۱۰ مطلب با موضوع «ادیان» ثبت شده است

اسطوره ارض موعود


دانلود با کیفیت HD720p - حجم 31 مگابایت 

دانلود با کیفیت 360p - حجم 19 مگابایت

دانلود صوت حجم: 2.79 مگابایت
۱ نظر

تورات فارسی


تورات نام پنج کتاب اول از کتاب مقدس یا به عبارت دیگر پنج کتاب [سفر] اول 

از عهد عتیق که به اسفار خمسه هم شهرت دارد، و گاه توسعا به کل عهد عتیق 

اطلاق می‏گردد. در قاموس کتاب مقدس ذیل عنوان «پنج سفر موسی» آمده 

است: «کتابهای پنجگانه‏ای که در اول مجلد عهد عتیق واقع است.» این کتاب به 

اعتقاد یهودیان و نیز مسلمانان در کوه سینا، به زبان عبری، به صورت الواحی بر 

موسی کلیم‏الله (ع) نازل شده است.

مصاف ایرانیان


دانلود pdf

۰ نظر

اسطوره کتاب مقدس


دانلود با کیفیت HD720p - حجم 39 مگابایت

دانلود با کیفیت 360p - حجم 14 مگابایت

دانلود صوت  حجم: 2.35 مگابایت

۱ نظر

ذوالفقار در عهد عتیق


ظهور منتقم با شمشیری دو دمه در عهد عتیق

کتاب عهد عتیق،مزامیر داوود،مزمور١٤٩

بخش های ٤ تا ۹ : 

شماره ٤: زیرا خداوند از قوم خویش رضایتمندی دارد. مسکینان را به نجات جمیل می‌سازد.

شماره ۵: مقدسان از جلال فخر بنمایند. و بربسترهای خود ترنم بکنند.

شماره ۶: تسبیحات بلند خدادر دهان ایشان باشد.  و شمشیر دو دمه در دست ایشان

شماره ۷: تا از امت ها انتقام بکشند و تادیب ها بر طوایف بنماید

شماره ۸: و پادشاهان را به زنجیر ببندند و سروران ایشان را به پابندهای آهنین

شماره ۹: و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجرا دارند. این کرامت است برای همه مقدسان او.

ظهور این نشانه در دستان امیر المومنین باعث شد با تحریک یهودیان ، ذوالفقار از شمشیر دو دمه ، به شمشیر دو شاخه نزد مسلمانان تغییر مفهوم دهد. گفتنی است تنها منبعی که برخلاف دیگران ذوالفقار را دو شاخه دانسته "المناقب"ابن شهر آشوب ‌است. کان  ذوالفقار ذا شعبتین؛ ذوالفقار دو تیغه داشت که به نظر می‏ آید برداشت شخصی او(ابن شهر آشوب)، از معنای ذوالفقار است..

المناقب. ابن شهر آشوب، ج ۳، ص۲۹۰

۰ نظر

دانلود کتاب نبوئت هیلد «وحی کودک یهود»

این کتاب شرح وحی کودک یهود است که قرنها در کتابخانه های علمای یهود بنام کتاب مرموز و متروک مخفی بوده است.

دانلود کتاب نبوئت هیلد

هفتاد سال پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص) کودکی مرموز بنام لحمان حطوفاه فرزند یکی از علمای پرهیزگار بنی اسرائیل بنام ربی پنحاس و زنی پاکدامن بنام راحیل متولد گردید و بلافاصله پس از تولد به سجده افتاد و لحظاتی بعد برخاسته و رو به مادرش کلماتی مبهم و بیمناک به زبان آورد.

پس از این ماجرا و با واکنش مادر کودک وی تا 12 سالگی لب به سخن نگشود. جملات این کودک موسوم به کتاب نبوئت هیلد به اندازه ای سربسته و نامفهوم بود که حتی علماء و مفسرین یهود و اهل لغت عبری را دچار حیرت کرد.

البته این ابهام هفتاد سال پس از آن معنا پیدا کرد و نشان دادکه جملات لحمان بشارت ظهور پیامبر آخر الزمان و وقایع معاصر و بعدش بوده است، لکن علمای یهود بعضی مبهمات را بهانه قرار داده و علامات و بشارات روشنی که راجع به پیامبر بزرگ اسلام بود را مربوط به شخصی نا معلوم دانسته و این کتاب را متروک و در دسترس طالبین و حتی عوام یهود قرار نمی دهند.

اما در اثر عنایت خدای متعال یکی از علمای بزرگ یهود پس از تامل در آئین اسلام، مشرف به دین مقدس اسلام گردید و بر اثر یک اتفاق کتابی از کتب بنی اسرائیل بنام تبعید و میصوا، برای چاپ آماده می شد و از حسن تصادف نسخه صحیحی از کتاب نبوئت که به نظر علمای یهود آن زمان هم رسیده و بر صحت آن گواهی داده و مقدمه ای بر آن نوشته بودند، در آن موجود بوده این عنایت خدای متعال منجر به این گردید که سخنان الهی آن کودک از پرده های ضخیم مرض ها و غرض ها بیرون آید. ولی باز علمای یهود از نشر آن جلوگیری نموده و فعلا در کتابخانه ها و نزد علمای یهود به نام کتاب متروکه و غیر معتمده نگهداری می گردد.

منبع:جنبش سایبری 313 

۰ نظر

مهدی موعود در تورات


مهدی موعود در تورات shia+muslim                  
 پاسخ به این سوال را در فصل 17 آیه 20 از کتاب پیدایش تورات جستجو می‌کنیم ، آیه ای که دل هر انسان حقیقت طلبی را با نور الهی منور ساخته و لرزه بر اندام و بنیانهای فکری دشمنان اهل بیت (ع) می‌اندازد

در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.

برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:

"هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر پیامبران بنی اسرائیل است(1)

برخی نیز خنثی بودن و عدم دخالت این آیات ، در زندگی خاخام ها و حاکمان یهود را عامل در امان ماندنشان از تحریف می دانند .

عده ای بر این عقیده هستند که آنچه یهودیان را در تمام برهه های تاریخ پر فراز و نشیبشان هماره متحد نگاه داشته اعتقاد ایشان به ظهور منجی (ما شیح) بوده است  برخی دیگر نیز این امر- مصون ماندن نسبی آیات مربوط به آخر الزمان- را از معجزات الهی می پندارند .

