۱۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

سُکّان دارانِ دورانِ غیبت! ( حدیث 41 )

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اگر کسی پس از غیبت قائم ما از علماء و دانشمندان "آنهایی که دعوت کننده به سوی او و دفاع کننده از دین، و نجات دهنده ی بندگان ناتوان خدا از دامهای شیطان و از تله های دشمنان" نبودند، هر آئینه کسی باقی نمی ماند مگر آنکه از دین خدا دست برداشته و باز می گشت!

علماء و دانشمندان؛ آن کسانی اند که مهار دلهای ضعفاء و ناتوانان شیعه را نگه می دارند چنان که کِشتیبان سُکّانِ کِشتی را به هر سویی بخواهد نگه می دارد. آنان نزد خداوند فضیلت داشته و برترند.


 الإحتجاج، ج۱، ص۱۸

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اولین عامل اصلی تاخیر ظهور

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ضرورت شناخت امام زمان ( حدیث 40 )

ضرورت شناخت امام زمان ( حدیث 40 )

  ««« " نشانه ایمان است " »»»

ابان بن تغلب می گوید: از امام صادق پرسیدم: اگر کسی تمام امامان را بشناسد ولی امام زمانش را نشناسد، آیا مؤمن است؟ حضرت فرمودند: خیر. دوباره پرسیدم: آیا مسلمان هست؟

حضرت در پاسخ فرمودند : ""بله""


 کمال الدین و تمام النعمه

نتیجه : « هر مسلمانی، مومن نیست »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اولین رجعت کننده ( حدیث 39 )

ترجمه آیه ۱۸ سوره النّبأ :

" روزی که در «صور» دمیده می‌شود و شما فوج فوج (به محشر) می‌آیید "

 از امام صادق سوال شد: آیا رجعت (یعنی بازگشت به دنیا) حق است؟

حضرت فرمودند: آری، 

عرض شد: اول کسی که بر میگردد کیست؟

حضرت فرمودند: حسین بن علی است، که پس از قیام "قائم" خارج میشود،

 آن شخص پرسید: مردم هم همراه ایشان هستند؟ امام فرمودند: نه، چنانکه خداوند (در قرآن) می‌فرماید: دسته دسته بیایند، به ترتیب خواهند آمد، قومی پس از قوم دیگر.


 کتاب الوافی، ج۲ ص۲۶۷

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بشارت پیامبر خاتم در انجیل برنابا

بشارت پیامبر خاتم در انجیل برنابا


               به نام خداوند بخشنده مهربان



انجیل بارنابا که توسط خود غربی ها کشف شده و توسط خود آنان نیز ترجمه شده و بعد مدعی می شوند که توسط مسلمانان نوشته شده است برای این که به موضوعاتی از جمله موارد زیر پرداخته :
رد مصلوب شدن حضرت عیسی علیه السلام
بشارت آمدن پیامبر اسلام به نام اصلی خود (محمد)
رد پسر خدا بودن حضرت عیسی علیه السلام



