۸ مطلب با موضوع «دشمن شناسی» ثبت شده است

از طرح «یینون» تا پروژۀ «یعلون»


موشه یعلون"، وزیر جنگ اسرائیل، : مرزهای خاورمیانه به¬طور مسلم تغییر خواهد کرد!


«عودد یینون» Oded Yinon، مقام سابق وزارت خارجه واستراتژیست اسرائیلی در فوریه 1982، در مجلۀ «کیوونیم»، ژورنال مطالعات یهودیت و صهیونیزم مقاله‌ای منتشر کرد که به نقطۀ عطف سیاست خارجی صهیونیست‌ها تبدیل شد. عنوان این مقاله چنین بود: «یک راهبرد برای اسرائیل در دهۀ 1980».(1)
او در این مقاله پیشنهاد می‎کند که اسرائیل باید روی اضمحلال کشورهای عربی از درون، با سرمایه‌گذاری بر گسل‌های نژادی قومی و مذهبی تمرکز کند. این مقاله در زمان اوج‌گیری جنگ داخلی لبنان منتشر شد، جنگی که از 1975 آغاز شد و در ژوئن 1982؛ یعنی تنها 3 ماه بعد از انتشار مقاله یینون، با تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان وارد فاز دوم خود شد.
در مهم‌ترین بخش مقاله چنین آمده است:
«تجزیه کامل لبنان به 5 استان، مقدمه‌ای بر (تجزیه) کل دنیای عرب شامل مصر، سوریه، عراق و شبه جزیره عربستان است. تجزیه سوریه و عراق در مرحلۀ بعد، به مناطق تک نژاد یا تک مذهب، همچون لبنان، هدف اصلی اسرائیل در جبهۀ شرقی برای درازمدت خواهد بود؛ در حالی که هدف کوتاه مدت اسرائیل، نابودی قدرت نظامی این کشورهاست. سوریه بر اساس ساختار قومی و مذهبی خود، مانند لبنان امروز، به چند دولت تجزیه خواهد شد.» (2)
بخشی از پروژه «اسرائیل بزرگ»، بیرون راندن تدریجی فلسطینی‌ها از کرانۀ باختری و غزّه و الحاق این دو بخش به سرزمین یهودی است. بخش دیگری از این طرح، ایجاد دولت‌های «واسطه» (پراکسی) در کشورهایی چون لبنان، اردن، سوریه، صحرای سینا، جنوب ترکیه وشمال عراق است.
«مهدی داریوش ناظم رعایا»، پژوهشگر مرکز تحقیقات جهانی‌سازی، در بخشی از مقالۀ بسیار مهمی با عنوان «آماده‌کردن صفحه شطرنج برای درگیری تمدن‌ها، تقسیم، فتح و حاکمیت بر «خاورمیانه جدید» که اولین بار ، در وبسایت «گلوبال ریسرچ»، در 29 آپریل 2013یعنی حدود یک سال پیش از ظهور برق آسای داعش در عراق و تصرف موصل در ژوئن 2014، چنین تذکر داد:
«استراتژیست‌های اسرائیل به عراق به¬عنوان بزرگ‌ترین چالش راهبردی در جهان عرب می‌نگرند. به همین دلیل، عراق کانون بالکانیزاسیون خاورمیانه و جهان عرب (برای آن‌ها) محسوب می‌شود. در عراق، بر اساس مفاهیم طرح یینون، استراتژیست‌های اسرائیلی به دنبال تقسیم عراق به یک دولت کردی و دو دولت عربی، یکی برای شیعیان و یکی برای سنی‌ها هستند. اولین گام برای تحقق آن، جنگ میان عراق و ایران بود، که در طرح یینون درباره آن بحث می‌شود.»
طرح یینون یا همان «اسرائیل بزرگ»، در پیوند با طرح «نظام جدید» تندروهای راست گرا در آمریکا (نومحافظه‌کاران، تی پارتی، مسیحیانِ صهیونیست ) در حال حاضر با نقش‌آفرینی تروریست‌های تکفیری بین‌المللی در جریان است که بر پنج پارامتر اصلی متمرکز است:
1. بالکانیزاسیون کشورهای بزرگ خاورمیانه که می‌توانند تهدیدی بالقوه برای اسرائیل باشند. در برخی از منابع آکادمیک به این طرح «گالیوریزم» هم می‌گویند (اشاره به شخصیت داستانی گالیور در سرزمین آدم کوچولوها) که قرار است اسرائیل به اصطلاح گالیور منطقه باشد.
2. جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای برای حفظ تَفوُّق هسته‌ای رژیم صهیونیستی در منطقه.
3. در بن‌بست نگه داشتن طرح‌های صلح با فلسطینی‌ها و پیشبرد سیاست توسعه سرزمینی از طریق ادامه شهرک‌سازی.
4. اضمحلال ترکیه از درون با سیاست حمایت از جنبش استقلال‌طلبی کردهای ترکیه.
5. شعله‌ورکردن آتش جنگ شیعه و سنی (چیزی شبیه جنگ‌های سی سالۀ مذهبی میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در تاریخ اروپا).
در راستای اجرایی ساختن این طرح توسط رژیم صهیونیستی "موشه یعلون"، وزیر جنگ اسرائیل، در سفر پنج روزۀ خود به آمریکا، در سال 2014 در یک برنامه رادیویی به صراحت گفت که مرزهای خاورمیانه به¬طور مسلم تغییر خواهد کرد و از «ادامۀ روند بالکانیزاسیون خاورمیانه مطابق با طرح یینون» خبر داد. بالکانیزاسیون اصطلاحی آکادمیک در علم سیاست است و منظور از آن تجزیه یک کشور چندقومی یا چندملیتی به چند کشور کوچک تر است که از لحاظ قومیتی همگن هستند می‎باشد این واژه در زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی در منطقه بالکان رایج شد و تا امروز در محافل علمی و سیاسی ادامه دارد.
به گفتۀ یعلون در این مصاحبه، دو دسته کشور در منطقه وجود دارند:
 یک دسته کشورهایی با تاریخ واقعی مانند مصر و دسته‌ای دیگر، «کشورهای مصنوعی». منظور او از کشورهای مصنوعی، کشورهایی هستند که از تقسیم باقی‎مانده امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول، بر اساس توافق فرانسه و بریتانیا طبق معاهدۀ «سایکس- پیکو»، با مرزهای مصنوعی شکل گرفتند. به اعتقاد این مقام رژیم صهیونیستی، کشورهایی مثل مصر، «مصر» باقی خواهند ماند؛ ولی لیبی، سوریه و عراق که به اعتقاد او جزء همان کشورهای مصنوعی هستند، تغییر اساسی خواهند کرد. (3)
نکته حائز اهمیت این است که یعلون با اطلاق عنوان کشورهای مصنوعی به برخی از کشورهای مصنوعی عملا سعی داشته‎است اذهان را از جعلی و مصنوعی بودن اسراییل منحرف سازد.
می‎توان ۶ شاخص اصلی و مهم برای این پروژه در در نظر گرفت:
 «بالکانیزاسیون خاورمیانه»،«جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای»، «معطل گذاردن طرح‌های سازش با فلسطینی‌ها و پیشبرد سیاست توسعه سرزمینی از طریق ادامه شهرک‌سازی«،» اضمحلال ترکیه با حمایت از استقلال طلبی کردها»، «شعله‌ورکردن آتش جنگ شیعه و سنی» و در نهایت «تغییر ماهیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان دشمن اصلی».
وقتی به همه رویدادهای چند سالۀ اخیر در منطقه می‌نگریم، جنگ 2006 در لبنان و تداوم ایجاد ناامنی و اختلاف‌افکنی میان گروه‌های لبنانی، جنگ 2011 در لیبی، جنگ کنونی در سوریه و عراق و یمن، و تغییر رژیم در مصر، در می‌یابیم که همگی در چارچوب طرح کلان و قدیمی صهیونیست‌ها برای توسعه سرزمینی جای می‌گیرند.
البته باید گفت چند دهه برنامه‌ریزی و چندین سال آماده‌سازی عملیاتی جنگ داخلی در سوریه بدون رسیدن به نتیجه مورد نظر صهیونیست‌ها در میدان جنگ، باعث گردیده‎است در میدان سیاسی تلاش ‌شود ناکامی‌های میدانی جبران شود. از این رو در طرح‌هایی که برای آینده سیاسی سوریه مطرح شده است، طرح فدرالی کردن این کشور با یک حکومت مرکزی علوی در دمشق و سه حاکمیت قومی مجزای ترکمن، کردی و سنی نیز از جمله گزینه‌های روز میز است که البته آزادسازی حلب بدست نیروهای مقاومت و ارتش سوریه این معادلات را به شدت تحت قرار داده‎است.

