت رهبران مسیحی ایرانی و با هدایت میسیونر‌های خارجی ادامه یافت.

اما در حال حاضر، بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد، مباحث تئوریک در حوزه دینی افزایش یافته و کماکان نیز ادامه دارد و چالش‌هایی که دین در ایران بدان مبتلاست به اشکال گوناگون ظاهر شده است، یکی از آن موارد، بحث سکولاریزاسیون است. به غیر از این موضوع، آنچه در چند سال اخیر شاهد شکل‌گیری آن بوده‌ایم، گرایش به ادیان دیگر به خصوص مسیحیت است.

هرچند این امر ملموس نیست، اما افزایش آمار در این زمینه در مقایسه با سال‌های گذشته، زنگ خطر را برای ما مسلمانان به صدا درآورده است. در ادامه به منظور آگاهی بیشتر از این جریان، فعالیت و عملکرد آن در ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد:

*تبلیغ و جذب مسیحیت در ایران

-هدف:

هدف مسیحیت در تبلیغ، جذب مسلمانان است.

-برنامه:

برنامه‌های جذاب، آماده‌سازی سخنران‌های توانمند، تبلیغ آزادی‌های مفرط، برنامه خاص برای جذب جوانان.

-روش‌های عضو‌گیری:

روش عضو‌گیری در مسیحیت به صورت هرمی است و افرادی که جذب می‌شوند خود به تبلیغ می‌پردازند. این در حالی است که افرادی که به مسیحیت می‌پیوندند از حداقل اطلاعات عقیدتی برخوردارند و تنها به صورت خودکار، به تکرار آموزه‌ها می‌پردازند.

-راه‌های جذب:

روش‌های جذب در مسیحیت تبشیری به دو دسته کلی تقسیم می‌شود که عبارتند از:

دیداری و شنیداری

1- تبلیغات تلویزیونی: تلویزیون ماهواره‌ای به صورت گوناگون نقش به سزایی در اعمال تبلیغات مسیحیت ایفا می‌کند. مجموعه‌های رسانه‌ای که به صورت شبکه‌ای و کاملاً هماهنگ به تحرک می‌پردازند با شیوه‌های گوناگون به صورت مستقیم و غیرمستقیم تبلیغات وسیعی را برای مسیحیت به مرحله اجرا در می‌آورند. از جمله شبکه‌ها و رسانه‌هایی که می‌توان به آنها اشاره کرد «محبت تی وی»، «نجات»، «امید ایران» و ... است.

عمده محورهای القای این تلویزیون‌ها شامل موارد زیر است:

-تبلیغات مسیحیت صهیونیستی: انجام تبلیغات ویژوه معتادان و معلولان با استفاده از تصاویر ساختگی و جعلی و انتشار موسیقی و تصاویر و نماهنگ‌های هیجان‌آور به صورت مداوم.

-نشان دادن مسیحیت به عنوان دینی فراگیر که توانسته تمامی نژاد‌ها را به خود جذب کند.

2- تبلیغات اینترنتی: برخی از ویژگی‌های منحصر به فرد اینترنت، زمینه‌ای را فراهم آورده است تا بسیاری از گروه‌ها و جریان‌های غیرقانونی از آن به عنوان وسیله‌ای امن جهت تبلیغ و جذب بهره‌برداری کنند. مبلغان مسیحی در اینترنت با حداقل 30 سایت رسمی در حال فعالیت هستند. تالار گفت‌وگوی این سایت‌ها به محلی برای جذب ایرانیان تبدیل شده است.

افراد، تبلیغ‌ها را دریافت و پس از مدتی به محافل خانگی دعوت می‌شوند. از کارکردهای دیگر اینترنت تشویش اذهان عمومی، انتشار اکاذیب و بزرگ‌نمایی است.

تبلیغ مستقیم

-تبلیغات شهری: تبلیغات شهری مسیحیت شامل طیف وسیعی از اقدامات می‌شود مانند: دیوارنویسی، ترسیم صلیب بر روی اماکن عمومی و خصوصی، توزیع سی دی تبلیغی رایگان نظیر «خدا محبت است»، «داستان خدا» و ...