انجیل برنابا اثری یافته شده در قرون وسطی می‌باشد که بیان می شود توسط برنابا، شخصیت مسیحی برجسته از قرون اول میلادی به نگراش درآمده است. این کتاب نسبت به انجیل‌های رسمی مسیحیت شباهت بسیار بیشتری به اعتقادات مسلمانان دارد هر چند که اختلاف کوچکی نیز دیده می شود.
انجیل برنابا مخالفتی شدید با تعالیم پولس دارد. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث( پدر، پسر، روح القدس) را از میان می‌برد و توحید الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند مخالف است. این مسئله و بشارات صریح و مکرر آن در مورد پیامبری محمد سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.
برنابا که در قرن اول و دوم میلادی به وفور دیده می شود به دلیل قبول نداشتن تفکر پولسی آرام آرام کم رنگ شد به آن دلیل که تفکر پولسی باعث به قدرت رسیدن کشیش ها و پاپ می شد و آن ساده گیری های که باعث می شود خیلی ها به دین مسیح گرایش پیدا کنند که بیان می داشت:« دلت پاک باشه کافیه هر کاری کرده کردی» و این که حضرت عیسی به سبب همه ما عذاب دیده است و ما همه به بهشت می رویم که این تفکر پولسی باعث به قدرت رسیدن کلیسای اروپا شد به این دلیل برنابا را رفته رفته کم رنگ کردن و انجیل برنابا که در قرن شانزدهم میلادی کشف شده را به مسلمانان نسبت می دهند اگر مسلمانان آنان را نوشته اند پس چرا در جای به آن اشاره نشده، چرا مسلمانان کتاب را پیدا نکردن،چرا آنان کشف نکردن ، چرا آنان ترجمه نکردن، در قرن شانزدهم میلادی آیا مسلمانان چنین تکنولوژی در اختیار داشتن که یک کتاب را جوری قدیمی جلوه بدهند که متعلق به قرن اول میلادی باشد دقیقا آن کتابی که خود غربی ها داشتن به ذکر چند سند به وجود انجیل برنابا قبل از اسلام :  
  • فرمان پاپ جلاسیوس اول در مورد نهی از مطالعه انجیل برنابا در سال ۴۹۲ میلادی یعنی ۱۱۸ سال پیش از بعثت پیامبر اسلام به سمت پاپ منصوب شد.بنابراین فرمان فوق، بیش از یک قرن پیش از اسلام صادر شده است.

