واپسین لحظات عمر صدیقه ی کبری

،

واپسین لحظات عمر صدیقه ی کبری، جریانات بعد از وفات 

در کتاب «مصباح الانوار فی فضائل امام الابرار» از عبدالله بن حسن، از پدرش (امام حسن مجتبی علیه السلام) از جدش (حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام) روایت می‌کند که فرمود: «فاطمه (علیهاالسلام) به هنگام احتضار، نگاهی تند نمود و فرمود: سلام بر جبرئیل، سلام بر رسول خدا، خدایا با پیامبرت، خدایا در رضوان و جوارت، و خانه ی تو خانه ی امن و سلام است. سپس فرمود: آیا چیزی را که من می‌بینم، شما هم می‌بینید؟ گفتند: چه می‌بینی؟ فرمود: این موکبهای آسمانیان است، و این جبرئیل است و این هم رسول خداست که می‌فرماید: دخترم نزد ما بیا، آنچه در مقابل داری، برایت بهتر است. » [1]. 

شیخ ابوعلی فتال نیشابوری در کتاب «روضه الواعظین» گوید: 

«روایت شده که فاطمه (علیهاالسلام) به هنگامی که وفات خویش را حس نمود، به اسماء فرمود: جبرئیل به هنگام نزدیکی رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقداری از کافور بهشت آورد. پس حضرتش، آن را سه قسمت نمود، یک ثلث آن را برای خودش قرار داد و یک سوم آن را برای من گذارد، و آن در فلان جاست، آن را نزد من بیاور، و زیر سرم بگذار. آن را گذاردم. سپس در بستر آرمید و فرمود: اندکی دیگر منتظر من باش.

بعد از مدتی او را صدا زدم، اما پاسخی نشنیدم. گفتم: ای دختر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)! ای دختر بهترین زاده ی بانوان! ای دختر بهترین کسی که بر سنگریزه‌های زمین پا نهاد! ای دختر کسی که در مقام معراج یک یا دو کمان بیش با پروردگارش فاصله نداشت! 

چون پاسخی نشنیدم، پارچه را از چهره اش برداشتم، دیدم که از دنیا رخت بربسته است. خود را بر او انداختم و گفتم: ای فاطمه! چون بر پدرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شدی، از جانب اسماء به او سلام برسان. 

در آن هنگام حسن و حسین (علیهماالسلام) وارد شدند و گفتند: ای اسماء، مادرمان هنوز بیدار نشده؟ گفتم: پسران رسول خدا، مادرتان خواب نیست، بلکه از دنیا رفته است. 

حسن (علیه السلام) خود را بر مادر انداخت، و گفت: مادر جان! پیش از اینکه روح از کالبدم پرواز کند، با من سخن بگو. 

حسین (علیه السلام) نیز پاهای مادر را در آغوش گرفت، و آنها را می‌بوسید و می‌گفت: مادر! من پسرت حسینم. قبل از اینکه دلم پاره شود و بمیرم، با من حرف بزن. 

به ایشان گفتم: ای پسران رسول خدا، نزد پدرتان علی (علیه السلام) روید، و او را از وفات مادرتان آگاه سازید. آنان خارج شدند و چون نزدیک مسجد رسیدند، صدایشان را به گریه بلند کردند و گفتند: مادرمان فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت. علی (علیه السلام) تاب از کف بداد، و فرمود: چگونه در سوگ تو ای دخت پیامبر، شکیبا باشم؟ من به تو آرامش می‌یافتم، پس بعد از تو چه کسی مایه ی آرامش من است؟ » [2] 

علامه ی مجلسی در بحارالانوار، از ابن عباس روایت می‌کند که گفت: «چون زهرا (سلام الله علیها) درگذشت، پارچه از روی چهره اش برداشت. پس نزد سرش ورقه ای یافت که در آن نوشته شده بود: 

«بسم الله الرحمن الرحیم، این وصیت فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. او گواهی می‌دهد که خدایی جز خدای یگانه نیست. و محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده ی اوست. شهادت می‌دهم که بهشت و دوزخ حق است، و قیامت فرا می‌رسد، و شکی در آن نیست و خداوند، خفتگان در قبر را برمی انگیزاند. 