فهرست منابع
1.    http://www.rissp.org/?q=node/1648
2.    همان+ کیوونیم، فوریه 1982
3.    http://www.mehrnews.com/news

سایر منابع
اندیشکدۀ مطالعات یهود

http://www.voltairenet.org/article186019.html

http://www.historycommons.org/entity.jsp?entity=oded_yinon

http://www.globalresearch.ca/greater-israel-the-zionist-plan-for-the-middle-east/5324815

http://www.globalresearch.ca/preparing-the-chessboard-for-the-clash-of-civilizations-divide-conquer-and-rule-the-new-middle-east/27786

http://www.iran-si.com/vdcjfvetzuqe8.sfu.htm


برگرفته شده از سایت موسسه مصاف ایرانیان  masaf.ir


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دانلود روایت عهد 53 «نقد فیلم ایکس من:آخرالزمان»


دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع نقد فیلم ایکس من : آخرالزمان

گزارش جلسه

پنجاه و سومین جلسه از سلسله همایش‌های روایت عهد با موضوع نقد فیلم "مردان ایکس" امروز
با سخنرانی استاد علی اکبر رائفی برگزار شد.

استاد رائفی پور در ابتدای صحبت‌های خود با ذکر مقدمه‌ای درباره مباحث آخرالزمان و عقاید فرقه اوانجلیست‌ها درباره موضوعات آخرالزمانی اظهارکردند: نگاه فعال و تاثیرگذار این فرقه این است که باید آخرالزمان را ساخت و طبق آن سناریوی خود را ترسیم کرد که این عقیده بسیار خطرناک است اما جایگاهی که ما برای آخرالزمان داریم نقطه مقابل آنهاست؛ در این راستا از اوایل قرن جدید نظریه ای از سوی آنها شایعه شده که بر اساس آن دجال آنها همان منجی مسلمانان است.

ایشان در ادامه با اشاره به وجود انحرافات در برخی عقاید اینطور بیان کردند: بدترین نوع انحراف،آن ضلالت و گمراهی است که تصور داشته باشید برحق هستید و این خیلی بد است. درواقع بزرگترین نوع انحراف ایجاد انحراف در ادیان است زیرا وقتی در دین انحراف ایجاد شود، کار خیلی سخت میشود زیرا اصل دین زیر سوال خواهد رفت. در نتیجه اعتقادات اوانجلیست‌ها درباره منجی بودن مسیح به این موضوع برمی گردد به انحراف‌هایی که در دین مسیحیت و یهودیت ایجاد شده است.

وی در ادامه با تاکید مجدد بر خطرناک بودن انحراف در دین به ذکر روایتی از امام کاظم (ع) پرداختند که می‌فرمایند "بدترین نوع عذاب در جهنم برای تحرف کننده دین می‌باشد"

استاد رائفی پور با اشاره به اینکه فرقه‌های اوانجلیست طی سال‌های گذشته نسبت به انتشار ده‌ها جلد کتاب درباره آخرالزمان اقدام کرده اند با ذکر نمونه‌هایی از این کتاب‌ها بر این نکته تاکید کردند که متاسفانه مردم عادی و یا حتی برخی مسئولان ما شناخت و آگاهی لازم از اقدامات و فعالیتهای این فرقه‌ها ندارند و این در حالی است که اوانجلیست‌ها امروز در آمریکا برروی رسانه‌ها و حتی در کنگره و مجلس بسیار تاثیر گذارند.

در ادامه با ذکر موارد دیگری از اقدامات این فرقه در دانشگاه‌ها و برگزاری همایش‌های بزرگ درباره آخرالزمان بر لزوم توجه به این موضوع و برگزاری همایش یا فراخوان مقاله یا ایجاد رشته دانشگاهی درباره شناخت صهیونیست‌ها و اقدامات آنها در حوزه آخر الزمان در ایران تاکید کردند و گفتند: باید بدانیم که چطور دشمن خود را بشناسیم و چگونه با آنها برخورد کنیم.

همچنین در بخش دیگری از صحبت‌ها ایشان با اشاره به پدیده انتحاری که امروز در میان جریان تکفیری رواج پیدا کرده به این موضوع اشاره کردند که آنها موضوع جهاد وشهادت که ریشه‌اش در شیعه بوده را از مدت‌ها قبل آنالیز کرده و امروز نسخه بدل آن را علیه شیعه و به کریه‌ترین شکل ممکن ارائه می‌دهند که منجر به کشته شدن مردم عادی، زنان و یا کودکان در جریان عملیات انتحاری می‌شود.

 استاد رائفی پور در ادامه با تاکید بر لزوم شناخت فرقه‌های مذکور و اقداماتی که در حال انجام آن هستند و اینکه چقدر آنها را شناخته و توانسته ایم پادزهر آن را داشته باشیم تاکید کردند: باید دید چه تعدادی از مسولان یا سفرای ما درباره این موضوع سخنرانی می‌کنند و آیا اصلا دغدغه این کار را داشته و متوجه این موضوع هستند؟

همچنین در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به تعداد بسیار کتاب‌هایی که در حوزه آخرالزمان توسط یهودی‌ها نوشته و منتشر شده با ذکر مثالی اظهار کردند که برخی از این کتاب‌ها تا 50 میلیون نسخه فروش داشته و بعضا در سایتی مانند آمازون جزو پرفروش‌ها شده اند.

استاد رائفی پور در ادامه به ذکر نمونه‌ایی از نوشته‌ها و تالیفات نظریه پردازان یهود مانند روزنبرگ  که نویسنده رمان "امام دوازدهم" است پرداختند که بسیاری از موارد آخرالزمانی و یا سیاسی را در قالب داستان و یا رمان درآورده‌اند.

در بخشی از نوشته‌های روزنبرگ، ارتباطی مستقیم میان مهدی‌باوری شیعیان و فعالیت‌های هسته‌ای ایران برقرار کرده و در جایی گفته که این کتاب‌ها را نوشته ام تا سیاست‌مداران آمریکا را از خطر ظهور آگاه کنم.

این استاد دانشگاه ادامه دادند: آنها در کتاب‌هایشان اسلام هراسی و پیش انگاری درباره اسلام ایجاد کرده و اینکه آمریکا باید در هر شرایطی حامی اسرائیل باشد را ناشی از دلایل مذهبی و برمبنای کتاب مقدس می‌دانند و معقدند چنانچه روزی آمریکا که آن را دختر بابل می‌خوانند، اسرائیل را تنها بگذارد، در یک ثانیه نابود خواهد شد و به همین خاطر است که می‌بینیم سالهاست ده‌ها مصوبه و طرح در راستای حمایت از اسرائیل از کنگره آمریکا بیرون می‌آید.

وی در ادامه با اشاره به بخشی از مولفه‌های عقاید اوانجلیست‌ها اشاره و خاطر نشان نمودند: نویسنده‌ها، فیلمنامه نویس‌ها امروز در آمریکا به استناد همین کتاب‌ها در فیلم‌های خود از المان‌هایی استفاده می‌کنند یعنی به آنها گفته شده که کدام کتاب‌ها را بخوانند.

همچنین با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی تا کنون در عملکرد در جاهایی اشتباه داشته که بعضا قابل دفاع نیستند و ما هم می‌پذیریم که مشکلاتی در ساختار و بعضا در قانون وجود داشته است گفتند: اما ما طی 38 سال گذشته در رویکرد ایرادی نداشتیم و رویکرد ما استکبارستیزی، مبارزه با اسرائیل و دفاع از مظلومان بوده و تغییری نکرده و این همان رویکرد رهبران ما هم بوده است.

این استاد دانشگاه با ذکر مثال دیگری درباره اعتقاداتی که درباره دجال وجود دارد تصریح کردند: طبق روایات یک دجال در آخرالزمان وجود دارد به ویژه این موضوع در روایات اهل سنت بیشتر است البته درروایات شیعه هم ثابت شده اما نظر شخصی من این است که دجال یک فرد نیست بلکه تفکر بی خدایی حاکم بر دنیاست همچنین به اعتقاد بنده سفیانی هم یک فرد نیست هرچند ممکن است فرد هم باشد اما ایرادی به این موضوع وارد نمی‌شود که بگوییم سفیانی هم یک تفکر ست، تفکری که امروز در تکفیری‌ها و سلفی‌ها می‌بینیم و می‌توانند یک فرمانده هم داشته باشند و اولویت با تفکر حاکم بر آنهاست که البته ریشه این تفکر از غرب می‌آید و ساخته آنهاست.