  • پطرس بستانی، از دانشمندان مسیحی در دائرةالمعارف کبیر، مطالب شایان توجهی راجع به برنابا و انجیل منسوب به وی می‌نویسد که قسمتی از آنها در ادامه بررسی می‌شود:
  • نام اصلی برنابا، جوزف (یوسف) بود. کلمه برنابا سریانی و بمعنی "ابن النبّوة" یا "ابن الانذار" یا "ابن التعزیة" است. برنابا نخستین کسی از میان حواریون است که آیین یهودیت را ترک کرد و به مسیح ایمان آورد. گفته می‌شود کاتب رساله برنابا قدّیس برنابا است. این رساله در قرون اول مسیحی معروف بوده و مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از جمله کسانی که از آن اقتباس نموده‌اند اکلیمنضس اسکندری و اوریجانس هستند. "اوسابیوس" و "ایرونیموس" نیز از آن یاد کرده‌اند. انجیل برنابا در طی قرون متمادی فراموش شده و نسخه‌های آن از دسترس مردم خارج شده بود تا آنکه در قرن ۱۷ میلادی "سرمند" یونانی آن را در رساله خطی از رسائل "بولیکبوس " یافت و در همین قرن "هوغومیزدوس " نسخه لاتینی آنرا در دیر "کورفی " به‌دست آورد که درسال ۱۶۴۵ میلادی در پاریس چاپ شد. در سال ۱۶۹۴ میلادی، رییس اساقفه (مرجع روحانی مسیحیت)، اوشه، نیز نسخه‌ای از این انجیل به دست آورده و به رسائل اغناطیوس افزود؛ ولی بر اثر یک آتش‌سوزی در آکسفورد، کتابخانه‌ها آتش گرفته و قسمت اندکی از این نسخه باقی‌ماند. نسخه یونانی و لاتینی انجیل برنابا مکرراً چاپ شده و "ویک" آن را به انگلیسی و شخص دیگری نیز آن را به زبان آلمانی ترجمه کرد. ناگفته نماند که تمامی نسخ ذکر شده، کپی نسخه (سرمند) یونانی است که ناقص و در چهار فصل است، ولی در سال ۱۸۵۹ میلادی، "تیشندرف" نسخه یونانی کاملی را که ۲۱ فصل داشت از جبل سینا به دست آورد. بهترین نسخه این رساله به صورت لاتینی قدیمی با حواشی و تفسیر است که به "هلجنفلد" مشهور است. این نسخه در سال ۱۸۶۵ میلادی در "لیبسیک" و در سال ۱۸۶۴ میلادی در جرنال آمریکائی چاپ شد. تعداد زیادی از دانشمندان معتقدند که انجیل برنابا را قدّیس برنابا، رفیق پولس نوشت و رأی متأخرین این است که این نسبت صحیح نیست و از جمله دلایل منکرین این است که در این رساله از خرابی اورشلیم سخن به میان آمده، بنابراین قطعاً بعد از سال ۷۰ میلادی نوشته شده است زیرا برنابا قبل از خرابی اورشلیم یعنی سال ۶۴ وفات کرده بود. بهتر است که بگوییم این نسخه در کنیسه اسکندریه در قرون اولیه مسیحیت پیدا شده است و احدی قائل نشده که بعد از سال ۱۲۰ میلادی نوشته شده است."
جالب توجه آن است که در انجیل مرقس باب اول شماره 1تا 5 وانجیل برنابا، به انجیل مسیح اشاره شده است که از انجیل مسیح چیزی در دست نیست. اناجیلی که سابقاً و فعلاً معمول بوده و هست، نوشته شاگردان مسیح است. انجیل همان‌طور که مسترلونسدال و مادام لورا راغ اعتراف کرده‌اند، در حالی در اروپا پیدا شد که در میان مسلمانان هرگز نام و اثری از آن نبود. در کتب نویسندگان اسلامی، حتی در کتاب‌هایی که در خصوص اثبات اسلام و رد مسیحیت نوشته شده نامی از انجیل برنابا به میان نیامده‌است.
اشاراتی از انجیل برنابا در مورد پیامبر خاتم:
باب 39 شماره 23-15    پس چون آدم برخواست بر قدم های خود در هوا نوشته ای دید که مثل آفتاب می درخشید نص عین آن لا اله الا الله و محمد رسول الله بود پس آن وقت آدم دهان خود بگشود و گفت شکر می کنم تو را ای پروردگار، خدای من! زیرا تو تفضل نمودی و آفریدی مرا. لیکن زاری می کنم به سوی تو که مرا آگاه سازی که معنای این کلمات محمد رسول الله چیست. خدای فرمود: مرحبا به تو ای بنده ی من، آدم! همانا می گویم که تو اول انسانی هستی که آفریده ام او را. تو دیدی نام او را. جز این نیست که پسر توست. آنکه زود است بیاید به جهان بعد از این، به سالهای فراوان. او زود است بشود فرستاده من؛ آنکه از برای او آفریدم همه ی چیز ها را . آنکه چون بیاید، زود است نور بخشد جهان را. آنکه روان او نهاده شده بود در جمال آسمانی، شصت هزار سال پیش از آنکه بیافرینم چیزی را.
   در انجیل برنابا در مورد خاتمیت محمد (ص) می‌گوید:      
 باب 36 شماره 6     [حضرت عیسی علیه السلام ] :به تحقیق که پیغمبران همه ای ایشان آمدند مگر رسول الله آنکه زود است بعد از من بیاید؛ زیرا خدای می خواهد تا که من مهیا سازم راه او را.
باب 97 شماره19-15   «نام مسیا عجیب است؛ زیرا خدای خود وقتی که روان او را آفرید و در ملکوت اعلی او را گذاشت، خود او را نام نهاد، خدای فرمود: صبر کن ای محمد! زیرا برای تو می خواهم خلق کنم بهشت و جهان و بسیاری از خلایق را که می بخشم  آنها را به تو؛ تا حدی که هر کس تو را مبارک می شمارد ،مبارک می شود و هر کس با تو خصومت کند ملعون می شود. وقتی تو را به سوی زمین می فرستم پیغمبر خود قرار می دهم تو را به جهت خلاصی و کلمه تو صادق می شود تا جائی که آسمان و زمین ضعیف می شود ؛ لیکن دین تو هرگز ضعیف نمی شود. همانا نام مبارک او محمد است» آن وقت جمهور مردم صداهای خود را بلند نموده و گفتند : ای خدای! بفرست برای ما پیغمبر خود را، ای محمد! بیا زود برای رهائی جهان. 
در جای دیگری از این انجیلدربارهٔ خاتمیت محمد آمده است:
باب 97 شماره 10-7   کاهن گفت : آیا پیغمبران دیگر بعد آمدن پیغمبر خدای خواهند آمد؟ پس یسوع [حضرت عیسی(ع)] در جواب فرمود : بعد از او پیغمبران راستگوی که از جانب خدای فرستاده شده باشند نخواهند آمد. لیکن جمع بسیاری از پیغمبران دروغگوی خواهند آمد و همین است که مرا محزون می دارد. زیرا شیطان ایشان را به حکم خدای عادل می شوراند و با ادعای انجیل من، حقیقت از ایشان مستتر می‌شود. 
در این کتاب می‌خوانیم:
باب 43 شماره 25و31
آن وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید، پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود... تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده‌است با اسماعیل نه با اسحاق.
نکته بسیار جالب آن است که در این کتاب دو " مسیا " نام برده شده که حضرت عیسی خود اعلام می کند که مسیا اصلی او نیست و خود با مسیا اصلی خواهد آمد.(باب 42 شماره 5 )
در پایان به نظر چندی از علمای شیعه در مورد این انجیل خواهیم پرداخت :
سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب معادشناسی به مقام شفاعت پیامبر که در این انجیل اشاره شده است ارجاع می‌دهد و در کتاب نور ملکوت قرآن مفصل راجع به این انجیل صحبت می‌کند و می‌گوید: «مرحوم قاضی، استاد علّامه آیت‌الله طباطبائی رضوان الله علیهما بدین انجیل عنایت داشته است، و خواندن آنرا به شاگردان سلوکی و عرفانی خود توصیه می‌نموده است»
آیت الله محمد تقی بهجت در مورد این انجیل می‌گوید:
انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می‌داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر... بله دو سه جایی یادم می‌آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است... اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت) زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است... اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است... من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده‌ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می‌زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می‌گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته‌ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند؛ که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است...
همچنین آیت‌الله محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می‌گوید:
جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هرگونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگری نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسی محمّدی است. همه اینها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.
   