همچنین توزیع رایگان کتاب‌هایی نظیر «حیات در مسیح»، «عیسی کیست»، «اصول اعتقادی ما»، «خدمت تعلیم» و ... از این دست اقدامات است.

-تبلیغات در کلیساهای خانگی: این کلیساها منازلی هستند که کیشیشان مسیحی و یا افراد مرتد تازه جذب شده، مالکیت و یا اجاره آنها را در اختیار دارند. این محل‌ها توسط سازمان‌های کلیسایی با مبالغ قابل توجهی اجاره داده می‌شود تا توسط مالک، امورات جذب افراد صورت گیرد. این مکان‌ها عمدتا شاهد رجوع جوانان تازه جذب شده هستند. برخی کتب، سی‌دی، جزوات، شب‌نامه‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی در این اماکن تهیه، توزیع و به روز رسانی می‌شود.

-  اغواگران: گروه‌های مبلغ انجیل، طیف وسیعی از زنان را در اختیار دارند و از این گروه برای جذب افراد مذکر بهره‌‌برداری می‌کنند. این گروه از افراد با سخنرانی و تبلیغ چهره به چهره در محافل به جذب جوانان اقدام می‌کنند.

*جامعه هدف

سازمان‌های تبلیغات مسیحیت با تشکیل گروه‌های متعدد در کشور با انجام تبلیغات به صورت تخصصی علیه اقشار و گروه‌های سنی مختلف جامعه به خصوص 18 تا 20 سال و 20 تا 25 سال به جذب می‌پردازند. این گروه‌ها شامل موارد زیر می‌شود:

دانشگاهیان: با توجه به نقش و تأثیرات متقابل و بسیار مهم دانشگاهیان در تحرک جریان مسیحیت، سهم عمده‌ای از مجذوبان را دانشگاهیان (البته در سطوح پایین دانشجویی) تشکیل می‌دهند. البته اغلب دانشجویان مسلمان از زیر پا گذاشتن شریعت مبین اسلام پرهیز دارند و تنها گروه اندکی دچار این انحراف عقیدتی شده‌اند.

معتادان: فعالیت این گروه به دلیل گسترش معضل اعتیاد در کشور، بسیار گسترش یافته است در حقیقت با توجه به اینکه سیستم ترک اعتیاد مذکور نشأت گرفته از کشورهای غربی است، متولیان این گروه، از مسیحیت به عنوان عامل معنوی استفاده می‌کنند. به عبارتی معتادان اغلب دارای نارسایی‌ها و خلأهای معنوی هستند و شبکه تبلیغات مسیحیت عزم جدی برای جذب این گروه آسیب‌دیده به کار بسته است. نکته حائز اهمیت آنکه افراد مذکور با اغفال جوانان در حال ترک اعتیاد، ایشان را جهت ترک به بیرون از شهری که در آن ساکن هستند، انتقال داده‌اند و تسلط کاملی بر آن‌ها دارند.

اقشار آسیب‌پذیر و بزهکاران: دختران فراری، کودکان کار، افراد بزهکار و ... به دلیل عدم برخورداری از پشتیبانی معنوی و مادی مورد بهره‌برداری مبلغان مسیحیت قرار می‌گیرند. این افراد با استدلال اینکه یکی از حواریون عیسی مسیح(ع) «فاحشه» بوده است و عیسی(ع) او را دوست می‌داشته است، نسبت به جذب زنان فاسد به مسیحیت اقدام می‌کنند و بعضاً پس از جذب، از همین افراد برای توزیع انجیل در معابر استفاده می‌کنند.

افراد بی‌عقیده: تلاش مبلغان مسیحیت بر روی افرادی که باور مشخصی ندارند به صورت محسوس قابل مشاهده است، آن‌ها گاهاً در جذب اینگونه افراد، موفق هستند، زیرا به آن‌ها باورهایی را می‌دهند که هیچ الزام مشخصی را برایشان به همراه ندارد.