دلیل هرچه باشد نتیجه این است که در میان کتب دینی یهود و پیامبران بنی اسرائیل شاهد فراز های بسیاری هستیم که به موضوع آخر الزمان ، نشانه ها ، و شخص موعود اختصاص دارد و حتی در برخی کتب مانند زبور حضرت داوود(ع) مسائل آخر الزمانی و نشانه های منجی یک سوم این کتاب را در بر گرفته است.

تعدادی از این آیات ، به ظهور حضرت مسیح (ع) دلالت داشته و با شخص ایشان تطابق فراوان دارد لیکن در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عج) همخوانی کامل دارد.

به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.

از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است:

  1. " خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریه تو این زمین را می بخشم ،تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید "(2)

آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان ،  تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.

و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (ع) داریم:

  1. " تورا بسیار بارور گردانم و امتهای بسیار از تو پدیدار کنم ،پادشاهان از تو بوجود آیند.عهد خود را در میان خویش و تو و ذریه بعد تو استوار گردانم که نسل بعد از نسل جاودانی باشد "

ودر فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد:

  1. " نام تو بعد از این آبرام  خوانده نشود بلکه نامت آبراهیم خواهد بود زیرا تو را پدر امتهای فراوان گردانیدم. (3)

 در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخرالزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (ع) می کند:

4.     به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تو را از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم (4) 

چنان که مستحضر هستید در آیه اول خداوند متعال وعده حکمرانی ذریه حضرت ابراهیم بر جهان را می دهد و در آیه بعدی آنرا عهدی بین خود و ابراهیم (ع) معرفی می نماید.

به راستی عهد میان حضرت ابرهیم و خداوند متعال چیست؟ در خواست این نبی الهی از خدا چه بوده است؟ وراثت زمین به ذریه او؟

بی شک بهترین راه پاسخ به چنین سوالاتی نگاه به کلام الله مجید است چنانکه قرآن برخی موارد فوق را تایید نموده و پرده از رازی بزرگ برمی دارد، آنجا که در تایید آیه سوم :

"تورا پدر امتهای فراوان گردانیدم "

می فرماید:

"...مله ابیکم ابراهیم و هو سمئکم المسلمین من قبل و فی هذا ..."

"از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید ،خداوند شمارا در کتابهای پیشین ودر این کتاب مسلمان نامید".(5)

ولی نکته بسیار بسیار مهم در آیه چهارم است که سخن از عهدی بین خدا و ابراهیم (ع) می رود، این موضوع به طرز عجیبی در قرآن پاسخ داده شده است چنانکه می خوانیم:

" و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن  قال انی جاعلک لناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین"

"هنگامی که پروردگار ابراهیم،اورا با دستوراتی آزمود و او به طور کامل از عهده آنها برآمد،خداوند به او فرمود:من تورا امام و پیشوای مردم قرار دادم.ابراهیم گفت:از دودمان و ذریه من نیز امامانی قرار بده ، خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نمی رسد"(6)

پس در واقع عهد بین حضرت حق و پیامبرش رسیدن افرادی خاص از ذریه ابراهیم (ع) به مقام امامت است که شامل ستمکاران نمی شود، چرایی پاسخ خداوند نسبت به درخواست حضرت ابراهیم مبنی بر امام قرار دادن ذریه اش را می بایست اینگونه واکاوی نمود.

پسران حضرت ابراهیم دو تن بودند ،یکی اسحاق که از همسرش ساره ، و دیگری اسماعیل که از کنیزی به نام هاجر بود ، دلیل ازدواج حضرت ابراهیم با هاجر نازایی ساره بود که البته خداوند بعد ها حاجت ساره را نیز مستجاب نموده و از او اسحاق به دنیا آمد.

یهودیان خود را از نسل اسحاق می دانند چراکه لقب فرزند اسحاق ، یعنی یعقوب "اسرائیل به معنای بنده خدا" بود لذا بنی اسرائیل یعنی فرزندان یعقوب.

در ضمن یهودیان فرزند حضرت ابراهیم را که وسیله آزمایش او قرار گرفت (قربانی شدن) اسماعیل نمی دانند بلکه معتقدند  اسحاق بوده است که به چنین مقامی نائل گشته.

این در حالی است که رسول الله و امیر المومنین و به تبع آن ائمه و سادات  از نسل اسماعیل (ع)هستند.

حال سوالی که پیش می آید این است که کدام دسته از ذریه حضرت ابراهیم (ع) هستند که به سبب ستمکاری مقام والای امامت که خدا در قرآن آن را بالاتر از پیامبری می داند را از دست داده و این مقام به  آنها نمی رسد؟ ودیگر اینکه این دلایل را چون از قرآن است برای بحث با یهودیان کافی ندانید لیکن پاسخ به این دو مسئله را در فصل 17 آیه 20 از کتاب پیدایش تورات جستجو می کنیم ، آیه ای که دل هر انسان حقیقت طلبی را با نور الهی منور ساخته و لرزه بر اندام و بنیانهای فکری دشمنان اهل بیت (ع) می اندازد:

" اما در مورد اسماعیل تقاضای تورا اجابت فرمودم ،اینک او را برکت داده بارور گردانم، او را بسیار کثیر گردانم و12 امام از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم"

آری تقاضای حضرت ابراهیم مبنی بر نائل آمدن افرادی از ذریه ایشان به مقام امامت اینگونه در خود تورات پاسخ داده می شود ،و جالب تر اینکه  کلمه امام در قرآن مجید ۱۲ مرتبه  تکرارشده است! کدام انسان جوینده معرفت وحقیقت است که  با این لایل به حقانیت تشیع پی نبرد؟

آری خداوند عهدش با ابراهیم و پاسخ به خواست او را در ذریه اسماعیل قرار داد و جالب اینجاست که با آوردن عبارت" ... و امتی عظیم از وی بوجود آورم " مشخصا به اسلام عزیز اشاره می فرماید چراکه تعداد کل یهودیان جهان (فرزندان اسحاق) تنها 14 میلیون نفر تخمین زده می شود در حالی که امت مسلمان با یک میلیارد و نیم نفر انسان پس از مسیحیت بیشترین پیروان در جهان را به خود اختصاص داده و حتی اگر تعداد شیعیان جهان (تقریبا 200 میلیون نفر) را در نظر بگیریم باز هم شاهد فاصله ای آشکار هستیم.