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

در محضر بهجت

 آیت الله بهجت ره :

"چه مصائبی (سختی هایی) بر امام زمان که مالک همه کره زمین است، وارد می شود و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی ندارد و ما چقدر غافلیم"

 در محضر بهجت  ج ۱ ص ۱۰۶


 ای دوست، در غربت مولایت اندیشه کن که دنیا با این همه بزرگی برای او زندان شده....


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

برکت در زمان ظهور (حدیث 38)

پیامبر اکرم(ص) فرمودند :

در عصر حضرت مهدی ، زمین جگر پاره های خود را چون قطعات طلا و نقره بیرون می ریزد،

 دزد آمده می گوید :

من برای نظیر این اموال بود که دستم بریده شد؟

 قاتل آمده می گوید :

من برای چنین کالایی مرتکب قتل شدم؟

قاطع (صله) رحم آمده می گوید :

من برای چنین چیزی قطع (صله) رحم کردم !

 آنگاه این استوانه های طلا و نقره روی زمین می ماند و کسی رغبت نمی کند که چیزی از آن بردارد "


 بشارة الاسلام ص ۷۱

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حدیث 37

حدیث 37

 امام على  علیه  السلام :

 لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغْرَبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقَدَرِ حَتّى یَعودَ اَسْفَلُکُمْ اَعْلاکُمْ وَ اَعْلاکُمْ اَسْفَلَکُم؛

به یقین، همگى در غربال آزمایش، به هم درآمیخته و غربال مى شوید [تا خوبتان از بد، جدا گردد] و همچون محتویات دیگ، زیر و رو مى شوید تا فرودستتان، فرادست گردد و فرادستتان، فرودست شود.

نهج البلاغه، از خطبه 16. 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

حدیث 36

امام صادق علیه السلام : ( در مورد غربال شدن در آخرالزمان )

1 به خدا قسم بدون تردید همچون دَر هم شکستن شیشه، دَر هم خواهید شکست؛ البته آن شیشه به صورت اولیه باز می گردد (با ذوب شدن و از نو ساختن، قابل ترمیم است)، به خدا سوگند حتما دَر هم خواهید شکست همچون شکستن سُفال. همانا سُفال وقتی می شکند به حالت اول بر نمی گردد!!

 2 و به خدا قسم حتما غَربال خواهید شد و بدون شک از یکدیگر بازشناخته خواهید شد... پاکسازی خواهید گشت، تا جایی که از شما جز اندکی باقی نماند...