ای علی، من فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله) می‌باشم، که خداوند مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت متعلق به تو باشم. تو از دیگران به من سزاوارتری. شب مرا حنوط و غسل و کفن نما، و شب بر من نماز گذار و دفنم کن، و هیچ کس را آگاه مساز. تو را به خدا می‌سپارم، و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام برسان. » [3].

پس از آنکه اهل مدینه، از خبر درگذشت بانوی بزرگ عالم اسلام آگاه شدند، شهر یکپارچه شیون و زاری شد. زنان بنی هاشم در خانه ی وی حضور یافتند، و به فریاد پرداختند. نزدیک بود مدینه از شیون آنان به لرزه درآید. ایشان گفتند: آه ای بانویمان دختر رسول خدا! مردم مانند گله‌های اسب نزد علی (علیه السلام) می‌آمدند، و آن حضرت نشسته بود، و حسن و حسین (علیهماالسلام) در کنار او می‌گریستند. مردم از گریه ی آنان به گریه می‌افتادند.‌ام کلثوم (دختر فاطمه ی اطهر) - در حالی که مقنعه و چادر پوشیده و بر چادرش تسبیح او بود- بیرون آمد و گفت: پدر جان رسول خدا! اکنون ما در حقیقت تو را از دست داده ایم، فقدانی که پس از آن، ترا- در دنیا- ملاقات نتوانیم کرد. 

مردم (درب خانه ی امیرالمؤمنین علیه السلام) جمع شدند و می‌نشستند. آنان انتظار خروج پیکر مطهر فاطمه (علیهاالسلام) را داشتند، تا بیرون آورده شود، و بر آن نماز خوانند. ابوذر بیرون آمد و گفت: بازگردید، بیرون آوردن دختر رسول خدا، از امشب به تأخیر افتاد. مردم برخاستند. و بازگشتند. 

پاره ای از شب گذشت، و چشمها را خواب در ربود. در تاریکی مدینه، پیکر پاکی بر دوش امیرالمؤمنین و عمار و مقداد و سلمان و ابوذر حمل می‌شد. دو نواده ی یتیم پیامبر نیز، با دلی پر درد و دیده ای اشکبار، در پی آنان حرکت می‌کردند. بعد از اندکی راه سپردن آن جمع- که عقیل و زبیر و بریده و تنی چند از بنی هاشم و خواص خاندان رسالت نیز در میانشان بودند- پیکر را به زمین گذاردند. امیرالمؤمنین علیه السلام، در پیش، و دیگران در پشت سر حضرتش، بر صدّیقه ی اطهر- صلوات الله علیها- نماز خواندند. هنوز طلیعه ی فجر آشکار نشده بود، که فاطمه (علیهاالسلام) در دل خاک آرمید. شوی بزرگوارش، هفت نقش قبر در اطراف مرقدش پدید آورد، تا قبر او برای همیشه پنهان ماند. 

این روایت شیخ ابوعلی فتال نیشابوری در کتاب «روضه الواعظین» است. [4]. 

روایت شده که امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) بعد از غسل همسر رنجدیده اش فرمود: «خدایا او کنیز تو و دخت پیامبر برگزیده ی تو است. خدایا دلیل او را به او تلقین نما، برهانش را بزرگ گردان، درجاتش را بلند ساز، و او را به پدرش محمد (صلی الله علیه و آله) ملحق نما. » 

بعد از دفن وی نیز، چنین به او تلقین نمود: 

«بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله و بالله و علی مله رسول الله محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله). » سپس این آیه را قرائت فرمود: «منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری» [5]: «ما شما را از خاک آفریدیم و شما را در آن باز می‌گردانیم و از آن نوبتی دیگر بیرون می‌آوریم. » [6]. 