او با اشاره به اینکه طی سالیان گذشته افراد بسیاری درباره وقت ظهور زمان‌های مختلفی پیش‌گویی کرده بودند که هیچ کدام به نتیجه نرسیده است، گفتند: یکی از اعتقاداتی که آنها دارند این است که در آخرالزمان آمریکا یا همان دختر بابل به اسرائیل خیانت می‌کند و از سوی دیگر کشورهایی مثل روسیه، ایران، لیبی و دیگر کشورها به اسرائیل حمله خواهند کرد که کار تا جایی پیش خواهد رفت که خود خداوند در نجات اسرائیل و نابودی آمریکا دخالت خواهد کرد و به همین خاطر است که می‌بینیم آمریکا در اکثر فیلم‌ها نابود می‌شود زیرا به اعتقاد اوانجلیست‌ها نابودی آمریکا باعث تولد و بقای اسرائیل خواهد شد.

در ادامه با ذکر مواردی درباره انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا و انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور و اینکه اکثر پیش بینی‌ها بر پیروز شدن هیلاری کلینتون دلالت داشت اظهار کردند: 81 درصد از اوانجلیست‌ها به ترامپ رای دادند.

این کارشناس با اشاره به اینکه وی پیش از انتخابات در سخنانی اظهار کرده بود که احتمالا رئیس جمهوری بعدی آمریکا یک زن است و با انتخاب ترامپ موجی در فضای مجازی و کانالها علیه سخنان وی ایجاد شده بود، گفتند: عموم افراد به ریاست جمهوری هیلاری کلینتون اعتقاد داشتند.
 
 اعتقادی مبنی بر این وجود داشت که ریاست جمهوری بعدی آمریکا باید یک زن باشد تا بتواند رفتارهای جنگ طلبانه آمریکا در جهان را تلطیف کند اما نتیجه انتخابات به نفع ترامپ شد هرچند که وی رای مردمی کمتری نسبت به کلینتون داشت و اکثر رای خود را از آرای الکترال بدست آورد که این سیستم انتخابات هم از سیستم‌های بی ثبات آمریکا است.

همچنین دلیل دیگر رای آوردن وی این بود که بیشتر مردم در نظر سنجی‌ها نظرات واقعی خود را مبنی بر رای دادن به ترامپ اعلام نمی‌کردند زیرا ترامپ مساوی شده بود با حماقت و نماد باکلاسی محسوب نمی‌شد. درنتیجه پای صندوق‌های رای، آراء با نظرسنجی‌ها متفاوت بود.

استاد رائفی پور در ادامه با ذکر مقدمه‌ای درباره اینکه طبق آیات و روایات اهل بیت‌(ع) هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را در اختیار دارند و درنتیجه حضرت مهدی(عج) هم به اذن خدا دارای صفات الله است به نقد فیلم مردان ایکس پرداختند و با اشاره به اینکه طی سالهای اخیر صیهونیست‌ها به رواج تفکر زندگی مجازی، ارتباط با جن و شیاطین و خیال در فیلم هایشان پرداخته‌اند و این موضوع که ارتباط با جنیان امکان پذیر است را برای مردم عادی سازی می‌کنند، اظهار کردند: داستان این فیلم برمی گردد به یک فرد شرور که سال‌ها در خواب بوده و به دنیایی برمی گردد که افراد جهش یافته که حاصل ازدواج انسان با جن و شیاطین هستند، در کنار مردم عادی زندگی می‌کنند.

: این افراد یا نماد جن در میان مردم عادی هستند که با آنها بد بوده و بعضا با آنها دچار اختلاف می‌شوند اما در پایان فیلم انسان‌ها و افراد جهش یافته همه با هم یکی شده و به کمک هم با این فرد شرور میجنگند.

این استاد دانشگاه با اشاره به ذکر نمادهایی که در فیلم از موضوع ظهور امام زمان و آخرالزمان نمایش داده شده پرداختند و گفتند: در ابتدای فیلم در صحنه ای مردم 5000 سال پیش در مصر به وضوح با زبان عربی در مقابل فرد شرور در حال تعظیم هستند و این در حالی است که مردم 5000 سال پیش که قبطی بودند زبان عربی نداشتند که قبطی هستند زبان عربی نداشتند اما کلمات یا دعاهای موجود در فیلم عمدا و کاملا مشهود به زبان عربی بیان می‌شوند.

وی در ادامه با پخش قسمت‌های مختلف فیلم که در آن آشکارا به موضوع امام زمان اشاره دارد، پرداخت و گفت: در بخشی از فیلم، زمان ظهور فرد شرور می‌بینیم که وی از سردابی خارج شده و در حالی وارد دنیا می‌شود که عبایی به تن و شال سبزی بر دوش دارد همچنین ملاحظه می‌کنیم که با یک اشاره سر افراد را می‌برد یا به یک سری از انسان‌های جهش یافته قدرت‌های خاصی می‌دهد و به افراد وعده آزادی می‌دهد و این در حالی است که طبق روایات ما منجی آخرالزمان در زمان ظهور کارهای خارق العاده انجام می‌دهد زیرا 72 حرف از اسم اعظم خداوند و اجازه استفاده از آن را داراست.

 این کارشناس در ادامه با تفسیر نمادهای دیگری که در فیلم از موضوع آخرالزمان نمایش داده می‌شوند، به بخشی از فیلم اشاره کرد که وقت ظهور همه اسلحه‌ها از کار می‌افتند که این موضوع در فیلم نمایش داده شده همچنین در روایات ما هنگام ظهور صیحه آسمانی بلند می‌شود که همه آن را می‌شوند که این موضوع  هم در فیلم به وضوح نشان داده شده و این فرد پیام خود را به تمام مردان و زنان گمراه می‌رساند و حضورش را اعلام می‌کند و در پایان دنیا نابود شده و او بنای  مخصوص خود را می‌سازد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر این که همانگونه که آنها درباره آخرالزمان مطلب تولید می‌کنند ما هم باید به همان شکل، فیلم و مستند بسازیم.

وی در ادامه با اشاره به اینکه هر فردی با حتی انتشار یک عکس می‌تواند نظرات منفی درباره مسلمان شیعه که امروز در اینترنت وجود دارد را تغییر دهد، در بخش دیگری از سخناش انتقاداتی را درباره استفاده از تلگرام بیان کرد و گفت: امروزه استفاده از تلگرام باعث شده که نتوانیم آنطور که باید در فضای مجازی و در سطح بین المللی فعال باشیم چون تلگرام یک فضای بسته‌ای ایجاد کرده است.

او همچنین اظهار کرد: همانطور که هزینه استفاده از این شبکه‌ها را می‌پردازیم باید بتوانیم از آن درست استفاده کرده و سود ببریم و این در حالی است که ما از نظر رسانه ای تا کنون بسته عمل کردیم.

استاد رائفی پور در پایان با اشاره به ملزومات عرصه جنگ نرم به ذکر شاخصه‌های انقلابی‌گری که مهم‌ترین آن استکبارستیزی است پرداختند و با بیان مثال‌هایی خواستند تا این شاخصه‌ها که در سخنان امام خمینی بیان شده است در میان جوانان و افرداد جامعه تقویت شود.

دانلود سخنرانی

موسسه مصاف ایرانیان  masaf.ir


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
«حدیث 57»

«حدیث 57»

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: 

لا تَزالُ عِصابَةٌ مِن اُمَّتی یقاتِلونَ عَلى  أبوابِ دِمَشقَ و ما حَولَهُ و عَلى  أبوابِ بَیتِ المَقدِسِ و ما حَولَهُ لایضُرُّهُم خِذلانُ مَن خَذَلَهُم ظاهِرینَ عَلَى الحَقِّ إلى  أن تَقُومَ السَّاعَةُ ؛

پیوسته گروهى از امّت من بر دروازه هاى دمشق و پیرامونش و بیت المقدّس و پیرامون آن مبارزه مى کنند و یارى نکردن آنان ، زیانى به آنها نمى رساند . آنان تا روز قیامت پشتیبان حقّ اند .