 الغیبه نعمانی، ص۲۰۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آثار و فواید پوشش مناسب در ابعاد مختلف


                به نام خدایی که هم رحمتی عام دارد و هم رحمتی خاص به نیکان


الف) فایده ی حجاب در بُعد فردی 

یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‌های بی بندوبار میان زن و مرد، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی آورد. غریزه ی جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش تر اطاعت شود بیش تر سرکش می‌گردد؛ هم چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله ورتر می‌گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه ی جنسی بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل اند همه ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‌رود. 
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! (1) 
پاسخ هر انسان واقع بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‌های جدیدتری از تمتّعات و بهره برداری‌های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‌یابد. 
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه ی غرب را در مواجهه با غریزه ی جنسی این گونه توصیف کرده است: 
کسانی می‌گویند مسئله ی غریزه ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!! (2) 
ب) فایده ی حجاب در بُعد خانوادگی 

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش تر کانون خانواده می‌گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است: 
در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه ی خانوده را می‌سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‌زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگی خود را از دست می‌دهد و روی در خزان می‌گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان تری از راه می‌رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه ای می‌دهد؛ و این مقدمه ای می‌شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه ی خواهران جوان لابد می‌دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‌دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فردای بی طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‌ها ایجاد می‌کنند. (3) 

ج) فایده ی حجاب در بُعد اجتماعی 

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‌های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‌گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافه‌های محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‌یابد. برخلاف نظام‌ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‌های اجتماعی را با لذت جویی‌های جنسی درهم می‌آمیزند، (4) اسلام می‌خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت‌ها پاک شده، و لذت‌های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود (5). 

د) فایده ی حجاب در بُعد اقتصادی 

استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‌تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این که خود چادر مشکی دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‌گردد، به گونه ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‌های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‌آورند. 
یکی از دانشجویان محجبه درباره ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است: 
یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود. (6) 
علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‌توان نام برد، که مهم ترین آنها عبارتند از: 
حفظ ارزش‌های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی. 
هدایت، کنترل و بهره مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی. 
تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه. (7) 

پی نوشتها: 
(1). برای آگاهی از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر. ک: جلال رفیع، یادداشت‌ها و ره آوردهای سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکای متمدن، آمریکای متوحش. 
(2). احمد صبوری اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۳۰۲. 
(3). غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۶۹۷۰. 
(4). برای آگاهی از گستره ی کشانده شدن لذت‌های جنسی به محیط‌های کاری و اجتماع، و اعترافات صریح بعضی از زنان کشورهای غربی درباره ی مزاحمت‌های جنسی نسبت é ê به زنان و کودکان، ر. ک: احمد صبوری اردوباری، بهایِ یک نگاه؛ محمدتقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج ۲، و روح الله حسینیان، حریم عفاف. 
(5). سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ی حجاب، استاد مطهری، ص ۸۴۹۴، (با دخل و تصرف) اقتباس شده است. 
(6). ر. ک: احمد اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۲۲۲. 
(7). برای آگاهی بیشتر درباره ی آثار و فواید حجاب و پوشش ر. ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی؛ هم چنین درباره ی ضررهای بدحجابی ر. ک: اسدالله محمدی نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش‌های ۳، ۴ و ۵.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم...

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم...

دریافت
حجم: 5.34 مگابایت



۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زن، حیا و میل به خودنمایی

زن، حیا و میل به خودنمایی


        بنام خدایى که هم رحمتى عام دارد و هم رحمتى خاص به نیکان


در این مقاله بر آنیم تا با قبول میل به خود نمایی در خانم‌ها و همچنین صفت حیا، راهکار عملی اسلام برای بهداشت روانی زنان را تبیین کنیم: ۱. اختصاص غریزه تبرّج به زنان یکی از ویژگی‌های مهم زنان، خصیصه تبرّج و خودنمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد. قرآن در دو آیه از آیات حجاب، از تبرّج و خودنمایی زنان صحبت کرده و آن را محدود به محیط خانواده کرده است. در یک جا می‌فرماید: (وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی) (احزاب: ۳۳) ای زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید؛ مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین؛ در آیه دیگر می‌فرماید: (غَیْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزینَهٍ) (نور: ۶۰) زنان، (در برابر نامحرمان) با زینت هاوآرایش هایشان خودنمایی نکنند. 