سخنان جان سوز امیرالمؤمنین در سوگ صدیقه ی کبری 
شیخ مفید، به اسناد خود از علی بن هرمزان از امام سجاد، و ایشان از حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیها) نقل می‌کند که فرمودند: 
«چون فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیمار شد، به علی (علیه السلام) وصیت نمود. امیرالمؤمنین خود از او پرستاری می‌کرد، تا آنجا که به خواهش فاطمه (علیهاالسلام) اسماء بنت عمیس را بر این کار گمارد. سرانجام دقائق آخر عمر آن حضرت فرا رسید. پس به امیرالمؤمنین (علیه السلام) وصیت نمود که خود متولی امر غسل و کفن و دفن او شود. و تاکید نمود که وی را شبانه دفن سازد، و آثار ظاهری قبرش را نیز محو نماید. آن حضرت نیز چنین انجام داد. چون دستش را از خاک قبر تکان داد، دریای غم در سینه اش به تلاطم درآمد. پس اشک از دیدگانش سرازیر شد و صورتش را به طرف قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برگرداند و فرمود: [7]. 
مبرد گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر سر قبر فاطمه (علیهاالسلام) به این اشعار تمثل جست. 
«سرانجام، روزی دو یار مهربان از هم جدا می‌شوند. و کم است پیوندی که در پی آن جدایی نباشد. 
اینکه من فاطمه (علیهاالسلام) را بعد از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) از دست دادم، دلیل بر این است که پیوند دوستی پایدار نیست. 
از یادم دور خواهی شد و دوستیم را فراموش می‌کنی. و محبوبم، بعد از من، یاری دیگر خواهد گرفت (نزد رسول خدا خواهد برگشت. ) » 
حاکم نیشابوری در مستدرک گوید: امیرالمؤمنین بعد از وفات فاطمه ی زهرا (علیهماالسلام) این اشعار را سرود: 
جان من با آه هایش محبوس است. ای کاش این جان همراه آه‌ها بیرون آید! 
پس از تو خیری در زندگی نیست، و من از این می‌گریم که نکند زندگیم به طول انجامد. [8]. 

پی نوشت:
[1] بحار الانوار ج ۴۳ ص ۲۰۰ و عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۲۶۳ به نقل از مصباح الانوار. 
[2] بحارالانوار ۴۳ ص ۱۸۵ و عوالم ج ۱۱ ص ۲۷۹- ۲۷۸ به نقل از کشف الغمه. » 
[3] بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۱۴ و عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۲۸۴- ۲۸۳. 
[4] روضه الواعظین ج ۱ ص ۱۵۲- ۱۵۱. 
[5] سوره ی طه، آیه ۵۵. 
[6] روایات مربوط به کیفیت شهادت و دفن حضرتش را در کتب زیر ببینید: 
۱- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۵۴- ۴۵۳، ۴۸۱- ۴۶۳، ج ۱۹ ص ۱۷۱- ۱۷۰. 
۲- فضائل الخمسه ج ۳ ص ۱۹۷- ۱۹۶. 
۳- السبعه من السلف، ص ۳۴- ۲۳ و ۱۷۱- ۱۷۰. 
۴- عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۲۹۳- ۲۵۵. 
۵- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۲۱۸- ۱۵۵. 
[7] در مورد سخنان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به رسول خدا- صلی الله علیه و آله- مراجعه نمائید به: 
۱- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۴۸۳- ۴۸۱. 
۲- عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۲۸۹- ۲۸۵ به نقل از کافی، نهج البلاغه، کشف الغمه، امالی شیخ طوسی، و امالی شیخ مفید. 
[8] درباره ی مراثی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، مراجعه شود به: 
۱- عوالم العلوم ج ۱۱ ص ۲۹۶- ۲۹۳ و ۲۷۷. 
۲- احقاق الحق ج ۱۹ ص ۱۸۰- ۱۷۹. 
متن و ترجمه ی سخنان حضرت امیرالمؤمنین خطاب به رسول گرامی اسلام صلی الله علیهما و آلهما در مجموعه ی مقالات الزهراء، جلد اول، ص ۴۰۱- ۳۹۹ آمده است. برای پرهیز از تکرار، در اینجا نیاوردیم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بانوی دو عالم

دانلود کلیپ با کیفیت بالا

دانلود کلیپ با کیفیت متوسط

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

شفافیت اموال و دارایی های مسئولین

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور "عقلانیت"

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع عقلانیت در هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها تهران - 22 الی 24 بهمن 95

دانلود 3جلسه سخنرانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

توئیت علی علیزاده، کارشناس بی بی سی:

«گاردین: سهم ایران از کل مسابقه تسلیحاتی خاورمیانه ۱.۲٪ است.»