مخالفان سیاسی: مخالفان سیاسی جهت جبران خسارات مادی و معنوی شان در قبال برقراری حکومت اسلامی بهترین راه را در زمینه عقیدتی حرکت در مسیر مسیحیت انحرافی می‌یابند. شواهد بسیار زیادی از گرویدن سلطنت‌طلبان، گروه‌های رادیکال دانشجویی، اعضای سازمان‌های برانداز مسلح و ... در این زمینه موجود است.

*مراحل عضو‌گیری

افراد پس از دریافت پیام بر اساس روش‌هایی که توضیح داده شد، مراحل زیر را برای عضو‌ شدن طی می‌کنند.

مرحله اول- تماس اولیه: مخاطبان تلویزیون فارسی‌زبان اغلب با خارج کشور تماس برقرار کرده و توسط مجریان و اپراتور‌های تلفن به یکی از کلیساهای خانگی و کشیش‌های فعال معرفی می‌شوند. در خصوص سایت‌ها و مراجعان حضوری نیز شماره همراه کشیش در اختیارشان گذاشته می‌شود و پس از برقراری اولین تماس طی چند مرحله مذاکره تلفنی به مراسم دعوت می‌شوند.

مرحله دوم- دعوت به محافل: افراد جذب شده در این مرحله با در نظر گرفتن بضاعت مالی سفر برای مسافر یا مجموعه هدایت‌کننده، به یکی از محافل داخل و یا خارج دعوت می‌شوند. جلسات داخلی در منازل یاد شده موسوم به کلیسای خانگی که اغلب در مناطق مرفه شهرهای بزرگ قرار دارد، برگزار می‌شود. جلسات خارجی هم جهت برنامه‌سازی برای برگزاری جلسات بزرگ کلیسایی برپا می‌شود. عمده مهمانان این جلسه با هزینه سازمان‌های تبلیغی مسیحیت سفر و اقامت می‌کنند.

مرحله سوم- فعال‌سازی: در این مرحله سازماندهی جذب‌شدگان در گروه‌های محفلی به صورت منسجم تحت نظر فرد مشخصی در هر شهر یا منطقه صورت می‌پذیرد. پس از مدتی افراد جذب شده بعد از طی مراحل فشرده آموزشی به عواملی برای عضو گیری و جذب افرادی که باید به صورت هرمی فعالیت کنند تبدیل می‌شوند.

*شگردهای تبلیغی

استفاده از عناوین «روحانی» و «طلبه» برای تخریب اسلام و تبلیغ مسیحیت: یکی از شگردها، استفاده از عناوینی نظیر روحانی و طلبه است؛ افراد ادعا می‌کنند که مدتی در کسوت روحانیت بوده و اکنون پشیمان شده‌اند.

عشق منحرف: در این شیوه به سبب عشق ورزیدن، هر گناه و هرگونه رسم منحرف‌کننده فرهنگی در یک میهمانی شبانه و... توجیه پیدا می‌کند.

محبت ظاهری: محبت ظاهری از ارکان شگردهای تبلیغاتی آنان است. نام‌گذاری شبکه‌های تلویزیونی، سایت‌ها، کتب و سی‌دی‌ها نیز بیانگر استفاده مبلغان از شعار محبت در کانون تبلیغات مسیحیت است.

تظاهر امید به آینده: از دیگر محورهایی که مورد توجه قرار می‌گیرد تظاهر به امید است. در حقیقت گردانندگان تبلیغات دریافته‌اند که انسان امروزی نیازمند امیدواری است و از این دریچه نهایت تلاش خود را برای مرتبط ساختن امید به آینده جهت دعوت افراد به مسیحیت به کار می‌بندند.

تظاهر به مثبت‌اندیشی: سیل گسترده نظریات مثبت‌اندیشانه اگرچه حاوی نکات سازنده نیز است اما کانون تولید و پرورش این مباحث در جریان تبلیغ کلیسایی قرار دارد. آن‌ها می‌کوشند با تظاهر به مثبت‌اندیشی خلاء معنوی عمیق پیروان را پر کنند.