کنز العمّال ، ح 35051 

عکس برگرفته شده از سایت جنبش سایبری 313

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

از تهاجم فرهنگی به آندلس تا آندلوسیزه سازی ایران

 

        به نام خداوند بخشنده مهربان


در زیرسایه همین درخت بود که بنیان گذاران تمدن نوین اروپایی توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.

در سال 92 هجری، مسلمانان تحت فرماندهی «طارق بن زیاد» حرکت برای فتح اندلس را آغاز کردند. این جریان از 92 تا 96 طول کشید. پس از به دست آوردن پیروزیهایى چند، موسى بن نصیر نیز با نیروى کمکى وارد شبه جزیره شد  و طى مدت کوتاهى، تمام شبه جزیره ایبرى (اسپانیا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گردید، حتى آنها از سلسله جبال پیرنه گذشتند و به خاک فرانسه رسیدند و حکومت اسلامى اندلس را در شبه جزیره برقرار کردند وشهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند که تا سال 897 هجرى قمرى ادامه یافت .

سپاه اسلام، پس از فتح اندلس، آزادی مسیحیان و یهودیان اهل این سرزمین را تضمین کردند و با گرفتن جزیه و خراج اسلامی، آن ها را در پناه خود در آوردند.مسلمانان فاتح، فقط املاک «خانواده رودریک» و افراد وابسته به آن و یا کسانی که در جنگ با مسلمانان کشته شده بودند و هم چنین املاک کلیساها را غنیمت جنگی قلمداد کردند که خمس آن به عنوان سهم دولت اسلامی خارج شد و بقیه در دست صاحبان آن ها باقی ماند به شرط آن که مالیات آن را بپردازند.

در زیرسایه همین درخت بود که بنیان گذاران تمدن نوین اروپایی، چون دکارت (دکارت، پیاده از پاریس تا طلیطله را پیمود، تا در مدارس عربی طلیطله با زبان عربی آشنا شود.) توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.

بازپس‌گیری آندلس

در این بین کسانی (مسیحیان) که هنوز مسلمین را دشمنان خود می پنداشتند برای بازپس گیری آندلس راه هایی را در پیش گرفتند. راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:

مرحله اول: تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه های مسیحیت با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی.

مرحله دوم: نفوذ در امر حیاتی و مهم تعلیم و تربیت جوانان مسلمان از طریق گرفتن امتیاز باز کردن مدارس مجانی با هدف تعلیم مطالب انحرافی و القای شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاری با مسلمین با هدف ترویج فساد و بی بند و باری در زمام داران و به ویژه جوانان مسلمان اندلس.

نتیجه مراحل سه گانه مذکور که جملگی یک راهبرد اساسی برای فروپاشی اندلس اسلامی و خارج کردن این سرزمین از دست مسلمانان بود، تخدیر افکار و اندیشه های مسلمانان بود. وضعیت فرهنگی – اجتماعی ایجاد شده در اندلس اسلامی، این گونه در کتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشریح شده است:

1. می خوارگی که در گذشته در میان مردم عیاش اندلس به طور خفا انجام می شد، یک عمل عمومی و علنی گردید.

2. جوانان می گسار و بی بند و بار، روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و احمق و دور از تمدن خواندند.

3. لباس ساده خود را که نشانه صبر بود از تن در آورده و جامه تن پروری را به تن کردند.

4. جوامع مذهبی در انحصار پیر مردان و پیر زنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو کاری نبود.

5. دختران زیبای اروپایی که در همه جا مامور دلربایی از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمام تر ماموریت خود را انجام دادند و در نتیجه جوانان مسلمان تا نیمه های شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.

عوامل سقوط

دراینجا به طور مختصر عوامل سقوط اندلس را بررسی میکنیم.

 

1. دلدادگی فرمانروایان اسلامی به فرهنگ ترسایان(ازدواج با زنان مسیحی)

2. ساده لوحی فرمانروایان اسلامی و ندانستن فنون پیچیده جنگ نرم و دشمن شناسی

3.  اشاعه اصالت لذت و تن آسایی بین مسلمین

4.  اشاعه فحشا و بی بند و باری و غنا

5.  بوجود آمدن اختلاف بین مسلمانان عرب و بربر

6. انگیزه مسلمانان برای فتح اندلس الهی نبود

7.  بوی غرور و ریاست‌طلبی در سخنان فاتح اندلس

8.  رفتارعباسیان با خلفای اموی پیش ازخود

9.  دریایی مسلمین و پیدایش قدرت دریایی اروپایی  پرتغالی

10. رکود تجارت و فروپاشی و سقوط اقتصادی جهان اسلام و دولت ممالیک

11.  جنگ استشراقی

12. انحطاط علمی مسلمانان

تهاجم فرهنگی نوع خاصی از تهاجم است که به طور پنهان و غیرمستقیم از جانب یک ملت نسبت به ملت دیگر در زمینه‌های فکری و فرهنگی صورت می‌گیرد. پدیده‌ «تهاجم فرهنگی» دارای مسائل و ابعاد پیچیده و گسترده‌ای است.

همان طور که مقام معظم رهبری در دیدار خود با اعضای شورای انقلاب فرهنگی فرمودند، «تهاجم فرهنگى، مثل خودِ کار فرهنگى، اقدامِ آرام و بى‌سروصدایى است. یکى از راه‌هاى تهاجم فرهنگى، این بوده است که سعى کنند جوانان مؤمن را از پایبندی‌هاى متعصبانه به ایمان، که همان عواملى است که یک تمدن را نگه مى‌دارد، منصرف کنند. همان کارى را که در اندلس، در قرن‌هاى گذشته کردند؛ یعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوت‌رانى و میگسارى و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام مى‌گیرد.»(21 مرداد 1371)

تهاجم فرهنگی را نمی‌توان مختص زمان حال دانست، بلکه این پدیده در طول تاریخ بارها گریبان‌گیر تمدن‌های مختلف، از جمله کشورهای اسلامی شده است.

این پدیده هرچند در هر دوره و زمانی با شیوه‌ خاصی بروز یافته است، اما در اصل و مبانی خود، به طور ثابت عمل می‌کند. این مقاله در تلاش است تا با واکاوی واقعه‌ی اندلس، به تبیین نقش تهاجم فرهنگی در سقوط یک تمدن بر اساس بیانات مقام معظم رهبری بپردازد.

*وضعیت فرهنگی شهر اندلس در زمان اسلام

فتح اندلس به دست مسلمانان سبب تحولی عظیم در زندگی عموم مردم و نظام اجتماعی و اقتصادی آن سرزمین شد و سرآغاز یک دوران تازه و ابتدای یک تحول و تکامل بسیار مهم بود. قبل از ورود اسلام به این سرزمین، اقلیتی ستمکار، که شامل شهریاران و اشراف و نجبای ممتاز می‌شدند، حق و حقوق یک ملت را در دست داشته و آنان را مورد ظلم و ستم و بهره‌کشی قرار می‌دادند و حتی آنان را در بردگی و بندگی خویش نگاه می‌داشتند.

با پیروزی مسلمانان و ورود اسلام به این سرزمین، در طی چند سال اندک، چهره‌ آن کشور تغییر کرد و دین اسلام، عدالت، آزادی و برابری را برای مردم آن منطقه به ارمغان آورد،ظلم و ستم را از بین برد و به سلطه‌ طبقاتی اشراف جامعه پایان داد و مسلمانان توانستند عناصر آشفتگی و نابسامانی را از میان بردارند و سازمانی اداری و مالی ایجاد کردند.

یکی از دستاوردهای تمدن اسلامی در آن زمان، شوق دستیابی به علوم و فنون جدید بود و به هر مکان و سرزمین که ورود پیدا می‌کردند، آموزشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، و بنگاه‌ها و مجامع علمی و ادبی تأسیس می‌نمودند و به این ترتیب، کتب یونانی ترجمه گردید و تحصیل هندسه، هیئت، طبیعیات، شیمی و طب با نهایت موفقیت جریان داشت. تجارت و اقتصاد نیز در اوج شکوفایی و رونق بود و معادن، اسلحه، پارچه‌های حریر و سایر منسوجات، چرم‌های دباغی‌شده و شکر تماماً در آنجا فراهم می‌آمد. مسلمانان در زمینه‌ی کشاورزی و زراعت، بیش از علوم و صنایع استعداد خود را نشان دادند؛ چنان که در اندلس برای آبیاری اسباب و وسایلی بنا کردند که هنوز آثار آن موجود است. همچنین در اراضی اندلس، زراعت نیشکر، توت، پنبه، موز، برنج و غیره را رونق دادند.