آنکه میگوید پول مناطق محروم در لبنان، فلسطین، سوریه خرج شده خائن است یا نادان. 

برگرفته شده ازموسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مشکلات جوانان سخنرانی طوفانی استاد رائفی پور

مشکلات جوانان سخنرانی طوفانی استاد رائفی پور

دانلود کلیپ با کیفیت بالا

دانلود کلیپ با کیفیت متوسط

دانلود صوت با کیفیت بالا   حجم: 12.9 مگابایت

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور"روایت عهد 54 : نظام سازی و کارآمدی در دهه چهارم انقلاب"


 دانلود سخنرانی استاد رائفی پور در روایت عهد 54 با موضوع نظام سازی و کارآمدی در دهه چهارم انقلاب ، 28 بهمن 1395،سالن اجتماعات رفاه تهران

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت پایین

گزارش جامع همایش

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

خیال پرست!

منبع عکس: مجله بنیانا


مستند خیال پرست!
به تصویر کشیدن مافیای جنسی در کشور ایران
نویسنده و کارگردان:محمد هادی نعمتی
مدیر تولید:امیرحسین مومنی نژاد
تدوین:سینا پرتوی 

این مستند با رویکردی متفاوت به موضوع حجاب پرداخته است. این مستند حاصل کار بی وقفه محمد هادی نعمتی طی یک سال است که شامل مصاحبه با کارشناسان و علما و همچنین مصاحبه های مردمی می باشد.

دانلود مستند از نصر تی وی

دانلود مستند از تبیان


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

صفت مرد در خانه

امام صادق علیه السلام: إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَ عِیالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها وَ إن لَم یَکُن فى طَبعِهِ ذلِکَ: مُعاشَرَةٌ جَمیلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقدیرٍ وَ غَیرَةٌ بِتَحَصُّن؛

 مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد:

1. خوشرفتارى،

2. گشاده دستى به اندازه

3. غیرتى همراه با خویشتن دارى

 تحف العقول، ص۳۲۲

تبیان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

حزب باد

دانلود کلیپ «حزب باد1» و «حزب باد2» استاد علی اکبر رائفی پور 

«حزب باد1»

دانلود با کیفیت HD720p - حجم 57 مگابایت

دانلود با کیفیت 360p - حجم 22 مگابایت

«حزب باد 2»

دانلود با کیفیت HD720p - حجم 40 مگابایت

دانلود با کیفیت 360p - حجم 17 مگابایت

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

ترور رسانه ای


دانلود کلیپ «ترور رسانه ای» استاد علی اکبر رائفی پور 

دانلود با کیفیت 360p - حجم 16 مگابایت

 دانلود با کیفیت HD720p - حجم 39 مگابایت

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور " ولنگاری فرهنگی"

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع "ولنگاری فرهنگی" - 30 مهر 1395 - در جمع نخبگان فرهنگی کشور - تهران

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت پایین

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

هفتمین عامل اصلی تاخیر ظهور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور "نظام سازی در دهه چهارم انقلاب"

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع نظام سازی در دهه چهارم انقلاب - 7 دی 95 - تهران

دانلود سخنرانی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دوازده خلیفه؛ دوازده امام

دوازده خلیفه، در منابع اهل سنت:

جابر بن سمره گفت: شنیدم پیامبر فرمودند: «اگر دوازده مَرد بر مردم، حکم رانند؛ پیوسته، کارشان رو به راه خواهد بود» سپس کلمه ای فرمودند که من نشنیدم. پدرم گفت: پیامبر فرمودند: «همگی، از قریش اند.»

منابع: صحیح مسلم ج۶ ص۳؛ صحیح بخاری کتاب الأحکام؛ سُنن تِرمذی ج۴ ص۵۱


 دوازده امام در منابع شیعه:

آیا میدانستید در منابع شیعی، چقدر روایت داریم که به تعداد ۱۲ امام اشاره شده؟ شیخ حرّ عاملی، در جلد دوم کتاب ارزشمند «اثبات الهداة»، ۹۲۷ روایت در امامت دوازده امام آورده که در آنها، صریح و روشن «تعداد» و «نام امامان» آمده؛ مثلا : ۹۵روایت در کافی کلینی؛ ۵۳روایت در عُیون صَدوق؛ ۲۲روایت در معانی صدوق؛ ۹۲حدیث در کمال الدین و...