شادی کاذب: عنصر شادی در تبلیغات مسیحیت نقش کلیدی دارد. شاد زیستن در این جریان یعنی گوش دادن به موسیقی پاپ، خواندن سرودهای دسته جمعی، بوسیدن یکدیگر، رقص و ... این اقدامات که با فرهنگ ایرانی و اسلامی سازگار نیست، مکرراً تبلیغ می‌شود.

ادعای معجزه: تصاویر و متن‌های تولید‌شده شبکه‌های تبلیغالتی مسیحیت عمدتاً شامل یکسری معجزات مورد ادعای این جریان است، زنان و پیرانی که از بیماری‌های سخت نجات یافته‌اند، بیشترین حجم این گونه تبلیغ‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. در حقیقت این دسته از مروجان امیدوارند با بزرگ‌نمایی و دروغ‌پردازی پیرامون احتمال انجام معجزه در قبال بیماران، طمع ناآگاهان را در جذب به مسیحیت برانگیزند.

ادعای کشف و شهودهای دروغین: ادعاهای کشف از کیشیشان تلویزیونی و خانگی آن‌قدر تکرار شده است که سبب شده حتی بسیاری از گروندگان تازه وارد نیز ادعای کشف و شهود کنند.

*آسیب‌ها

به طور خلاصه عمده آسیب‌هایی که فعالیت مبلغان مسیحیت بر پیکره فرهنگی کشور وارد کرده است، شامل موارد زیر می‌شود:

دانشگاه

-کمرنگ شدن علایق و اعتقادات مذهبی دانشجویان مسلمان.

-گسترش انحرافات فکری و اخلاقی در بین برخی دانشجویان که یکی از مظاهر آن بدحجابی است.

-شکل‌گیری محافل و گروه‌های غیرقانونی دانشجویان.

جامعه

-ترویج انحرافات اخلاقی و فرهنگی با عنوان شادی.

-از دست دادن روحیه غیرت و تعصب دینی در سطوح جامعه.

-ترسیم فضای یاس‌آلود از آینده جوانان کشور و باورهای مذهبی ایشان.

-جذب اقشار آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر.

*تهدیدات

-برقراری ارتباط تلفنی و اینترنتی سریع با خارج از کشور که موجبات جذب افراد به سازمان‌های جاسوسی غرب را با انگیزه مذهبی فراهم می‌آورد.

-افزایش مسافرت‌های قانونی و غیرقانونی اتباع جمهوری اسلامی ایران به محافل مشکوک در کشورهای بیگانه.

*راه‌های مقابله

-اطلاع‌رسانی به گروه‌های آسیب‌پذیر به گونه‌ای که موجبات تبلیغ مسیحیت را فراهم نیاورد.

-اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی وسیع و موثر به اساتید و مدرسان دانشگاهی.

-راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی مؤثر و فعال در این زمینه.

-پاسخگویی صبورانه به شبهات دانشجویان.

مصداق‌هایی در رابطه با فعالیت گروه مسیحیت تبشیری در ایران

تبلیغ مسیحیت توسط مسافران در مترو: با شدت گرفتن برنامه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی به منظور تبلیغ و ترویج ادیان دیگر در میان مسلمانان و شیعیان، این روزها فضای مترو و تاکسی‌ها نیز به عرصه تحرک جدی عاملان این تهاجم فرهنگی تبدیل شده است. در یکی از این موارد تبشیری، خانمی با ظاهری آراسته و با خوشرویی در مسیر متروی قلهک ضمن حضور در واگن ویژه بانوان و در دست داشتن یک انجیل میان مسافران به تبلیغ دین مسیحیت پرداخت. وی می‌گفت: دین مسیح، دین محبت است. در کتاب انجیل آمده است که حتی اگر دشمن یک سیلی روی صورتت زد، آن طرف صورتت را نیز به طرفش بگیر تا به آن نیز سیلی بزند، در حالی که علی ‌بن ابی‌طالب موضوع قصاص را مطرح کردند و معنای حقیقی دشمن را به شیعیان تعریف نکرده است. اگر به عمق انجیل پی ببرید، خواهید یافت که دین مسیح کامل‌ترین دین است.