مسلمانان در اندلس در تمامی زمینه‌های علوم و فنون، استعداد و لیاقت خود را نشان دادند. جاده‌ها، پل‌ها، کاروانسراها، مسافرخانه‌ها، بیمارستان‌ها و مساجد در اطراف شهر به کثرت ساخته شد. وضعیت دریانوردی هم با نظم خاصی انجام می‌شد و تجارت با اروپا و آسیا و آفریقا برقرار بود. در پزشکى نیز با ظهور افرادى چون على بن عباس، زهراوى، باهلى، ابن زهر و... مسلمانان بدان درجه از تخصص علمى رسیدند که جراحى‏هاى دقیق چشم را انجام مى‏دادند.

مسلمانان در طول چند قرن، کشور اندلس را نه تنها از نظر علمی و مادی به کلی منقلب کردند و بلکه در زمینه‌ی اخلاق و فرهنگ هم تأثیر شگرفی داشتند. مسیو سدیلو در این خصوص می‌نویسد:«از ممیزات مسلمانان نسبت به اقوام دیگر، که در واقع جزء مفاخر آن‌ها باید شمرد، یکی محترم شمردن نوع انسان بوده است... سلاطین مسیحی قسطیله و ناوار تا این درجه به حس وفاداری، خلاصه میهمان‌نوازی مسلمانان اعتماد داشتند که برای معالجه و مداوا، همیشه بدون هیچ بیمی، به پایتخت آن‌ها آمد و شد می‌کردند.»

حکام مسلمان رسم و سنت و قوانین آنان را به رسمیت شناختند و حتی برایشان حاکمانی از میان خودشان تعیین کردند که استان‌ها را اداره و مالیات‌ها را جمع‌آوری و قوانین و فرمان‌ها را اجرا می‌کردند و خود مسلمانان تنها وظیفه‌های عالی حکومتی را بر عهده داشتند و بر حسن اجرای قوانین نظارت می‌نمودند. بدین ترتیب، بسیاری از اوقات، والی، رئیس شهربانی، والی خراج، متصدی برید و اطلاع‌رسانی و قاضی از میان بومیان بودند.مسلمانان با اقلیت‌های دینی، به خصوص مسیحیان، با تسامح دینی رفتار می‌کردند و بهره‌مندی از جلوه‌های این تسامح دینی چنان گسترده بود که کنیزان و بردگان را هم شامل می‌شد.

در آن زمان و هنگامی که سراسر اروپا در جهل و بی‌خبری کامل بود، اندلس به تنهایی پرچم‌دار دانش و تمدن در غرب محسوب می‌شد و تمدنی که مسلمانان در این منطقه ساختند، خاستگاه بیداری و تحول علمی بود که به مثابه‌ی تمدن شرق از غنای چشمگیری برخوردار بوده و حاصل این تمدن اسلامی را می‌توان در ظهور اندیشمندان، علما، فلاسفه و آثار معماری و رشد اقتصادی در جنوب اروپا مشاهده کرد.

در واقع فرهنگ غنى اسلامی در تمدن شکوفاى اسپانیاى مسلمان چنان بالنده و رو به رشد و گستردگى بود که هر کسى هر چه می‌خواست بدان دست می‌یافت. می‌توان گفت همه‌ی شاخه‌هاى فرهنگ بشرى، از ادب و هنر، حقوق و سیاست، فلسفه، طب و جانورشناسى، گیاه‌شناسى و معدن‌شناسى، بارور و رو به گسترش بوده است و این غناى فرهنگى در اندلس توانست فرهنگ اسلامی را به اروپا انتقال دهد و مقدمات نهضت فکرى و بیدارى غرب را به وجود آورد.

با دیدن این همه قدرت و عظمت در اندلس، این سؤال پیش می‌آید که علل انحطاط تمدن باشکوه اسلامی اندلس چه بود؟ و دلایل آن را باید در چه عواملی جست‌وجو کرد؟ با جست‌وجو و تفحص در متون تاریخی می‌توان چند عامل را به عنوان آسیب‌های جدی و اساسی فرهنگ و تمدن اسلامی اندلس برشمرد. اما اکثر صاحب‌نظران بر تأثیر عوامل فرهنگی و فساد اخلاقی بیش از دیگر عوامل اتفاق نظر دارند. در ادامه‌ی این مقاله به بررسی علل فساد اخلاقی و انحطاط فرهنگی اندلس خواهیم پرداخت.

علل انحطاط فرهنگی و فکری در جامعه‌ی اسلامی اندلس

مسیحیان وقتی پیشرفت مسلمانان را در همه‌ زمینه‌ها دیدند و احساس کردند که این پیشرفت‌ها و قدرت و عظمت مسلمانان، خطر بزرگی برای منافع آن‌هاست، از راه‌های مختلف تلاش کردند تا در مقابل پیشرفت مسلمانان ایستادگی کنند و آرام‌آرم به فکر نابودی جامعه‌ی اسلامی اندلس افتادند و توانستند با تهاجم فرهنگی به نیات خود دست یابند.

آنان برای رسیدن به این هدف خود، ریشه‌ی جامعه اسلامی را هدف قرار دادند و با ترویج و تبلیغ اندیشه‌های مسیحیت و آزادی‌های وارداتی و غربی (اشاعه‌ی بی‌بندوباری) جوانان را به سمت فساد سوق دادند. مقام معظم رهبری معتقد است در تفکر اسلامی و مکاتب غربی، تفاوت‌های اصولی و اساسی در بیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد و اگر بخواهیم نسبتی بین تفاوت آزادی در غرب و اسلام ارائه دهیم، این نسبت عموم و خصوص من وجه خواهد بود: «در تفکر اسلامی و مکاتب غربی، تفاوت‌های اصولی و اساسی در بیان مرزهای آزادی و تعیین چارچوب آن وجود دارد... اسلام در برخی از زمینه‌ها دایره را از این محدودتر می‌کند و در بعضی از زمینه‌ها آن را گسترش می‌دهد و به اصطلاح طلبگی، بین نظر اسلام و نظر رایج در دنیای غرب در باب آزادی، عموم و خصوص من وجه است. در برخی از چیزها ما نظر غرب را بسیار محدود، تنگ‌بینانه و در بعضی از امور آن را بیش از حد وسعت‌یافته و نزدیک به بی‌بندوباری می‌دانیم.»

مسیحیان توانستند با تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه‌های مسیحیت، با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی و همچنین نفوذ در تعلیم و تربیت جوانان از طریق اخذ مجوز برای برپایی مدارس رایگان با هدف تعلیم مطالب انحرافی و ایجاد شبهات دینی و در کنار آن، توسعه‌ی روابط تجاری و اقتصادی با مسلمانان، زمینه‌ی ترویج فساد و بی‌بندوباری و همچنین تجمل‌پرستی را در بین مسلمانان اندلس فراهم آورند و آرام‌آرام مردم اندلس در مجامع عمومی، به صورت علنی به شراب‌خواری و عیاشی روی آوردند.

مقام معظم رهبری در خصوص این نوع عملکرد می‌فرمایند: «تهاجم فرهنگى این است که یک مجموعه (سیاسى یا اقتصادى) براى مقاصد سیاسى خود و براى اسیر کردن یک ملت، به بنیان‌هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى‌برد. چنین مجموعه‌اى هم چیزهاى تازه‌اى را وارد آن کشور و آن ملت مى‌کند، اما به زور، اما به قصد جایگزین کردن آن‌ها با فرهنگ و باورهاى ملى. این اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگى، هدف، بارور کردن فرهنگ ملى و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ریشه‌کن کردن فرهنگ ملى و از بین بردن آن است.»

تهاجم فرهنگی، سبب شد تا جامعه‌ی اسلامی، به ویژه جوانان، نسبت به مسائل دینی بی‌تفاوت شوند و به تدریج روح دین اسلام در جامعه‌ی اندلس کم‌رنگ شود. توجه به ادبیات اندلس نیز این موضوع را تأیید می‌کند. دست‌کم تا پایان دوره‌ی ملوک‌الطوایف، ادبیات مخصوصاً شعر، دارای صبغه‌ی غیردینی شد. محور اصلی شعر اندلسی، تجمل‌پرستی و لذت‌جویی بود. سایر اندیشه‌های معتبر ادب عربی، از قبیل تمثیلات، زهدیات و عرفانیات نیز سخنگویانی داشت، لکن اوج شعری نداشت. در عوض سخن از شب‌های عیش و نوش بر روی رودخانه یا سخن از دلبران غزال‌مانند و دختران باریک‌میان در میان است.