مگر نه اینکه خدا در تورات خطاب به ابراهیم فرمود :

"به سوی آسمان بنگر، ستارگان را بشمار، اگر خواهی  ذریه تو نیز چنین خواهد بود "

گویا این آیه در تورات تفسیر سوره کوثر است . آری کلامی نورانی تورات و قرآن منشا یکسان دارد  و البته اشاره به حقانیت تشیع و ظهور امام زمان فقط به سفر پیدایش مربوط نمی شود چنانکه در دیگر کتب عهد عتیق نشانه های فراوان آخر الزمانی داریم که عینا  مصادیق آنها در آیات و روایات اسلامی نیز موجود است  برای نمونه به موارد زیر توجه فرمایید:

 "و نهالی از تنه "یسی"( از نام های پدر حضرت داوود) بیرون آمده ،شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین ،به راستی حکم خواهد نمود...کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت .... گرگ با بره سکونت خواهد نمود و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر با هم و طفل کوچکی آنها را خواهد راند... در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد،زیرا که جهان از معرفت خدا پر خواهد شد". (7)

 * گفتنی است نسب حضرت حجت از سمت مادر بزرگوارشان نرجس خاتون به شمعون ابن هممون صفا می رسد که وی  پسر عمه حضرت مریم مادر حضرت عیسی (ع) بوده است و جالب اینکه هردو این بزرگواران از نسل داوود پیامبر بوده اند . سایر موارد مطروحه در این آیه را نیز عینا در روایات اسلامی داریم  به عنوان نمونه امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند: در هنگام ظهور درندگان با هم به سادگی خواهند زیست (و التسلعت السباع) و بز شاخدار به بز بدون شاخ حمله نخواهد کرد و...

 "یهوه صبا یوت چنین می گوید: یک دفعه دیگرآسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت و تمامی امت ها رامتزلزل خواهم ساخت و آنگاه  فضیلت جمیع امت ها خواهد آمد ... این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت."(8)

 "امیر عظیمی که برای پسران تو ایستاده نامش "ایستاده" است خواهد برخاست... بسیاری از آنان که در خاک خوابیده اند،بیدار خواهند شد..."(9)

 *   در این آیه به وضوح به لقب حضرت بقیه الله  به نام "قائم" به معنی "ایستاده" اشاره می شود و در ادامه نیز رجعت مومنان هنگام ظهور امام زمان (عج) مطرح می گردد (فراز هایی از دعای عهد: خدایا اگر مرگ ، که آنرا برای تمامی بندگانت مقدر فرموده ای  میان من و او – امام زمان- فاصله انداخت ، پس مرا-هنگام ظهورش- زنده گردانده از قبرم خارج کن ...  )

 "آنانکه بسیاری را به راه عدالت رهبری می کنند(یاران امام زمان)، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالاباد. اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار کتاب را تا زمان آخر مهر کن بسیاری به سرعت "تردد" خواهند کرد."(10)

 "خوشا به حال آنان که انتظار کشند"(11)

 *   افضل الاعمال انتظار الفرج(از روایات شیعی : انتظار فرج از بهترین اعمال است)

 "سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شده تا جمیع قوم ها و امت ها و زبانها او را خدمت کنند.سلطنت اوجاودانی و بی زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد."(12)

 "از  کتاب حبقوق نبی : اگر چه تاخیر نماید، برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد."(13)

*   در عیون الاخبار ج 1 ص 134آمده است حضرت حیقوق نبی که در تویسرکان مدفون است از منتظران سرسخت حضرت حجت بوده و شعار دائمش "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم " بوده است . ایشان در کتاب خود که شامل سه باب است با مضامینی واضح به رستگاری مومنین و بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان خاتم النبین بشارت می دهند.امام رضا (علیه السلام) نیز در مجلس مامون از جاثِلیق که ازعلما و بزرگان قوم یهود بوده است، سوال می فرمایند: آیا سخن او را درباره ظهور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در تورات دیده ای؟ گفت آری و تصدیق می کنم.گفتنی است پیکر مطهر آن نبی بزرگ و منتظر حضرت صاحب الزمان (عج) به شکلی معجزه آسا در سال ۱۳۷۲ (ه.ش) در جریان حفری های چند تن یهودی در مرقد مطهرشان  در تویسرکان سالم نمایان شد. 

شاید بیشترین اشارات به ظهور و آخر الزمان را باید در زبور حضرت داوود (ع) جستجو نمود تاجایی که از 150 بخش آن 35 و برخی 55 بخش را مربوط به آخر الزمان می دانند.

لذا بی سبب نیست که خداوند متعال در کلام الله مجید هنگام اشاره به سرنوشت مومنان در آخر الزمان توجه ما را به زبور جلب می نماید:

" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون "

"و به راستی در زبور پس از تورات  نوشتیم که بنگان صالح ما وارثان زمین خواهند بود"(14)

 لذا جای شگفتی ندارد اگر مضمون همین آیه قرآن را در زبور هم ببینیم:

 "  شروران منقطع خواهند شد اما منتظران خدا وارث زمین خواهند گشت ، بعد از اندک زمانی شروری نخواهد بود و حلیمان وارث زمین خواهند گشت و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد. خداوند صالحان را تایید می کند ، خدا روزی کاملان را می داند و روزی ایشان خواهد بود ، تا ابد نسل شروران منقطع شده صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود ، جان او در نیکویی شب را به سر خواهد برد و ذریه او وارث خواهند شد."(15)

"و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا در یا و از نهر تا اقصای جهان."(16)

 *    در بحارالانوار علمه مجلسی ج 53 ص 62 آمده است:  پس از ظهور بر روی زمین کور،فلج و زمینگیری باقی نخواهد ماند(وفور سلامتی).

 "جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود.زیرا چون مسکینی استغاتثه کند،او رهایی بخشد و جان های مساکین را نجات خواهد داد."(17)

 "اسم او تا ابد بماند،اسمش چون آفتاب باقی بماند،در او مردمان برکت خواهند یافت و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، و نام او تا ابد متبرک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود."(18)

 "برای خداوند منتظر باش ، قوی شو، او دلت را تقویت خواهد کرد...ای همگان که برای خدا انتظار می کشید منتظر خدا باش طریق اورا نگه دار تا تو را به وراثت زمین بر افرازد."(19)

 "امتها شادی و تنرنم خواهند کرد زیرا که قوم ها را به انصاف حکم خواهد کرد،آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد،اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند.