تبلیغ مسیحیت تبشیری بین مسافران ایرانی: به تازگی در یکی از پروازهای یک شرکت داخلی مشاهده شده که افرادی به توزیع کتب و نشریاتی در راستای تبلیغ مسیحیت صهیونیستی اقدام کرده‌اند. در همین زمینه کتابی با عنوان «آیا خدا واقعاً به ما توجه دارد» چاپ کشور ایتالیا توزیع شده است. نوروز امسال نیز توزیع کتب تبلیغ مسیحیت، به ویژه انجیل در فرودگاه‌های خارجی در بین مسافران ایرانی افزایش بسیار چشمگیری داشته است.

ترفند جدید مسیحیت تبشیری برای جذب مسلمانان: به تازگی فعالیت مسیحیت تبشیری در فضای مجازی شدت یافته است. انتشار جزوات و مجموعه‌های صوتی منتسب به گروه‌های تبشیری با موضوعات ایرانیان در کتاب مقدس، چگونه مسیحی شوم؟ و ازدواج و طلاق در مسیحیت دارد.

یکی دیگر از فعالیت گروه‌های تبشیری برای جذب جوانان ایرانی، دادن وعده پناهندگی به آنان در صوت پذیرش آیین مسیحیت است، موضوعی که به صورت رسمی در ادارات مهاجرت سه کشور اروپایی در دستور کار قرار گرفته است و با نظارت کشیشانی از کلیسا اجرا می‌شود.
منبع: فارش نیوز

جنبش مصاف     masaf.ir
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نداریم...

دریافت
حجم: 13.8 مگابایت 





مدت زمان: 5 دقیقه 32 ثانیه
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

بد پوشش ها

دریافت
حجم: 4.1 مگابایت




۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

سفارت عربستان، فرمانده میدانی کشتار شیعیان نیجریه


            به نام خداوند بخشنده مهربان



سفارت عربستان، فرمانده میدانی کشتار شیعیان نیجریه shia muslim                  
 شاهد عینی کشتار شیعیان نیجریه و شاگرد نزدیک شیخ ابراهیم زاکزاکی گفت که سفارت عربستان در ابوجا مستقیم حمله ارتش به شیعیان نیجریه را مدیریت می‌کرد.

 

به گزارش مصاف، حادثه کشتار شیعیان در نیجریه که منجر به کشته شدن بسیاری از شهروندان این کشور شد اگرچه بازتاب گسترده بین‌المللی را به‌همراه نداشت، اما حتی بازتاب این خبر در رسانه‌های منطقه‌ای نیز در حد انتشار اخبار و یا تحلیل‌های کوتاهی بود که به تمام ماجرا نپرداخته بودند، این در حالی است که وقوع این حادثه از جانب دولت نیجریه دارای ابعاد و اهداف پشت‌پرده و امنیتی می‌باشد که گذشت زمان این واقعیت‌ها را بهتر نشان خواهد داد. در حال حاضر آن گونه که دولت نیجریه گفته است رهبر شیعیان نیجریه به‌همراه خانواده‌اش در جای نامعلومی تحت محاصره نیروهای دولت می‌باشند و آمار دقیقی نیز از قربانیان این حادثه در دست نیست.

پایگاه الوقت گفتگویی را با «اسماعیل شعیب» یکی از شاهدان عینی و از شاگردان نزدیک شیخ ابراهیم زکزاکی که نقش فعالی در جنبش اسلامی نیجریه دارد انجام داده و از او خواسته تا جزئیات بیشتری را از این حادثه و مسائل پشت‌پرده برای ما بازگو کند که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

سؤال: آقای شعیب؛ ارتش نیجریه مسلمانان را به ایجاد راه‌بندان در آغاز حادثه متهم می‌کند، اما بازماندگان و خانواده‌های قربانی روایت کاملاً متفاوتی را از وقوع حادثه کشتار بازگو می‌کنند. آیا شما توضیحات ارتش را در ارتباط با این حادثه تأیید می‌کنید؟