وقف تاکستانهای بزرگ و متعدد و توزیع مشروبات حاصل از آنها به شکل رایگان در بین جوانان مسلمان و تأسیس تفریح گاه های متنوع از سوی صاحبان کلیسا که خدمه و کارکنان آن همگی زیبارویان مسیحی بودند و... عواملی اند که موجب ضعف اراده در میان جوانان مسلمان شد. دلیران مسلمان که به هنگام فتح اندلس با چنان ایمانی می جنگیدند که نوشته اند کشتی های خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه بازگشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشسته اند

حال و روز جوانان و دلیران مسلمان از زبان امیر علی تاریخ نویس مسلمان است:(امیر علی، تاریخ غرب و اسلام، ص542)
" جوان مرد یا شوالیه عرب که برای جنگ به میدان مسابقه می رفت، بر روی بازوهای خود علامتی مانند شکل قلب با تیری که آن را سوراخ کرده یا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ می کرد و یا خال کوبی می نمود. این سپاهیان علناٌ درحضور محبوبه های خود برای جایزه شجاعت و دلاوری با یکدیگر مبارزه می کردند و اغلب با محبوبه های شان می رقصیدند.
دشمن برای شکست مسلمین در اندلس، به جای قهرمانان و شوالیه ها و جنگ جویان غول پیکر، دخترکان ظریف اندام خود را به آوردگاه مسلمین روانه کرد و به جای تیرهای آتشین و کشنده با غمزة چشمان جادویی زیبارویان مسیحی به جان مجاهدان مسلمان افتاد و ترنّم آوازه خوانان مه رو را به جای برق شمشیرهای خون ریز هدیه مسلمانان کرد و شراب سرخ شیرافکن را در کنار همه اینها در حلقوم مسلمین ریخت تا بدین سان و در یک پروسة مدت دار، اندلس را به حسرتی همیشگی در دل مسلمین بدل نماید... جمله زیر از زبان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل خطاب به مجلس نمایندگان آمریکا بیان شده است: ارسال برنامه های ماهواره ای حاوی تصاویر زنان زیبا با بدن های برهنه و نیمه برهنه و پرداختن به امور دینوی، از قبیل زندگی تجملی و البسة زیبا و صحنه های جنسی باعث می شود که کودکان ایرانی خواستار لباس های زیبا، زندگی تجملی و امثال این ها شوند و با این امر می توان در ایران انقلابی به راه انداخت .

فراگیر شدن فساد در سطح حاکمیت و جامعه، مسلمان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه بازداشت و حمیت و غیرت دینی را در آن‌ها از بین برد و آنچه برای آن‌ها اهمیت داشت، قدرت‌طلبی و خوش‌گذرانی بود.در نتیجه‌ی این تهاجم فرهنگی، شهرهای اسلامی یکی پس از دیگری از تحت حکومت آن‌ها خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد.

با افزایش تجمل‌پرستی و فساد اخلاقی در جامعه‌ی اندلس، شور دینی در آنجا کاهش یافت و موجی از شکاکیت و تردید در عقیده‌ی مردم به وجود آمد و در کنار آن، فرقه‌ای پدید آمده بود که می‌گفت همه‌ی موضوعات مربوط به دین باطل است و احکام دین را از نماز و روزه و حج و زکات مسخره می‌کرد.

به جز این فرقه، گروه دیگری نیز به وجود آمدند که خود را «پیرو دین جهانی» نام داده بودند. این گروه نیز با همه‌ی عقاید دینی مخالف بود و دینی را که فقط بر مبادی اخلاقی استوار باشد تبلیغ می‌کرد. یک فرقه‌ی لاادری نیز بود که می‌گفتند عقاید دینی ممکن است درست یا نادرست باشد و ما آن را نه تأیید و نه انکار می‌کنیم؛ هر چه هست ما از حقیقت آن بی‌خبریم و نمی‌توانیم عقایدی را که از اثبات صحت آن عاجزیم بپذیریم.

مسیحیان با اجرای همین طرح‌ها و برنامه‌های دقیق و هدفمند، به اهداف خود که انحراف جامعه‌ی اسلامی بود دست یافته و کشور اسلامی اندلس را به سمت سقوط و نابودی سوق دادند. در واقع فراگیر شدن فساد در سطح حاکمیت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پیشرفت جامعه بازداشت و حمیت و غیرت دینی را در آن‌ها از بین برد و آنچه برای آن‌ها اهمیت داشت قدرت‌طلبی و خوش‌گذرانی بود. در نتیجه‌ی این تهاجم فرهنگی، شهرهای اسلامی یکی پس از دیگری از تحت حکومت آن‌ها خارج گردید و به تصرف دشمن درآمد.

نتیجه‌گیری

ضعف و انحطاط جامعه‌ی اسلامی اندلس و در نهایت، اخراج مسلمانان از این سرزمین پس از هشت قرن (92‌ ـ‌898 ق)، جدا از تفرقه و ضعف حکومت، معلول تهاجم فرهنگی مسیحیان به صورت آهسته و پیوسته بوده است. فساد اخلاقی و عمل نکردن به دستورات دینی از عواقب همین تهاجم فرهنگی بود. عالمان دین نیز در قبال چنین وضعیتی تنها نظاره‌گر بودند و حتی گاه خود توجیه‌گر وضع موجود می‌شدند.

همان طور که بررسی کردیم، انحطاط فرهنگی و ترویج بی‌تفاوتی دینی در جامعه‌ی اسلامی، به خصوص در میان جوانان، از جامعه‌ی شکوهمند اسلامی، یک جامعه‌ی بیمار و ضعیف ساخت که توانایی هیچ گونه دفاعی از اعتقادات، باور و فرهنگ خود نداشت. بنابراین آن چیزی را که دشمن به عنوان فرهنگ مطلوب ارائه می‌داد به راحتی می‌پذیرفت و این همان مسئله‌ای است که مقام معظم رهبری به خوبی به آن اشاره کرده‌اند:

«در تهاجم فرهنگى، ملتى را که تحت تهاجم قرار گرفته است، باید به بیمارى که افتاده و خودش کارى نمى‌تواند بکند، تشبیه کنیم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزریق مى‌کند و معلوم است آمپولى که دشمن تزریق کند، چیست! این فرق دارد با آن دارو و درمانى که خود شما بروید و آن را با میل، انتخاب و وارد بدنتان کنید. این تهاجم فرهنگى است.»

در شرایط کنونی، دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، با استفاده از همین حربه‌ی قدیمی خود، یعنی تهاجم فرهنگی، در صدد هستند تا جامعه‌ی اسلامی را دچار ضعف کرده و بر آن دوباره مسلط شوند و امروزه با اشاعه‌ی فرهنگ غربی و ترویج و تبلیغ فرهنگ لیبرالیستی، سعی دارند تا جوانان را نسبت به مسائل دینی بی‌تفاوت کنند و با استفاده از همه‌ی ترفند‌ها، در پی ایجاد اندلسی دیگر هستند. همان طور که مقام معظم رهبری در سال 1381 در جمع جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان فرمودند، سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است.

برهان

وعده ی صادق www.alvadossadegh.com/fa  با کمی تغییر

مقاله فتح اندلس و فروپاشی آن از سایت جنبش مصاف masaf.ir

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

آمار هولناک کشتار مردم توسط آمریکا پس از جنگ جهانی دوم


          به نام خداوند بخشنده مهربان


کشور آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تا کنون در ۳۷ کشور مرتکب جنایاتی شده که منجر به کشته شدن ۲۰ تا ۳۰ میلیون انسان بی گناه شده است.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ یک منبع تحقیقاتی جهانی با مطالعه بر روی جنگ هایی که آمریکا در آنها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم دخالت داشته، آمار تکان دهنده ای از تعداد کشته شدگان توسط نیروهای این کشور در اقصی نقاط جهان ارائه داده است.

در این تحقیق ابتدا به مساله ۱۱ سپتامبر و برخورد هواپیما به دو برج بزرگ تجارت جهانی اشاره شده و اینکه این واقعه هولناک چه تاثیری بر رفتار آمریکا با کشور های مسلمان همچون عراق، افغانستان، لبنان و … به بهانه مبارزه با تروریست، گذاشت.