او قوم تورا به عدالت داوری خواهد نمود. و مساکین تو را به انصاف ،مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود.

  او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصی نقاط جهان،فراوانی غله در زمین برقله کوه ها خواهند رسید، اهل شهر ها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد،جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند."(20)

*  اشاره به برخی از نشانه های آخر الزمان که در روایات شیعی نیز موجود است  مبنی بر افزایش جمعیت شهر نشینان نسبت به جمعیت روستایی و یا فراوانی نعمات و محصولات کشاورزی پس از ظهور و...

    "شمشیر دو دمه در دست ایشان است تا از امتها انتقام بکشد ."(21)

*     در این فراز نیز به طرز شگفتی به ذوالفقار امیرالمومنین (ع)که طبق روایات شیعی دردست حضرت بقیه الله (عچ)است اشاره می شود.

هرچند دشمنان خدا  ۱۱ امام بزرگوار از ذریه ابراهیم (ع)را به خاک و خون کشیدند و حق الله و بندگانش زائل نمودند لیکن دوازدهمین ایشان همو که آخرین ذخیره الهی است پرچم حق را بر بام را گیتی خواهد کوفت.

آنچه از نظر گرامیتان گذشت مشتی بود نمونه خروار وگرنه نشانه هایی از این دست برای اهل فهم و حق طلبان بسیار است ان شا الله به زودی به نشانه ها و حقانیت وجودی حضرت در دیگر ادیان نیز اشاره خواهد شد.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت صاحب الزمان (عج)که صد البته نزدیک است .

علی اکبر رائفی پور 

پینوشت:

  1. نشریه بینا- نشریه کلیمیان ایران- سال اول (1378 )شماره 4
  2. (باب 12- فراز 7)
  3. (باب17-فراز20) و (باب18-فراز18). آنچنان که در منابع دینی یهود آمده است خدا پس از امتحان حضرت ابراهیم و سارا به خاطر سربلند بیرون آمدن از این آزمون الهی به نام های ایشان "ه" اضافه فرمود و آبرام و سار به ابراهیم و ساره بدل گشتند
  4. (13-15) (15-5 تا 8).
  5.  سوره حج آیه 78
  6.  سوره بقره آیه 124
  7.  کتاب اشعیای نبی (فصل11 بندهای 1 تا 10)
  8.  کتاب حجی نبی(فصل 2 بندهای 6 تا 9)
  9. کتاب دانیال نبی (فصل 12 - 1،12)
  10.  کتاب دانیال نبی (فصل 12-3و4)
  11.  کتاب دانیال نبی (فصل 12-12)
  12.  کتاب دانیال نبی (فصل 7- 12 و14)
  13.  کتاب حیقوق نبی(2-3تا 5) واژه حیقوق(Hayaghogh) که در زبان عِبری «حَبَقُوق» تلفظ می گردد که به معنای در آغوشگرفته می باشد. علت نامگذاری ایشان به این نام چنین بود که وی در اوان کودکی ازدنیا می رود و الیاس نبی (علیه السلام) او را در آغوش خود گرفته، دعا می کنند و از خدای متعال می خواهند که آن حضرت را دوباره زنده نماید. در مفاتیح الجنان در شرح اعمال ام داود، امام صادق (علیه السلام) به نام آن حضرت اشاره می فرمایند
  14.  سوره انبیا آیه 105
  15.  مزمور 37  بند های 9-11-12-17-18-27-29
  16. مزمور 72  بند های 2و4و7و8
  17.  مزمور 72  بند های 11و13  
  18.  مزمور 72  بند های17و19
  19.  (مزمور 69  بند 3 )، ( 130  بند 5و6 )
  20. (مزمور 67  بند 4 )، (مزمور 68  بند 3 )، (مزمور 72  بندهای 2و4و7و8و16و17و149 )
  21. مزمور 149  بند 7
 نویسنده:علی اکبر رائفی پور
برگرفته شده از سایت موسسه مصاف ایرانیان  Masaf.ir
۱ نظر
جهان در عصر ظهور از دیدگاه یهود

جهان در عصر ظهور از دیدگاه یهود

خداوند جهان را به نور خود روشن خواهد کرد[۱] حتی اگر کسی بیمار باشد، ذات الهی به خورشید فرمان خواهد داد تا وی را شفا دهد[۲] از اورشلیم آب روان جاری خواهد ساخت و هر بیماری به واسطه آن شفا خواهد یافت[۳] درختان را وادار میکند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوه ها میخورد و شفا مییابد[۴] تمام شهرهای ویران شده را از نو آباد خواهند کرد و در جهان جایی ویرانه یافت نخواهد شد[۵] گرگ‌ با برّه سکونت خواهند داشت، پلنگ با بزغاله، شیر با گاو و گوساله خواهند خوابید. طفل شیرخواره دست خود را بر لانه افعی خواهد گذاشت[۶] مرگ را تا ابد نابود خواهد ساخت و خداوند اشک را از روی هر چهره ای پاک میکند[۷]

 منابع: [۱]- اشعیاء، باب۶۰، آیه۱۹ . [۲]- ملاکی، باب۴، آیه۲ . [۳]- حزقیال، باب۴۷، آیه۹ . [۴]- همان، آیه۱۲ . [۵]- همان، باب۱۶، آیه ۵۵ . [۶]- اشعیاء، باب۱۱، آیات ۶تا۸ . [۷]- همان، باب۲۵، آیه۸

۲ نظر

منجی خواهی در انجیل

️حضرت عیسی درباره آخرالزمان می فرماید: «ملت ها در جنگ و ستیز خواهند بود! قحطی، وَبا و زلزله واقع میشود! مردم از یکدیگر نفرت پیدا میکنند! آفتاب، تاریک و ماه، بی نور میگردد»

 انجیل متی، باب۲۴ ؛ آیه ۱ تا ۶

آنچه در این پیشگویی آمده، بسیار ترسناک تر از طوفان نوح و داستان قوم لوط است!!!

مهمتر اینکه تمامیِ این مصیبت ها را بشریت باید بگذراند تا « شایستگی» " ایمان به نجات" را پیداکند! در این هنگام است که خدا مستقیماً به "نجات" اقدام نمیکند بلکه فرستاده خود را برای نجاتِ ایمان آورندگان میفرستد! مانند ارسال موسی، مانند ارسال عیسی...