شعیب: خیر، همان گونه که شما هم می‌دانید هرگاه نیروهای دولتی به جایی حمله می‌کنند، پس از آن بهانه تراشی‌ها و توجیه مسئله آغاز می‌شود. ایجاد راه‌بندان توسط شیعیان یک بهانه و دروغ بیشتر نبود. خیلی پیشتر از این و به‌طور کلی از گذشته نیروهای ارتش و دولتی در انتظار فرصت مناسب برای حمله به شیعیان بودند چرا که نگران گسترش نفوذ شیخ زکزاکی بودند و از این مسئله که نیجریه ایران دوم در قاره آفریقا شود به‌شدت می‌ترسند  تا در هفته گذشته نیروهای ارتش به حسینیه حمله کردند. حتی وقتی نیروهای ارتشی وارد حسینیه شدند، در همان دقایق اول از آنها سؤال شد که چرا وارد شده‌اند؛ اما هیچ کس چیزی نگفت و بلافاصله تیراندازی‌ها از جانب ارتش در حسینیه شروع شد. بعد از حادثه ما از طریق اخبار شنیدیم که ارتش گفته است علت تیراندازی ایجاد راه‌بندان در عبور کاروان وزیر دفاع بوده است.

سؤال: تیراندازی و شروع حادثه از چه ساعتی بود؟

شعیب: تقریباً از ساعت دو بعد از ظهر بود که ارتش وارد حسینیه شد و از همان ابتدا نیز تیراندازی آغاز شد و تا شب ادامه داشت. ویدئوها و عکسهایی هم از آغاز حادثه موجود است. بعداز ساعت 10 نیروهای ارتش به‌سمت خانه شیخ زکزاکی که 10 کیلومتر با حسینیه فاصله دارد، رفتند و خانه وی را محاصره  کردند و  تا 20 ساعت تیراندازی‌ها ادامه داشت. خانه شیخ دو روز تحت محاصره قرار داشت و شیخ در تمام این مدت در خانه حضور داشت. در واقع ارتش هم حسینیه و هم خانه شیخ را به محاصره در آورده بود.

سؤال: با توجه به اینکه آمار ضد و نقیضی از قربانیان این حادثه وجود دارد و برخی تعداد شهدا را 500 نفر و برخی بسیار بیشتر عنوان کرده‌اند، آیا شما می‌توانید آمار دقیقی را از شهدای حادثه بیان کنید؟

شعیب: هیچ آمار دقیقی وجود ندارد و خود ارتش هم آمار دقیقی ندارد. چون منطقه طی دو روز محاصره بود و هرکس آن‌جا بوده یا کشته شده، یا فرار کرده و یا دستگیر شده است. بنابراین هیچ آمار دقیقی از تعداد شهدا یا دستگیر شدگان توسط ارتش وجود ندارد. بسیاری از اجساد شهدا جلوی خانه شیخ افتاده بود و بعضی‌ها می‌گویند به نظر می‌رسد حدود هزار نفر در جریان این تیراندازی‌ها طی این دو روز کشته شده‌اند، ولی این آمار هم دقیق نیست چون خیلی‌ها هم توسط ارتش دستگیر شده‌اند. افراد مطلع که در حاکمیت هستند، گفتند که وقوع این حادثه بی‌ارتباط با سفارت عربستان در ابوجا نمی‌باشد و ارتش نیجریه مستقیم از سفارت سعودی دستور حمله دریافت کرد و ما خودمان هم دیدیم که یکی از ماشین‌های ارتش که به حسینیه آمد به‌طور کامل تفنگداران غیرنیجریه‌ای سفیدپوست بودند که مستقیم مردم را هدف قرار می‌دادند و پیشتر افراد مطلع خبر داده بودند که گروهی از ارتش برای آموزش به تل‌آویو رفته بودند که با توجه به این مسئله به نظر می‌رسد که این تفنگداران سفیدپوست اسرائیلی بوده باشند.