غریزه خودنمایی و تبرّج از ویژگی‌های زنانه است و در مردان کمتر است. به همین دلیل پوشش و حجاب برای زنان واجب شده است. البته این موضوع به این مفهوم نیست که مردان هیچ محدودیتی در پوشش ندارند. 

قرآن در این آیات فقط زنان را از تبرّج و خودنمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه‌های جنسی خود در برابر نامحرم نهی کرده و از تبرّج مردان سخنی نگفته است. از ظاهر این مطلب فهمیده می‌شود که غریزه خودنمایی و تبرّج از ویژگی‌های زنانه است و در مردان کمتر است. به همین دلیل پوشش و حجاب برای زنان واجب شده است. البته این موضوع به این مفهوم نیست که مردان هیچ محدودیتی در پوشش ندارند. 

شهید مطهّری درباره آثار این غریزه و نیز اختصاص آن به زنان می‌گوید: «اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‌ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی؛ همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچی گری او ناشی می‌شود. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود، می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسیر کند، انحراف تبرّج و برهنگی از انحراف‌های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است. »۶ 

وجود این غریزه برای متمایل کردن مرد جنس مذکر به زن جنس مؤنث است تا بدین وسیله، مقدّمات ازدواج و زندگی مشترک را بین آنان فراهم کند. درباره غریزه خودنمایی و تبرّج، غیر از منابع اسلامی، برخی از دانشمندان نیز مطالب جالبی دارند. خانم جینا لمبروزو (G,Lombroso) روان شناس معروف ایتالیایی، در این باره می‌گوید: «در زن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، مورد پسند بودن و مایه خرسند شدن بسیار شدید است. »۷ در جای دیگری می‌گوید: «یکی از تمایلات عمیق و آرزوهای اساسی زن آن است که در چشم دیگران اثری مطلوب بخشیده و به وسیله حسن قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات، خوش آهنگی صدا، طرز تکلّم و بالاخره شیوه خرام خود، مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آن‌ها را تحریک نموده و روحشان را مجذوب سازد. »۸همچنین درباره تأثیر غریزه خودآرایی و تبرّج در زندگی زنان می‌گوید: «میل به جلب دیگران، بزرگ ترین و مهم ترین محرّک زندگانی زن محسوب می‌شود. »۹

ویل دورانت نیز درباره آثار غریزه تبرّج زن می‌گوید: «زن میل دارد بیشتر مطلوب باشد، نه طالب، و به همین جهت، در ارج گذاری و تقدیر آن جاذبه‌هایی که مایه تشدید میل مرد است، استاد است. » بنابراین، اصل وجود این غریزه و اختصاص آن به زن در بین دانشمندان پذیرفته شده است. ۱۰ ۲. پرورش و توجه به غریزه تبرّج در اسلام غریزه خودنمایی و خودآرایی مانند سایر غرایز آدمی، نیازمند قانونمندی و کنترل است؛ یعنی باید از افراط و تفریط در آن پرهیز شود؛ زیرا عدم کنترل این غریزه، چه از لحاظ افراط و چه از لحاظ تفریط، برای زن زیانبخش است و سلامتی او را به خطر می‌اندازد. از این رو، در دین اسلام برای این غریزه حد و حدود ویژه ای تعیین شده است و همان گونه که آزادی بی حد و حصر آن ممنوع گردیده و برای کنترل آن حجاب واجب شده، بی توجهی به آن نیز مذموم شمرده شده است. به همین دلیل، در برخی روایات، آرایش کردن برای زنان یک ضرورت تلقّی شده و بی توجهی به آن به معنای نادیده گرفتن غریزه خودآرایی، مورد نکوهش قرار گرفته است. در اینجا به بعضی از این روایات اشاره می‌شود: 