 مقاله آیت الله آصفی - فصلنامه انتظارموعود، ش۵

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

کلیپ «مارمولک های ایرانی»

دانلود کلیپ «مارمولک های ایرانی»

دانلود با کیفیت بالا     حجم 41 مگابایت

دانلود با کیفیت پایین  حجم 24 مگابایت

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور " آخرین تکاپوی کفر "

 دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع آخرین تکاپوی کفر در اراک - 9 آذر 1395

دانلود سخنرانی


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور "حجاب محدودیت یا مصونیت؟

 دانلود سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع حجاب محدودیت یا مصونیت؟ در اراک - 10 آذر 1395

زمان 92دقیقه

52 مگابایت  دانلود با کیفیت 80kb  

15 مگابایت  دانلود با کیفیت 24kb

موسسه مصاف ایرانیان masaf.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

منجی در اسلام

  مزامیر، تورات، انجیل.... تنها دینی که آموزه های آسمانی آن، دست‌خوش تغییر و تحریف قرار نگرفت «اسلام» است. موعود و منجیِ اسلام، نزد شیعه و سنّی مهدی نام دارد. مهدی مشهورترین لقب ایشان است.

 امام باقر در این باره فرمودند: به درستی که مهدی نامیده شده، به جهت اینکه به امرِ مخفی هدایت می شود. او تورات و سایر کتاب های الهی را از غاری در اَنطاکیه بیرون خواهد آورد.

کتابُ الغیبه ص۲۳۷؛ عِلَلُ الشَّرایع ج۱ ص۱۶۱

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سیمای حقیقی مسأله پوشش

منبع عکس: تبیان

مقدمه «واژه حجاب»

استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبة جدید است. در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه "ستر " که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقهاء چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند کلمه " ستر " را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه " پوشش " را به کار می‌بردیم. زیرا معنی شایع لغت حجاب پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‌شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. 

وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهائی وجود داشته است ولی در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام اینست که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمائی نپردازد. آیات مربوطه همین معنی را ذکر می‌کند و فتوای فقهاء هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد. در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است. آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است بدون آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد. آیه ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام. می‌دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهای خاصی وارد شده است .

اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می‌شود: یا نساء النبی لستن کأحد من النساء یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان در خانه‌های خود بمانند و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در کار بوده است. 

قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر می‌گوید: و قرن فی بیوتکن یعنی در خانه‌های خود بمانید. اسلام می‌خواسته است " امهات المؤمنین " که خواه ناخواه احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقع نشوند. و چنانکه می‌دانیم یکی از " امهات المؤمنین " (عایشه) که از این دستور تخلف کرد ماجراهای سیاسی ناگواری برای جهان اسلام به وجود آورد. 

خود او همیشه اظهار تأسف می‌کرد و می‌گفت دوست داشتم فرزندان زیادی از پیغمبر می‌داشتم و می‌مردند اما به چنین ماجرائی دست نمی زدم. سر اینکه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینکه بعد از آن حضرت با شخص دیگری ازدواج کنند به نظر من همین است. یعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده می‌کرد و ماجراها می‌آفرید. بنابراین اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدتری وجود داشته باشد بدین جهت است. به هر حال آیه ای که در آن آیه کلمه " حجاب " به کار رفته آیه ۵۴ از سوره احزاب است که می‌فرماید: " و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب ". یعنی اگر از آنها متاع و کالای مورد نیازی مطالبه می‌کنید از پشت پرده از آنها بخواهید. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی هر جا نام " آیه حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آیه حجاب چنان بود و بعد از نزول آیه حجاب چنین شد مقصود این آیه است که مربوط به زنان پیغمبر است (۱) نه آیات سوره نور که می‌فرماید: قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم - الی آخر - قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن یا آیه سوره احزاب که می‌فرماید: یدنین علیهن من جلابیبهن - الی آخر. اما اینکه چطور شد در عصر اخیر به جای اصطلاح رائج فقهاء یعنی ستر و پوشش کلمه حجاب و پرده و پردگی شایع شده است برای من مجهول است و شاید از ناحیه اشتباه کردن حجاب اسلامی به حجابهائی که در سایر ملل مرسوم بوده است باشد. ما در این باره بعدا توضیح بیشتری خواهیم داد. 