سؤال: از وضعیت شیخ و خانواده ایشان چه خبری دارید؟

شعیب: از وضعیت شیخ هیچ کسی خبر ندارد. در ابتدا ارتش اعلام کرد که شیخ سالم دستگیر شده است. بعد از آن اعلام کرد که شیخ زخمی شده و عکسش را نیز ارتش منتشر کرد و در حال حاضر نیز فرماندهان نظامی می‌گویند که شیخ در بیمارستان تحت محافظت و بازداشت قرار دارد، اما ما به هیچ عنوان نمی‌توانیم به صحبت‌های آنها اعتماد کنیم چون هربار خبرهای مختلفی را اعلام می‌کنند، با این شرایط ما حتی نمی‌توانیم بگوییم که شیخ زنده است یا خیر. تنها خبر ما مربوط به خانواده شیخ در رابطه با آزادی یکی از دختران شیخ به‌نام سهیلا می‌باشد که امروز صبح آزاد شد. البته محمد فرزند شیخ همچنین از قول خواهرش گفته است که سه برادر دیگرشان نیز به‌نام‌های حمید، علی حیدر و حمد در این حادثه کشته شده‌اند که با شهادت این سه تن، شیخ تا کنون شش فرزند خود را از دست داده است. همچنین گفته شده که همسر شیخ نیز در این حادثه از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است، اما خبر بیشتری از وی در دسترس نیست.

سؤال: پس از این حادثه همان گونه که خبرگزاری‌ها نیز اعلام کردند، ملک سلمان، پادشاه سعودی با رئیس جمهور نیجریه تماس تلفنی داشت. شما این حادثه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

شعیب: دلیل این مسئله روشن است. دولت نیجریه با دولت سعودی رابطه نزدیکی دارد. پیش از این ما باخبر شده‌ایم که برخی سربازان نیجریه‌ای برای آموزش‌های نظامی به سرزمین‌های فلسطین اشغالی اعزام شده بودند که البته این اعزام با واسطه مالی و تدارکات عربستان سعودی انجام گرفته بود و شیخ نیز از روز عید غدیر این خبر را اعلام کرده بود. پس از انتشار این خبر ما پیش‌بینی حمله به حسینیه را کرده بودیم و احتمال می‌دادیم این حملات در محرم اتفاق بیفتد. با این حال در محرم اتفاق خاصی نیفتاد تا اینکه در اربعین یک انفجار انتحاری به کشته شدن 30 نفر منجر گردید و پس از اربعین نیز حملات ارتش و حادثه اخیر به وقوع پیوست.

دولت فعلی نیجریه یک دولت تازه‌کار است که کمتر از شش ماه از عمرش می‌گذرد. ما انتظار نداشتیم دولت فعلی نیجریه دست به چنین واقعه هولناکی بزند اما الآن متوجه شده‌ایم که انجام این حادثه به‌واسطه ارتباط و تأمین مالی صورت گرفته است که عربستان سعودی به دولت فعلی نیجریه اعطا نموده است.

سؤال: طی چند روز گذشته اخباری مبنی بر کشف چند گور دسته‌جمعی در نیجریه منتشر گردید. آیا کشف این گورهای دسته‌جمعی پس از حادثه کشتار شیعیان صحت دارد؟

شعیب: بله، این موضوع کاملاً صحت دارد و برخی از این گورهای دسته‌جمعی با سیصد کشته و قربانی اخیراً کشف شده است. این گورهای دسته‌جمعی علاوه بر تعداد قربانیانی می‌باشد که مخالفان و دشمنان پس از کشته شدن اقدام به سوزاندن آنها کرده‌اند.

سؤال: واکنش دیگر گروه‌ها و سایر مردم در نیجریه نسبت به فجایع اخیر چگونه می‌باشد؟

شعیب: به‌طور کلی مردم نیجریه همراهی و همدردی بسیاری را با شیعیان پس از حوادث اخیر داشتند. میان مردم هموطنان مسیحی ما بیشترین ابراز همدردی را با ما داشتند و صوفیان نیجریه نیز با شیعیان همراهی کردند. در رسانه‌ها و تلویزیون‌ها هم مردم پیام‌های همدردی خود را با شیعیان اعلام می‌کردند.