آیا وقتش نشده « منجی خواهیِ مان » عمیق تر شود؟

۱ نظر
بشارت پیامبر خاتم در انجیل برنابا

بشارت پیامبر خاتم در انجیل برنابا


               به نام خداوند بخشنده مهربان



انجیل بارنابا که توسط خود غربی ها کشف شده و توسط خود آنان نیز ترجمه شده و بعد مدعی می شوند که توسط مسلمانان نوشته شده است برای این که به موضوعاتی از جمله موارد زیر پرداخته :
رد مصلوب شدن حضرت عیسی علیه السلام
بشارت آمدن پیامبر اسلام به نام اصلی خود (محمد)
رد پسر خدا بودن حضرت عیسی علیه السلام



انجیل برنابا اثری یافته شده در قرون وسطی می‌باشد که بیان می شود توسط برنابا، شخصیت مسیحی برجسته از قرون اول میلادی به نگراش درآمده است. این کتاب نسبت به انجیل‌های رسمی مسیحیت شباهت بسیار بیشتری به اعتقادات مسلمانان دارد هر چند که اختلاف کوچکی نیز دیده می شود.
انجیل برنابا مخالفتی شدید با تعالیم پولس دارد. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث( پدر، پسر، روح القدس) را از میان می‌برد و توحید الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند مخالف است. این مسئله و بشارات صریح و مکرر آن در مورد پیامبری محمد سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.
برنابا که در قرن اول و دوم میلادی به وفور دیده می شود به دلیل قبول نداشتن تفکر پولسی آرام آرام کم رنگ شد به آن دلیل که تفکر پولسی باعث به قدرت رسیدن کشیش ها و پاپ می شد و آن ساده گیری های که باعث می شود خیلی ها به دین مسیح گرایش پیدا کنند که بیان می داشت:« دلت پاک باشه کافیه هر کاری کرده کردی» و این که حضرت عیسی به سبب همه ما عذاب دیده است و ما همه به بهشت می رویم که این تفکر پولسی باعث به قدرت رسیدن کلیسای اروپا شد به این دلیل برنابا را رفته رفته کم رنگ کردن و انجیل برنابا که در قرن شانزدهم میلادی کشف شده را به مسلمانان نسبت می دهند اگر مسلمانان آنان را نوشته اند پس چرا در جای به آن اشاره نشده، چرا مسلمانان کتاب را پیدا نکردن،چرا آنان کشف نکردن ، چرا آنان ترجمه نکردن، در قرن شانزدهم میلادی آیا مسلمانان چنین تکنولوژی در اختیار داشتن که یک کتاب را جوری قدیمی جلوه بدهند که متعلق به قرن اول میلادی باشد دقیقا آن کتابی که خود غربی ها داشتن به ذکر چند سند به وجود انجیل برنابا قبل از اسلام :  
  • فرمان پاپ جلاسیوس اول در مورد نهی از مطالعه انجیل برنابا در سال ۴۹۲ میلادی یعنی ۱۱۸ سال پیش از بعثت پیامبر اسلام به سمت پاپ منصوب شد.بنابراین فرمان فوق، بیش از یک قرن پیش از اسلام صادر شده است.