۱ - رجوع شود به صحیح مسلم جلد ۴ صفحات ۱۵۱ -. ۱۴۸ 

سیمای حقیقی مسأله حجاب 
اشاره 
حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخیر حجاب - سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه؟ 
اسلام که به روح مسائل می‌نگرد جواب می‌دهد: خیر مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می‌باشند. 
درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مسأله به نام او عنوان می‌شود زن است و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می‌شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن جز از جهت زنا آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است. به قول ویل دورانت: " دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است ". پس روح مسأله محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط 
اجتماع است. اسلام طرفدار فرضیه اول است. از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند.
و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب می‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. 
بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او. حجاب در اسلام از یک مسأله کلی تر و اساسی تری ریشه می‌گیرد و آن اینست 
که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوئیهای جنسی به هم می‌آمیز دل اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند. اکنون به شرح چهار قسمت فوق می‌پردازیم: 

۱ - آرامش روانی 
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار هیجانها و التهابهای جنسی را فزون می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می‌آورد. غریزه جنسی غریزه ای نیرومند عمیق و " دریا صفت " است.
هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می‌گردد همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می‌شود. برای درک این مطلب به دو چیز باید توجه داشت:
۱ - تاریخ همانطوری که از آزمندان ثروت یاد می‌کند که با حرص و آزی حیرت آور در پی گرد آوردن پول و ثروت بوده اند و هرچه بیشتر جمع می‌کرده اند حریصتر می‌شده اند همچنین از آزمندانی در زمینه مسائل جنسی یاد می‌کند. اینها نیز به هیچ وجه از نظر حس تصرف تملک زیبا و یان در یک حدی متوقف نشده اند.
 صاحبان حرمسراها و در واقع همه کسانی که قدرت استفاده داشته اند چنین بوده اند. کریستن سن نویسنده کتاب " ایران در زمان ساسانیان " در فصل نهم کتاب خویش می‌نویسد: " در نقش شکار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنی که خسرو (پرویز) در حرم داشت می‌بینیم. 
این شهریار هیچگاه از این میل سیر نمی شد. دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان می‌دادند به حرم خود می‌آورد. هر زمان که میل تجدید حرم می‌کرد نامه ای چند به فرمانروایان اطراف می‌فرستاد و در آن وصف زن کامل عیار را درج می‌کرد. پس عمال او هرجا زنی را با وصف نامه مناسب می‌دیدند به خدمت می‌بردند ". از اینگونه جریانها در تاریخ قدیم بسیار می توان یافت. در جدید این جریانها به شکل حرمسرا نیست به شکل دیگر است با این تفاوت که در جدید لزومی ندارد کسی به اندازه خسرو پرویز و هارون الرشید امکانات داشته باشد. 
در جدید به برکت تجدد فرنگی برای مردی که یک صد هزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشد میسر است که به اندازه آنها از جنس زن بهره کشی کند. ۲ - هیچ فکر کرده اید که حس " تغزل " در بشر چه حسی است؟ قسمتی از ادبیات جهان عشق و غزل است. در این بخش از ادبیات مرد محبوب و معشوق خود را ستایش می‌کند.
به پیشگاه او نیاز می‌برد او را بزرگ و خود را کوچک جلوه می‌دهد خود را نیاز می‌برد او را بزرگ و خود را کوچک جلوه می‌دهد خود را نیازمند کوچکترین عنایت او می‌داند مدعی می‌شود که محبوب و معشوق " صد ملک جان به نیم نظر می‌تواند بخرد پس چرا در این معامله تقصیر می‌کند " از فراق او دردمندانه می‌نالد. این چیست؟ چرا بشر در مورد سایر نیازهای خود چنین نمی کند؟ آیا تاکنون دیده اید که یک آدم پول پرست برای پول و یک آدم جاه پرست برای جاه و مقام غزلسرائی کرده است؟! آیا تاکنون کسی برای نان غزلسرائی کرده است؟ 
چرا هر کسی از شعر و غزل دیگری خوشش می‌آید؟ چرا همه از دیوان حافظ اینقدر لذت می‌برند؟ آیا جز این است که 
همه کس آنرا با زبان یک غریزه عمیق که سراپای وجودش را گرفته است منطبق می‌بیند؟ چه قدر اشتباه می‌کنند کسانی که می‌گویند یگانه عامل اساسی فعالیتهای بشر عامل اقتصاد است! بشر برای عشقهای جنسی خود موسیقی خاصی دارد همچنانکه برای معنویات نیز موسیقی خاص دارد در صورتی که برای حاجتهای صرفا مادی از قبیل آب و نان و موسیقی ندارد. من نمی خواهم ادعا کنم که تمام عشقها جنسی است و هم هرگز نمی گویم که حافظ و سعدی و سایر غزلسرایان صرفا از زبان غریزه جنسی سخن گفته اند. این مبحث مبحث دیگری است که جداگانه باید بحث شود. ولی قدر مسلم اینست که بسیاری از عشقها و غزلها عشق و غزلهائی است که مرد برای زن داشته است. همین قدر کافی است که بدانیم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب نیست که با سیر شدن شکم اقناع شود بلکه یا به صورت حرص و آز و تنوع پرستی در می‌آید و یا به صورت عشق و غزل. ما بعدا در این باره بحث خواهیم کرد که در چه شرائطی حالت حرص و آز جنسی تقویت می‌شود و در چه شرائطی شکل عشق و غزل پیدا می‌کند و رنگ معنوی به خود می‌گیرد. 
به هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می‌دهد وارد شده است. اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد هر دو مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم... قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن. خلاصه این دستور اینست که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند.
نباید چشم چرانی کنند نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اینست که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند. 
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‌گیرد. همانطور که بشر - اعم از مرد و زن - در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد. 
در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و باعخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب اینهمه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی و جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه‌ها انجام می‌شود. اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است.[ البته دستور پوشش مربوط به زن و مرد می باشد و به دلیل این که زنان جذابیت بدنی بیشتری دارند به آنان بیشتر توصیه شده است و مردان نیز که با نگاه کردن احتمال خطای آنان بیشتر است به نگاه نکردن نامحرم بیشتر توصیه شده اند] از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی همچنانکه از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است و مرد شکارچی. 
میل زن به خودآرائی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی می‌شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است.و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است. اما درباره طغیان پذیری غریزه جنسی و اینکه بر خلاف ادعای افرادی مانند راسل غریزه جنسی با آزاد گذاشتن کامل و خصوصا با فراهم کردن وسائل تحریک هرگز سیر نمی شود و اشباع نمی گردد و همچنین درباره انحراف " چشم چرانی " در مردان و انحراف " تبرج " در زنان باز هم بحث خواهیم کرد. 