سپس این مقاله تمرکز اصلی خود را بر ارائه آمار دقیق از جنگ ها و کشتار های دولت های مختلف آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، گذارده است.

در مقاله مذکور چنین آمده است: مطالعات نشان می دهد که نیروهای ارتش آمریکا به طور مستقیم مسئول کشتار ۱۰ تا ۱۵ میلیون فرد بی گناه در جنگ های کره، ویتنام و دو جنگ عراق هستند. در جنگ کره مردمی با ملیت چینی هم کشته شده اند، همانگونه که در جنگ ویتنام، کشته شدگانی از کشور های کامبوج و لائوس هم دیده می شدند.

بسیاری از مردم آمریکا از تعداد کشته شدگان به دست نیرو های نظامی این کشور و نیز از جنگ هایی که این کشور مسئول مستقیم آنها بوده، اطلاع ندارند.

در جنگ هایی که آمریکا در کشور های افغانستان، آنگولا، کنگو، گواتمالا، اندونزی، پاکستان و سودان به راه انداخت و بعضا خود نیز مستقیما حضور داشت، قریب به ۱۴ میلیون نفر کشته شدند.

البته کشته شدگان و قربانیان این فجایع تنها محدود به کشور های یاد شده نیست، بلکه تقریبا نیمی از کشور های جهان، قربانیانی دارند که عامل مستقیم کشتار انها آمریکا است.

در نهایت آنچه این تحقیق و مقاله نتیجه گرفته است، این است که طبق آمار هایی که وجود دارد و تا حدودی در این مقاله مفصل گنجانده شده است، آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، مسئول کشتار ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر در کشور های مختلف است و این کشتار های یا به خاطر آغاز مستقیم جنگ در این کشور های توسط ایالات متحده آمریکا است و یا به خاطر فتنه انگیزی این کشور در مناطق مختلف جهان وبین ملل مختلف بوده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کابینه ی شیطان


           به نام خداوند بخشنده مهربان


به گزارش ادیان نیوز، شیطان هم مانند شهروندان کشورها رئیس جمهور، دولت و کابینه اى دارد. و کابینه او مرکب از بیست نفراست . کارهاى خود را با کمک آنها انجام مى دهد. براى هر کارى وزیرى تعیین کرده ، به انحراف کشیدن مردم را به آن کابینه سپرده است . افراد کابینه اش از فرزندان خود او هستند. در هر صبح و شام تخت خود را مى گذارد و بر آن مى نشیند، افراد کابینه دورش جمع مى شوند، او هم دستورهاى لازم را به آنها مى دهد، هر کس در پى ماءموریت خود مى رود. اسامى کابینه او از این قرار است :0050064

۱٫ ولها یا ولهان ؛

او ماءمور طهارت و نماز و عبادت است . او انسان را در طهارت و نماز وسوسه مى کند و به شک مى اندازد که این نماز باطل است ؛ نماز دیگرى شروع کن ؛ وضوى تو ناقص بود؛ دو مرتبه تجدید کن . گاهى در سجده در بدن انسان چیزى مى دمد، به طورى که انسان خیال مى کند وضوى او باطل شد و مجبور شد دو مرتبه وضو بگیرد.(۱)

۲٫ هفاف ؛

ماءموریت دارد که در بیابانها و صحراها انسان را اذیت کند و براى ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.

۳٫ زلنبور (یارکتبور)؛

که آن موکل بازارى ها است . لغویات و دروغ ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت مى دهد. آنها هم براى این که جنس خود را به فروش ‍ رسانند آن اعمال را انجام مى دهند.(۲)

۴٫ ثبر؛

در وقتى که مصیبتى به انسان وارد مى شود، صورت خراشیدن ، سیلى به خود زدن ، یقه و لباس پاره کردن را براى انسان پسندیده جلوه مى دهد.(۳)

۵٫ ابیض ؛

انبیا را وسوسه مى کند – یا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه مى دهد و به وسیله آن خونها ریخته مى شود.

۶٫ اعور؛

کارش تحریک شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت مى آورد! و انسان را وادار به زنا مى کند. از زنا افتد و با اندر جهات ابر ناید از پى منع زکوت اعور، همان شیطانى است که بر صیصاى عابد را وسوسه کرد تا با دخترى زنا کند و بعد او را به قتل رساند. (داستانش خواهد آمد.) روزى اعور پیش ‍ هود پیغمبر رفت ، آن حضرت ضربه اى به چشم او زد، کج شد.(۴)

۷٫ داسم ؛

همواره مراقب خانه ها است . وقتى انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل خانه مى شود و آن قدر وسوسه مى کند تا شر و فتنه ایجاد نماید و اهل خانه را به جان هم اندازد. اگر انسان سر سفره غذا نشست و (بسم الله ) نگفت با او غذا مى خورد. هرگاه انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و ناراحتى پیدا شد باید بگوید (داسم ، داسم ، اعوذ بالله منه ).(۵)

۸٫ مطرش یا مشوط و سا وشوط؛

کار او پراکندن اخبار دروغ یا دروغ هایى است که خود جعل کرده ؛ در حالى که حقیقت ندارند.(۶)

۹ . قنذر؛

او نظارت بر زندگى افراد مى کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غیرت را از او بر مى دارد، به طورى که انسان در برابر ناموس ‍ خود بى تفاوت مى شود.(۷)

۱۰٫ دهار؛

ماءموریت او آزار مؤمنان در خواب است . به طورى که انسان خواب هاى وحشت ناک مى بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در مى آید و انسان را وسوسه مى کند تا او را محتلم کند.(۸)

۱۱٫ اقبض ؛

وظیفه او تخم گذارى است . روزى سى عدد تخم مى گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمین ، از هر تخمى عده اى از شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون مى آیند که تمام آنها دشمن انسان اند.(۹)

۱۲٫ تمریح ؛

امام صادق علیه السلام فرمودند: براى ابلیس – در گمراه ساختن افراد – کمک کننده اى به نام (تمریح ) وى در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن ، وقت مردم را پر مى کند.(۱۰)

۱۳٫ قزح ؛

ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زیرا نام شیطان (قزح ) است بلکه بگو (قوس اله و قوس ‍ الرحمن ).

۱۴٫ زوال ؛

مرحوم کلینى از عطیة بن المعزام روایت کرده که وى گفت : در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانى که داراى مرض (ابنه ) بوده و هستند یاد کردم . حضرت فرمود: (زوال ) پسر ابلیس با آنها مشارکت مى کند ایشان مبتلا به آن مرض مى شوند.

۱۵٫ لاقیس ؛

او یکى از دختران شیطان و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس ‍ بازى زنان است او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد. یعقوب بن جعفر مى گوید: مردى از حضرت صادق علیه السلام از مساحقه بازى زن با زن دیگر- پرسید: حضرت در حالیکه تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو – هر دو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد (لاقیس ) دختر ابلیس را که چه عمل زشتى را براى زنها آورد. آن مرد گفت : این کار اهل عراق است ؟ حضرت فرمود سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله بود، قبل از آن که در عراق باشد.(۱۱)

۱۶٫ متکون ؛

شکل خود را تغییر مى دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در مى آورد و مردم را گول مى زند و این وسیله آنان را وادار به گناه مى کند.(۱۲)

۱۷٫ مذهب ؛

خود را به صورت هاى مختلف در مى آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصى او. مردم را با هر وسیله که بتواند گمراه مى کند.(۱۳)

۱۸٫ خنزب ؛

بین نمازگذار نمازش حایل مى شود؛ یعنى توجه قلب را از وى برطرف مى کند. در خبر است که : عثمان بن ابى العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل مى شود – یعنى حضور قلب را از من مى گیرد – حضرت جواب داد: نامش ‍ شیطان (خنزب ) است . پس هر زما از او ترسیدى به خدا پناه ببر.(۱۴)

۱۹٫ مقلاص ؛

موکل قمار است . قمار بازها همه به دستور او رفتار مى کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنى در میان آنان به وجود مى آورد.(۱۵)

۲۰٫ طرطبه ؛

یکى از دختران آن ملعون مى باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازى را هم به آنان تلقین مى کند.(۱۶) با توجه به مطالب فوق به دست مى آید که ابلیس به صورت یک فرمانده ویران گر که نقش فرماندهى را به عهده دارد فرمان مى دهد و بچه هایش در اجراى دستورات او مى کوشند و با تلاش ها و تغییر شکل هاى مختلف ، جوامع انسانى را به بدبختى مى کشانند.(۱۷)