  • پطرس بستانی، از دانشمندان مسیحی در دائرةالمعارف کبیر، مطالب شایان توجهی راجع به برنابا و انجیل منسوب به وی می‌نویسد که قسمتی از آنها در ادامه بررسی می‌شود:
  • نام اصلی برنابا، جوزف (یوسف) بود. کلمه برنابا سریانی و بمعنی "ابن النبّوة" یا "ابن الانذار" یا "ابن التعزیة" است. برنابا نخستین کسی از میان حواریون است که آیین یهودیت را ترک کرد و به مسیح ایمان آورد. گفته می‌شود کاتب رساله برنابا قدّیس برنابا است. این رساله در قرون اول مسیحی معروف بوده و مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از جمله کسانی که از آن اقتباس نموده‌اند اکلیمنضس اسکندری و اوریجانس هستند. "اوسابیوس" و "ایرونیموس" نیز از آن یاد کرده‌اند. انجیل برنابا در طی قرون متمادی فراموش شده و نسخه‌های آن از دسترس مردم خارج شده بود تا آنکه در قرن ۱۷ میلادی "سرمند" یونانی آن را در رساله خطی از رسائل "بولیکبوس " یافت و در همین قرن "هوغومیزدوس " نسخه لاتینی آنرا در دیر "کورفی " به‌دست آورد که درسال ۱۶۴۵ میلادی در پاریس چاپ شد. در سال ۱۶۹۴ میلادی، رییس اساقفه (مرجع روحانی مسیحیت)، اوشه، نیز نسخه‌ای از این انجیل به دست آورده و به رسائل اغناطیوس افزود؛ ولی بر اثر یک آتش‌سوزی در آکسفورد، کتابخانه‌ها آتش گرفته و قسمت اندکی از این نسخه باقی‌ماند. نسخه یونانی و لاتینی انجیل برنابا مکرراً چاپ شده و "ویک" آن را به انگلیسی و شخص دیگری نیز آن را به زبان آلمانی ترجمه کرد. ناگفته نماند که تمامی نسخ ذکر شده، کپی نسخه (سرمند) یونانی است که ناقص و در چهار فصل است، ولی در سال ۱۸۵۹ میلادی، "تیشندرف" نسخه یونانی کاملی را که ۲۱ فصل داشت از جبل سینا به دست آورد. بهترین نسخه این رساله به صورت لاتینی قدیمی با حواشی و تفسیر است که به "هلجنفلد" مشهور است. این نسخه در سال ۱۸۶۵ میلادی در "لیبسیک" و در سال ۱۸۶۴ میلادی در جرنال آمریکائی چاپ شد. تعداد زیادی از دانشمندان معتقدند که انجیل برنابا را قدّیس برنابا، رفیق پولس نوشت و رأی متأخرین این است که این نسبت صحیح نیست و از جمله دلایل منکرین این است که در این رساله از خرابی اورشلیم سخن به میان آمده، بنابراین قطعاً بعد از سال ۷۰ میلادی نوشته شده است زیرا برنابا قبل از خرابی اورشلیم یعنی سال ۶۴ وفات کرده بود. بهتر است که بگوییم این نسخه در کنیسه اسکندریه در قرون اولیه مسیحیت پیدا شده است و احدی قائل نشده که بعد از سال ۱۲۰ میلادی نوشته شده است."
جالب توجه آن است که در انجیل مرقس باب اول شماره 1تا 5 وانجیل برنابا، به انجیل مسیح اشاره شده است که از انجیل مسیح چیزی در دست نیست. اناجیلی که سابقاً و فعلاً معمول بوده و هست، نوشته شاگردان مسیح است. انجیل همان‌طور که مسترلونسدال و مادام لورا راغ اعتراف کرده‌اند، در حالی در اروپا پیدا شد که در میان مسلمانان هرگز نام و اثری از آن نبود. در کتب نویسندگان اسلامی، حتی در کتاب‌هایی که در خصوص اثبات اسلام و رد مسیحیت نوشته شده نامی از انجیل برنابا به میان نیامده‌است.
اشاراتی از انجیل برنابا در مورد پیامبر خاتم:
باب 39 شماره 23-15    پس چون آدم برخواست بر قدم های خود در هوا نوشته ای دید که مثل آفتاب می درخشید نص عین آن لا اله الا الله و محمد رسول الله بود پس آن وقت آدم دهان خود بگشود و گفت شکر می کنم تو را ای پروردگار، خدای من! زیرا تو تفضل نمودی و آفریدی مرا. لیکن زاری می کنم به سوی تو که مرا آگاه سازی که معنای این کلمات محمد رسول الله چیست. خدای فرمود: مرحبا به تو ای بنده ی من، آدم! همانا می گویم که تو اول انسانی هستی که آفریده ام او را. تو دیدی نام او را. جز این نیست که پسر توست. آنکه زود است بیاید به جهان بعد از این، به سالهای فراوان. او زود است بشود فرستاده من؛ آنکه از برای او آفریدم همه ی چیز ها را . آنکه چون بیاید، زود است نور بخشد جهان را. آنکه روان او نهاده شده بود در جمال آسمانی، شصت هزار سال پیش از آنکه بیافرینم چیزی را.
   در انجیل برنابا در مورد خاتمیت محمد (ص) می‌گوید:      
 باب 36 شماره 6     [حضرت عیسی علیه السلام ] :به تحقیق که پیغمبران همه ای ایشان آمدند مگر رسول الله آنکه زود است بعد از من بیاید؛ زیرا خدای می خواهد تا که من مهیا سازم راه او را.
باب 97 شماره19-15   «نام مسیا عجیب است؛ زیرا خدای خود وقتی که روان او را آفرید و در ملکوت اعلی او را گذاشت، خود او را نام نهاد، خدای فرمود: صبر کن ای محمد! زیرا برای تو می خواهم خلق کنم بهشت و جهان و بسیاری از خلایق را که می بخشم  آنها را به تو؛ تا حدی که هر کس تو را مبارک می شمارد ،مبارک می شود و هر کس با تو خصومت کند ملعون می شود. وقتی تو را به سوی زمین می فرستم پیغمبر خود قرار می دهم تو را به جهت خلاصی و کلمه تو صادق می شود تا جائی که آسمان و زمین ضعیف می شود ؛ لیکن دین تو هرگز ضعیف نمی شود. همانا نام مبارک او محمد است» آن وقت جمهور مردم صداهای خود را بلند نموده و گفتند : ای خدای! بفرست برای ما پیغمبر خود را، ای محمد! بیا زود برای رهائی جهان. 
در جای دیگری از این انجیلدربارهٔ خاتمیت محمد آمده است:
باب 97 شماره 10-7   کاهن گفت : آیا پیغمبران دیگر بعد آمدن پیغمبر خدای خواهند آمد؟ پس یسوع [حضرت عیسی(ع)] در جواب فرمود : بعد از او پیغمبران راستگوی که از جانب خدای فرستاده شده باشند نخواهند آمد. لیکن جمع بسیاری از پیغمبران دروغگوی خواهند آمد و همین است که مرا محزون می دارد. زیرا شیطان ایشان را به حکم خدای عادل می شوراند و با ادعای انجیل من، حقیقت از ایشان مستتر می‌شود. 
در این کتاب می‌خوانیم:
باب 43 شماره 25و31
آن وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید، پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود... تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده‌است با اسماعیل نه با اسحاق.
نکته بسیار جالب آن است که در این کتاب دو " مسیا " نام برده شده که حضرت عیسی خود اعلام می کند که مسیا اصلی او نیست و خود با مسیا اصلی خواهد آمد.(باب 42 شماره 5 )
در پایان به نظر چندی از علمای شیعه در مورد این انجیل خواهیم پرداخت :
سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب معادشناسی به مقام شفاعت پیامبر که در این انجیل اشاره شده است ارجاع می‌دهد و در کتاب نور ملکوت قرآن مفصل راجع به این انجیل صحبت می‌کند و می‌گوید: «مرحوم قاضی، استاد علّامه آیت‌الله طباطبائی رضوان الله علیهما بدین انجیل عنایت داشته است، و خواندن آنرا به شاگردان سلوکی و عرفانی خود توصیه می‌نموده است»
آیت الله محمد تقی بهجت در مورد این انجیل می‌گوید:
انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می‌داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر... بله دو سه جایی یادم می‌آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است... اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت) زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است... اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است... من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده‌ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می‌زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می‌گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته‌ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند؛ که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است...
همچنین آیت‌الله محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می‌گوید:
جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هرگونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگری نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسی محمّدی است. همه اینها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.
   

۱ نظر

چگونگی حجاب زن در آیین یهود و مسیحیت


            به نام خداوند بخشنده مهربان


طارق نیوز: در رساله «پطرس» چنین مطرح می‌شود: در شما زنان زینت ظاهری نباشد و لباسی که می‌پوشید مفسده‌انگیز نباشد. در رساله اول «پولس» نیز آمده است: زنان خویشتن را به حیا و تقوا مزین کنند نه به زلف‌ها و طلا و مروارید و لباس‌های گرانبها...