۲ - استحکام پیوند خانوادگی
شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود. و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد. اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع پیوند زن و شوهری را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود. فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود در حالی که در سیستم آزادی کامیابی همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود. علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می‌شود جواب می‌دهند که حالا زود است ما هنوز بچه ایم و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند همین است. 
و حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آنکه به برکت دنیای اروپا کالای زن اینهمه ارزان و فراوان گردد " شب زفاف را کم از تخت پادشاهی " نمی دانستند. ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آنها را ملزم می‌سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌بخشد. سیستم روابط آزاد اولا موجب می‌شود که پسران تا جائی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می‌نهد اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیانا برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند و ثانیا پیوند ازدواجهای موجود را سست می‌کند و سبب می‌گردد به جای اینکه خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنانکه اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند. وقتی پسر یا دختری می‌خواهد بگوید ازدواج کرده‌ام می‌گوید برای خودم زندانبان گرفته ام. این تعبیر برای چیست؟ برای اینکه قبل از ازدواج آزاد بود هر کجا بخواهد برود. 
با هر کس بخواهد بر قصد بلاسد هیچکس نبود که بگوید بالای چشمت ابرو است. ولی پس از ازدواج این آزادیها محدود شده است اگر یک شب دیر به خانه بیاید مورد مؤاخذه همسرش قرار می‌گیرد که کجا بودی؟ و اگر در محفلی با التهاب با دختری بر قصد همسرش به او اعتراض می‌کند. واضح است که روابط خانواده در چنین سیستمی تا چه اندازه سرد و سست و غیر قابل اطمینان است. 
بعضی‌ها مانند برتراند راسل پنداشته اند که جلوگیری از معاشرتهای آزاد صرفا به خاطر اطمینان مرد نسبت به نسل است برای حل اشکال استفاده از وسائل ضد آبستنی را پیشنهاد کرده اند در صورتی که مسأله تنها پاکی نسل نیست. مسأله مهم دیگر ایجاد پاکترین و صمیمی ترین عواطف بین زوجین و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است. تأمین این هدف وقتی ممکن است که زوجین از هرگونه استمتاع از غیر همسر یا همسران قانونی چشم بپوشند مرد چشم به زن دیگر نداشته باشد و زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد و اصل ممنوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر کادر خانواده حتی قبل از ازدواج هم رعایت گردد. به علاوه زنی که تا اینجا پیش رفته است که به پیروی از امثال راسل و تقلید از صاحبان مکتب " اخلاق نوین جنسی " با داشتن همسر قانونی عشق خود را در جای دیگر جستجو می‌کند و با مرد مورد عشق و علاقه خود همبستر می‌شود چه اطمینانی هست که به خاطر همسر قانونی که چندان مورد علاقه اش نیست وسائل ضد آبستنی به کار برد و از مرد مورد عشق و علاقه خود آبستن نشود و فرزند را به ریش همسر قانونی نبندد قطعا چنین زنی مایل است که فرزندی که به دنیا می‌آورد از مرد مورد علاقه اش باشد نه از مردی که فقط به حکم قانون همسر او است و الزاما به حکم قانون نباید از غیر او آبستن بشود. همچنان مرد نیز طبعا علاقه مند است که از زن مورد عشق و علاقه اش فرزند داشته باشد نه از زنی که با زور قانون به او پیوند کرده اند. دنیای اروپا عملا نشان داده است که با وجود وسائل ضد آبستنی آمار فرزندان غیر مشروع وحشت آور است. 