سؤال: با توجه به عمق فاجعه آیا شما پیگیری‌های داخلی و بین المللی را نیز در دستور کار دارید؟

شعیب: با توجه به اینکه مجامع حقوقی بین المللی بیشتر تحت نفوذ لابی‌های غربی و صهیونیستی می‌باشد ما ترجیح می‌دهیم از طریق مجامع قضایی داخلی در نیجریه پیگیری حقوقی حادثه اخیر را داشته باشیم، چون خود شیخ نیز دارای مقبولیت و مشروعیت گسترده‌ای میان دستگاه‌های قضایی نیجریه می‌باشد و بسیاری از مقامات قضایی نیجریه احترام زیادی را برای شخصیت شیخ قائل هستند، لذا برای ما پیگیری حقوقی حادثه در مجامع قضایی نیجریه نسبت به مجامع و مؤسسات بین المللی ارجحیت دارد. حال ممکن است برخی فعالان نیجریه‌ای خود شخصاً اقدام به پیگیری حقوقی حادثه در مجامع بین المللی نمایند.

سؤال: اتهاماتی که در ارتباط با غیرقانونی بودن فعالیت شیعیان در نیجریه از جانب برخی مخالفان عنوان شده است تا چه‌اندازه می‌تواند قابل تأیید باشد؟

شعیب: برخی فرماندهان نظامی در نیجریه اخیراً گفته‌اند که فعالیت مسلمانان در حسینیه بقیةالله(عج) نیجریه غیرقانونی است، در حالی که این صحبت درستی نیست. شیعیان نیجریه در حال حاضر بیش از چهل سال است که به‌طور قانونی در حال فعالیت می‌باشند. خرید زمین و احداث حسینیه کاملاً قانونی بوده است چون غیرممکن است در آنجا شما بتوانید مثلاً در 1000 متر زمین به‌صورت غیرقانونی ساخت و ساز کنید. اصلاً این شعار خود شیخ است که همه فعالیت‌های ما باید قانونی و مشروع باشد. خود شیخ همیشه می‌گفت حتی خرید یک میوه باید از یک محل مشخص و با فاکتور باشد. رویه شیخ همیشه مسالمت آمیز و دفع خشونت بوده است. علت این که شیخ در حال حاضر این‌همه طرفدار دارد همین رویه مسالمت آمیز و آرام شیخ در نیجریه بوده است. اینکه در مدت کمتر از بیست سال شیعیان نیجریه به چندین میلیون می‌رسد چیزی جز سلوک رفتاری شیخ که متأثر از ائمه بزرگوار می‌باشد، نبوده است. در مواردی که درگیری میان مسلمانان و مسیحیان رخ داده است، آنجا که مسیحیان به‌حق بوده‌اند شیخ طرفداری از مسیحیان را کرده است و همین باعث شده علاوه بر اهل سنت بسیاری از مسیحیان نیز در نیجریه به تشیع گرایش پیدا کنند. در موارد بسیاری شیخ از بسیاری از خون‌ریزی‌ها جلوگیری کرده است، با وجودی که سال گذشته سه فرزند خود را در حمله ارتش نیجریه از دست داد اما اعلام کرد این شهدا در برابر شهدای کربلا کار بزرگی نیست. بنابراین رفتار شیخ عامل بزرگ جذب بسیاری از مردم در نیجریه به تشیع و نگرانی فزاینده گروه‌های وهابی و صهیونیستی از رشد شیعیان در نیجریه می‌باشد.

منبع موسسه جنبش مصاف  masaf.ir

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حدیث 34

حدیث 34

 امام مهدى علیه  السلام  :

إجعَلوا قَصدَکُم إلَینا بِالمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الواضِحَةِ ؛ 

گرایش خود را به ما ، با دوست داشتن سنّت روشن همراه کنید .

 همان ، ص 179

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نگاه صحیح به زن

استاد رائفی پور(دریافت)

حجم: 12.8 مگابایت

 

 

۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