 

به گزارش طارق نیوز به نقل از  خبرگزاری فارس، حجاب یک امر مربوط به این زمان و ساخته و پرداخته بشر امروزی نیست بلکه قدمتی به اندازه ادیان ابراهیمی دارد و پوشش «زنان» از احکام مشترک میان همه ادیان ابراهیمی اعم از یهودیت،مسیحیت و اسلام است که هر کدام جداگانه آن را مورد تأکید قرار داده‌اند. همزمان با فرارسیدن 17 دی‌ماه سالروز «اجرای طرح استعماری حذف حجاب توسط رضاخان» حجت‌الاسلام علی یعقوبی استاد حوزه علمیه قم و از پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، بنا به درخواست خبرگزاری فارس، پژوهشی را در خصوص حجاب داشته که آن را در اختیار خبرگزاری فارس گذاشته است بخش نخست این نوشتار در ادامه می‌آید:

باتوجه به این که نگاه اسلام به مسئله حجاب، در مقایسه با سایر ادیان، یک نگرش معتدلی است و در ادیان مختلف، واکنش شدیدتری نسبت به عدم رعایت حجاب از سوی بانوان لحاظ شده است اما بازهم شاهد طرح شبهات مغرضانه، لجوجانه و احیاناً از روی جهالت هستیم؛ رواج این شبهات در جامعه امروزی موجب شده که جایگاه و اهمیت «حجاب» خدشه‌دار شده و آن طور که در شأن جامعه اسلامی است به آن پرداخته نشود.

شبهاتی از قبیل : 1- حجاب مانع پیشرفت انسان می‌شود که طرز فکر رضاخان هم بوده و وی بر همین اساس دست به کشف حجاب زد 2- آیاتی که دال بر وجوب حجاب باشد، موجود نیست و اگر هم هست بر پوشش مو و ... دلالت ندارد 3 - اینکه حجاب موجب حریص شدن آدمی می‌شود (الانسان حریص علی مامنع ) از این رو بهتراست که انسان آزاد باشد، 4- حجاب در زمان پیامبر(ص) واجب نبود 5- برخی معتقدند: چرا زن باید خود را بپوشاند مرد نگاه نکند 6- حجاب محدودیت است و نه مصونیت 7- اگر من حجاب داشته باشم خواستگار ندارم 8- برای حفظ شوهرم که هر روز با ماهواره سروکار دارد باید با آرایش و بی‌حجاب باشم. همچنین شبهاتی که در این راستا در دانشگاه‌ها و محافل علمی مطرح می‌شود نه تنها موجب سست شدن افکار عموم جامعه نسبت به این امر مهم قرآنی شده بلکه رعایت حجاب را به عنوان یکی از آموزه‌های مهم قرآنی را در حاشیه قرار می‌دهد.

این نوشتار با توجه به فرصت اجمالی، درصدد اثبات حجاب و حدّ پوشش از منظر آیات وروایات، حجاب در ادیان دیگر، تبیین چرایی و دلایل شکل گیری بی‌حجابی، آسیب‌شناسی  معضل بی‌حجابی نگاشته شده است.

حجاب در ادیان دیگر

همانطور در مقدمه عرض شد همه ادیان جداگانه به اهمیت و جایگاه این مسئله اشاره کرده‌اند تنها تفاوت در حدود رعایت حجاب و فلسفه آن است که به طور اجمال به بعضی از احکام اشاره می‌کنیم.

حدود حجاب زنان در شریعت یهود

درمورد پوشش خاص زنان بنی اسرائیل، استفاده از چادر به عنوان پوشش سراسری است که همه اندام را می‌پوشاند و نیز روبنده که صورت توسط این روبنده پنهان می‌شود.

دکتر «مناخیم بریر» پرفسور ادبیات در دانشگاه یشیوا در کتاب «زنان یهودی در ادبیات ربانی» می‌گوید: همواره این سنت برای زنان یهودی وجود داشته که با پوشش سر با هر چیزی به بیرون از منزل رفته و در مجامع عمومی ظاهر شوند حتی این که همه صورت را بپوشانند و تنها یک چشم را آزاد بگذارند.

یکی دیگر از علمای معاصر یهود در فلسطین اشغالی درکتاب خود به نام «بت یعقوو» درمورد کیفیت پوشش و حجاب زنان بیان کرده است:

لباس زنان باید به حدی گشاد و آزاد باشد تا اندام بدن به هیچ عنوان درآن برجسته نشده و کمربند بسته نشود. همچنین وی درباره پوشش گردن و مچ پا می‌گوید: تمام دور گردن پوشانده شود حتی پاها باید پوشیده باشد و از پشت جوراب نباید پوست پا دیده شود و جوراب های عکس دار وبا رنگ‌های تند ممنوع است. (البته این حدود و پوشش که نقل شده برای زنان متأهل است واز نظر آیین یهود، دختر یهود تا قبل از ازدواج حدود خاصی برای پوشش دارد.)

عزیزانی که تصاویر زیر را می بینند این تصاویر در ایران نیست این تصاویر مربوط به اسرائیل است. زنان و دخترانی که در عکس ها مشاهده می شود یکی از فرقه های یهودیان ارتدوکس هستند که بیش از سایر فرقه های یهودیان به آموزه ها و سنت های دین یهود و تورات وفادار مانده اند.


حجاب در آیین مسیحیت

آیین مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود مرتبط با حجاب زنان را تغییر نداده بلکه قوانین آن را استمرار بخشیده است و در برخی موارد گام را فراتر نهاده و با تأکید بیشتری اهمیت رعایت عفت را مطرح ساخته است چرا که در شریعت یهود، تشکیل خانواده امری مقدس شمرده می‌شود حال آنکه از دیدگاه مسیحیت «تجرد» مقدس شمرده می‌شود حتی اهل کلیسا نظرشان بر این است که اگر انسان حتی به اندازه یک بار شهوت را بچشد درهای آسمان به رویش باز نخواهد شد. بنابراین به رعایت پوشش کامل و پرهیز از آرایش و جلوه گری برای از بین بردن زمینه تحریک درجامعه به صورت شدیدتری دنبال شده است چرا که رهبانیت و ترک لذایذ دنیوی از اصول این دین بوده است.

از احکام آیین مسیحیت که در رساله «پطرس» آمده این است: در شما زنان زینت ظاهری نباشد و لباسی که می‌پوشید مفسده‌انگیز نباشد و در رساله اول «پولس» آمده است: زنان خویشتن را به حیاء و تقوا مزین کنند نه به زلف‌ها و طلا و مروارید و لباس‌های گرانبها!

تصاویر زیر مربوط به راهبه های مسیحی است.