۳ - استواری اجتماع 
کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: " حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است " بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می‌گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد - بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است - و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می‌کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بیعار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچگونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذتجوئیهای شهوانی است. 
آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضا در یک محیط درس می‌خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچگونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می‌خوانند و فکر می‌کنند و به سخن استاد گوش می‌کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟ 
آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه‌های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می‌شود یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط کار می‌کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع آمیزشها جلوگیری می‌کند. 
اگر باور ندارید تحقیق کنید. حقیقت اینست که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می‌افتیم از مختصات جامعه‌های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتائج سوء پول پرستی‌ها و شهوترانیهای سرمایه داران غرب است بلکه یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می‌برند". آری باید زن ایرانی به بهانه " تجدد " و " تقدم " و " مقتضیات زمان " هر روز و هر ساعت با وسائلی که در دنیای سرمایه داری تهیه می‌شود خود را در معرض نمایش بگذارد تا بتواند چنین مصرف کننده لایقی برای کارخانه‌های اروپائی باشد . اگر زن ایرانی بخواهد خود را فقط برای همسر قانونی و یا برای حضور در مجالس اختصاصی زنان بیاراید نه مصرف کننده لایقی برای سرمایه داران غربی خواهد بود و نه وظیفه و مأموریت دیگرش را که عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ایجاد رکود در فعالیت اجتماعی به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد. در جامعه‌های غیر سرمایه داری با همه احساسات ضد مذهبی که در آنجا وجود دارد کمتر شنیده می‌شود که چنین رسوائیها به نام آزادی زن وجود داشته باشد. 

۴ - ارزش و احترام زن 
قبلا گفتیم که مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. 
اسلام مخصوصا تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد بیگانه نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود. 
بعدا در تفسیر آیات سوره احزاب خواهیم دید که قرآن کریم پس از آنکه توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند می‌فرماید: " ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین ". یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی دهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر می‌گردد. 

برگرفته شده از کتاب مسأله حجاب شهید مطهری ص 71-55 با کمی تلخیص
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