منابع:

۱- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹٫ ۲- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۳- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۴- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۵- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۶- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۷- ابلیس ، ص ۱۵۹٫ ۸- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۹- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۱۰- سفینه البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۱۱- سفینة البحار، ج ۱، ص ۹۹ و ۱۰۰٫ ۱۲- بحار، ج ۶۳؛ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫ ۱۳- بحار، ج ۶۳ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫ ۱۴- سفینه البحار، ج ۲، ص ۶۵۴، لغت وسوسه . ۱۵- کتاب ابلیس ، ص ۱۴۳٫ ۱۶- کتاب ابلیس ، ص ۱۰۵٫ ۱۷- بحار، ج ۶۳ و سرمایه سخنوران و واژه هاى قرآن . سفینة ، ج ۱، ص ۱۰۰٫

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

مستر جیکاک


       به نام خداوند بخشنده مهربان


سرهنگ «جیکاک» مأمور اطلاعاتی بریتانیا، در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن در ایران نقش زیادی را در جهت منافع کشورش ایفا نمود. جیکاک با خاتمه جنگ جهانی دوم به استخدام شرکت نفت ایران و انگلیس درآمد. می گویند که حکومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود. جیکاک اغلب اوقات خود را در میان عشایر بختیاری می گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در یادگیری زبان در مدت بسیار کوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم تر گویش بختیاری را همچون زبان مادری خود یاد بگیرد . به حدی که تشخیص او از غیر بختیاری ها بسیار مشکل بود. خصوصاً اینکه با شگرد های خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم های مداوم با چهره بختیاری ها به حداقل می رساند و البته چنانچه حکایت می کنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود که چنانچه کسی نیز می خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشکوک شود با صحبت کردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می کردند که وی بختیاری است! جیکاک علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود

نام جیکاک برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمانی ها و عشایر بختیاری نامی آشناست . نامی که به نمادی در نیرنگ و حیله گری آنهم از نوع انگلیسی تبدیل شده و حتی امروز نیز معمولاً به کسانی که به نیرنگ و مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند

جیکاک در راه جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بکار برد. او علاوه بر تشویق بختیاری ها به بی توجهی به ملی شدن صنعت نفت، کوشش نمود تا در کار هیئت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس خلل ایجاد نماید. به گفته حسین مکی به هنگام عزیمت هیئت خلع ید به آبادان، جیکاک تصمیم گرفت عده ای را تحریک کند تا اتومبیل اعضای هیئت را از روی پل بهمن شیر به داخل رودخانه بیندازد اما این توطئه ناکام ماند. سرانجام دولت ایران که به کارشکنی و اخلال جیکاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود

حکایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیکاک که بعدها به "مستر جیکاک" و در اواخر حضورش در ایران به "سیدجیکاک" معروف شد نقل می شود:

1- جیکاک در اوایل حضورش در شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان سرپرست یک دکل حفاری مشغول به کار شد. یکروز یکی از کارگران محلی از بالای دکل به زمین افتاد و درجا مرد. افراد محلی که از فوت فامیلشان به شدت عصبانی بودند و جیکاک را مسئول این واقعه می دانستند بسوی او حمله کردند. جیکاک که مرگ را در یک قدمی خود میدید ناگهان به سمت دکل حفاری حمله ور شد و شروع کرد به زدن دکل با مشت و لگد. مردم محلی که شگفت زده بودند ناگهان ایستادند جیکاک که مردد شدن مردم را دید و فهمید انگار نقشه اش گرفته شروع کرد با سر کوبیدن به دکل و فحش دادن که " نامرد تو برادرم را از من گرفتی" و از این گونه صحبتها. نقل می کنند که چند دقیقه بعد مردم دوباره به سمت جیکاک دویدند ولی اینبار نه برای زدن و انتقام گرفتن بلکه برای دلداری دادن به او و جلوگیری کردن از کوبیدن سرش به دکل

2- از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف است که با آن معجزه می کرد و وقتی آن را به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد، تخریب می کرد ! بعد ها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار می داده.




3- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند. به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود.




4- اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا می کرد و آخرش هم روضه امام حسین می خواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب می کرد! از بند قبل علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید.
عمامه نمی سوخت و جیکاک آن را به عنوان معجزه خود بیان می کرد و ادعای سید بودن می کرد! در ضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش می سوخت! از اینجا بود که او به "سید جیکاک" معروف شد.

5- به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود
"تو که مهر علی من دلته/ نفت ملی سی چنته"
"یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی"
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو می کردند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شیطان مزد عمل میگیرد و خواسته های او از خداوند

بعد از آن که شیطان از سجده کردن بر آدم سر پیچی کرد واز بهشت بیرون شد.گفت: پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور میکنی،عبادات من چه میشود،هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم! علاوه بر آن خودت فرمودی، عمل عمل کنندگان را ضایع نمی کنم(1) آیا سزاوار است که با این اشتباه،مزد عمل چندین هزار ساله من به کلی از بین برود؟ 

خطاب از مصدر جلال رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمیشود؛ ولی کسی که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم در دنیا هر چه بخواهد، میدهم. 

شیطان عرض کرد:من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب میکنم،چون به واسطه آدم جهنمی شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار میدهم! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم! شیطان در جواب گفت:

اول آن که،اجازه دهی تا روز قیامت زنده باشم،خدا در جوابش فرمود:اگر میخواهی از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابی یا شربت ناگوار ان را نجس، اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزه مرگ را بچشد و اگر کسی مرگ سراغش نیاید در آخرت هم که مردن نیست.آن روز همه زنده میشوند،مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشرکان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود. چون نجات از مرگ برای کسی نیست؛ تو را مهلت میدهم تا روزی که معلوم است(2) شاید مراد روز ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته میشوی و شاید هم روز آخر دنیا باشد(3) 

دوم این که،خدایا! از تو می طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم، دو فرزند به من عطا کنی! از این رو،در اخبار وارد شده:برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولد میشود ،دو شیطان بر او مسلط است و او را اغوا میکنند.

سوم،گفت:خدایا! از تو میخواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهی که از هر جای بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.

چهارم،از تو میخواهم که فرزندان آدم ما را نبینند ولی ما آنان را ببینیم!

پنجم، از تو میخواهم این قدرت را به من بدهی که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم بنا بر این(در هر جا و هر شکلی که میخواهد درمی آید تا شاید مردم را فریب دهد) همان طور که در روز سقیفه بنی ساعده،مجلس شورای مکه که علیه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تشکیل شده بود.خود را به صورت پیرمرد نجدی درآورد و کار را برای آنان آسان کرد( که در داستان شیطان و مجلس شورای مکه بیان شده است). ودر اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردی زاهد درآمد،اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند.(4) و دهها داستان دیگر... 

ششم،پروردگارا از تو می خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!  

هفتم،عرض کرد:خدایا! از تو میخواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم.چنانچه در قرآن می فرماید:«الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة والناس»  شیطانی که وسوسه و اندیشه بد در دل مردم می افکند وسوسه او هم در دل جن باشد وهم در دل انسان (5)   

خداوند هم در پایان هر یک از خواسته های او فرمود:راضی شدم.وقتی شیطان این حاجات را از خدا گرفت ؛عرض کرد:فبعزتک لا غوینهم اجمعین(6)  ای خدا! به عزت و بزرگواری خودت همه آنها را گمراه واز راه راست منحرف می‌کنم.  سپس شیطان گفت: من آنان را از پیش رو( آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه می دهم) ، واز پشت سر( آنها را که به جمع آوری اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور می دهم) ،و از طرف راست( امور معنوی را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع می سازم، واز طرف چپ ( لذت مادی و شهوات را در نظر آنها جلوه میدهم) . و سراغشان می روم و تو اکثر آنها را شکرگزار نخواهی  یافت(7) 


  منابع: 

  (1) آل عمران آیه 194.
  (2) حجر آیه 35 تا37. 
  (3) به بحث قاتل شیطان رجوع شود.
  (4) کتاب سلیم بن قیس .
  (5) ناس آیه 4و5. 
  (6) ص،38 آیه 81. 
  (7) اعراف آیه 16 ؛ بحارانوار ، ص 274 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