اما حجاب در اسلام؛ قرآن و روایات

در قرآن کریم در دو آیه مسئله حجاب و پوشش بدن زنان مسلمان بیان شده است و در یک آیه هم زنان مسلمان از تبرج و خودنمایی مقابل نامحرم نهی شده‌اند؛ در هریک از این آیات شریفه، دستوراتی بیان شده است که پوشش خاصی را برای زن مسلمان شکل می‌دهد و تبیین خود آیه به تنهایی وکلام پیامبر اکرم و ائمه هدی (ع) نیز کاملا پوشش شرعی و حدود آنرا مشخص می سازد.

آیات مربوط به حجاب زنان کدامند

آیات مربوط به حجاب و پوشش بانوان در دو سوره از قرآن کریم ذکر شده است: خداوند متعال در آیه 31 سوره مبارکه نور می فرماید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ... وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»

و به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‏های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان ... .

قرآن کریم در این آیه به حجاب که از ویژگی زنان است، ضمن سه جمله اشاره فرموده: 1- آن‏ها نباید زینت خود را آشکار کنند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است؛ «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» بنابراین زنان حق ندارند زینت‏هایی را که معمولاً پنهانی است، آشکار کنند به این ترتیب آشکار کردن لباس‏های زینتی مخصوصی که زیر لباس عادی یا چادری پوشند، مجاز نیست، چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت‌هایی نهی کرده است. 2- دومین حکمی که در آیه بیان شده، این است که آن‏ها باید خمارهای خود را بر سینه‏های خود بیفکنند؛ «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ»، «خمر» جمع خمار (بر وزن حجاب) در اصل به معنای پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته می‌شود که زنان با آن سر خود را می‌پوشانند (روسری) و جیوب جمع جیب (بر وزن غیب) به معنای یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان می‌شود که گاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق می‌شود. از این جمله استفاده می‌شود که زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسری خود را به شانه‏ها یا پشت سر می‌افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آن‏ها نمایان می‌شد. قرآن دستور می‏دهد روسری خود را بر گریبان خود بیفکنند، تا هم مو و هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است، مستور و پنهان شود.

تا اینجا پوشش سر و گردن و قسمت سینه اشاره شده اما مابقی قسمت‌های بدن با لفظ «جلباب» که درآیه بعد آمده کامل می شود.

آیه دیگر آیه 59 سوره احزاب است که خداوند متعال در این آیه می فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»؛ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ها» (روسری‏های بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است. آنچه مسلم است «جلباب» پوششی فراگیر مثل چادر بوده که از بالای سر تا پا را می‌پوشانده است به رغم وجود اختلاف در تفسیر معنای جلباب حتی کسانی که تصریح کرده‌اند در معنای آن اختلاف است نیز قبول دارند که در اصل لغت به معنای پوشش گسترده و فراگیر است که ظاهر و روی همه بدن را می پوشاند بنابراین بکار بردن این نوع پوشش در آیه شریفه، خود حاکی از این است که لباس و پوشش شرعی زن مسلمان نباید اندام نما و تنگ باشد.

حدود حجاب در روایات

نکته قابل توجه اینکه برخی از افراد، در بعضی این شبهات اصرار دارند دلیلی از خود قرآن داشته باشند درحالیکه دلیل دین ما یک بخش آن قران است و در بخش دیگر روایات ما هستند که از طریق قرآن ناطق بیان شده است و در راستای اهداف حجاب اشاراتی دارند.

چگونگی پوشش زن در کلام معصومین(ع) 

1-فضیل بن یسار در جلد پنجم «فروع کافی،» گوید: از امام صادق (ع) سوءال کردم، آیا آرنج‌های دست زن، بخشی از زینت اوست که خداوند در قرآن بیان فرموده: زنان زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان؟ فرمود: بله و تمام بدن زن غیر از صورت و دست‌ها تا مچ،  زینت او محسوب می‌شود (که باید از نامحرم پوشیده شود).

2- در جلد چهارم کتاب «وسائل‌الشیعه» امام صادق(ع)می فرماید: بر دختری که به سن بلوغ می رسد، روزه و حجاب واجب است.

3- روایتی رسول خدا (ص) در جلد یکصدم «بجارالأنوار» درباره عذاب زنان گناهکار در روز قیامت است که حضرت می‌فرماید: ...اما زنی که به موی سرش آویزان بود به این دلیل بود که مویش را از نامحرم نمی پوشاند.

4- در جلد چهارم کتاب «سنن ابی داود،» عایشه می‌گوید: روزی اسماء دختر ابوبکر در حالی که لباس های نازکی بر تن داشت، نزد رسول خدا آمد. آن حضرت روی از او برگرداند و فرمود: ای اسماء، وقتی دختر به سن بلوغ رسید نباید از بدن او جز این و این (در حالی که به صورت و دستش تا مچ اشاره می‌کرد) دیده شود.

5- فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ... إِنَّ مِنْ خَیْرِ نِسَائِکُمُ ... الْمُتَبَرِّجَةَ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانَ عَنْ غَیْرِهِ ... ثُمَّ قَالَ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشَرِّ نِسَائِکُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ إِنَّ مِنْ شَرِّ نِسَائِکُمُ ... الْمُتَبَرِّجَةَ إِذَا غَابَ عَنْهَا بَعْلُهَا الْحَصَانَ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ .... .

مطابق این روایت که از رسول خدا(ص) در جلد هفتم «تهذیب‌الاخلاق» نقل شده، یکی از صفات بهترین زنان، آرایش و خودنمایی برای شوهر و پوشش از غیر اوست، و یکی از صفات بدترین زنان، آرایش و خودنمایی در غیاب شوهر و پوشش در هنگام حضور اوست.

نکته:انصاف قضیه این است که اسلام به مسئله حجاب به شکل معتدلی برخورد کرده و این غریزه را (که به تعبیر علامه طباطبایی درتفسیرالمیزان ورساله ولایة الالهیه فرموده) تعدیل کرده و برای توضیح این امربه نوبه خود درفلسفه حجاب باید بیشتر به آن پرداخت.

انچه تاکنون گفته شده اثبات حجاب در آیات و روایات و در ادیان دیگر بوده است از این رو سایر مباحثی که در مقدمه آورده شده مانند علل بی‌حجابی در بخش دیگری به آنها اشاره خواهد شد.

علاقه‌مندان برای پاسخگویی به شبهات خود می‌توانند با شماره 096400 مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی تماس بگیرند و شبهه خود را مطرح کنند.

برگرفته از سایت جنبش مصاف.   masaf.ir

۶ نظر