در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد ویژگی‌های بهترین زنان نقل شده است که فرمودند: «بهترین زنان شما زنی است که بسیار با محبت باشد، عفیف و پاک دامن باشد، نزد اقوامش عزیز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد، برای او خودآرایی و تبرّج داشته باشد و در برابر نامحرم عفیف باشد. » در این حدیث، دقیقا به همان تبرّجی که قرآن آن را برای زن در مقابل نامحرم ممنوع کرده، نسبت به شوهرش سفارش شده است. ۱۱ 

در روایت دیگری، امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «برای زن سزاوار نیست که بدون زیور و آرایش باشد، حتی اگر یک گردن بند باشد؛ و سزاوار نیست دستش از رنگ حنا خالی باشد، اگرچه پیر باشد. »۱۲ همچنین می‌فرماید: «لا تُصَلِّی الْمَرأَةُ عُطُلا»؛ زن بدون زیور و آرایش نماز نخواند. ۱۳ امام باقر (علیه السلام) نیز در روایتی می‌فرماید: «لَمْ تَزَلِ النِّساءُ یَلْبِسْنَ الْحِلْی»؛ زنان همواره از زیور استفاده کنند. ۱۴ 

در برخی روایات دستوراتی برای زیبا شدن زنان داده شده، است. برای مثال، امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «کاری را که بیش از حد توانایی زن است به او وامگذار؛ زیرا (اگر زنان از کارهای سخت و طاقت فرسا به دور باشند) برای حال آن‌ها و شادابی روحی و دوام زیبایی آن‌ها بهتر است؛ چرا که زن گل بهاری است (لطیف و حساس)، نه پهلوانی سختکوش. »۱۵ 

همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از اینکه به همه زنان، چه شوهردار و چه بدون شوهر، دستور می‌دهد دایم خضاب کنند (و دست و صورت خود را به حنا و رنگ‌های زیبا آرایش کنند) می‌فرماید: «اما زنان شوهردار برای شوهرانشان زینت کنند و اما زنان بدون شوهر، به این دلیل خضاب کنند که دستشان شبیه دست مردان نشود (و لطیف و زیبا بماند. ) »۱۶ 

همچنین در روایت دیگری آمده است: پیامبر به مردان فرمود: «ناخن‌های خود را کوتاه کنید» و به زنان فرمود: «ناخن‌ها را مقداری بلند بگذارید؛ زیرا شما را زیباتر می‌کند. » حتی آن حضرت از بعضی زنان به خاطر اهمیت ندادن به آرایش و زیبایی، انتقاد کرده است. ۱۷ 
اهمیت زینت کردن و آرایش زنان به حدی است که پوشش بعضی از لباس‌ها مثل ابریشم و طلا به علت خاصیت زیبایی شان به زنان اختصاص یافته است۱۸ امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: «خداوند طلا را در دنیا زینت زن قرار داد و بر مردان حرام کرد. » ۱۹ در برخی روایات آمده که «ائمّه اطهار (علیهم السلام) زنانشان را با طلا و نقره زینت می‌کردند و بر این کار اصرار داشتند. »۲۰ 
از روایات دیگری که حاکی از اهمیت اسلام به آرایش و تجمّل برای زن است، حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که حتی به زنانی که شوهران نابینا دارند دستور می‌دهد خود را با بوی خوش و حنا آرایش کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: از رسول خدا سؤال شد: زن چگونه برای شوهر نابینا آرایش کند؟ فرمود: با استعمال عطر و خضاب کردن، که نوعی بوی خوش است. ۲۱ 
از روایاتی که در این باب وجود دارند، و تنها بعضی از آن‌ها در اینجا ذکر شدند، می‌توان نتیجه گرفت که اگر دین اسلام از تبرّج و خودنمایی زن برای نامحرم نهی کرده، در مقابل به او دستور داده است در صورتی که در انظار نامحرم نباشد، حتما تبرّج و خودنمایی داشته باشد، به ویژه اگر در محضر شوهرش باشد. بنابراین، دین اسلام غریزه خودنمایی و تبرّج زن را نادیده نگرفته، بلکه به آن اهمیت هم داده است و تلاش کرده زنان علاوه بر دارا شدن زیبایی درونی و اخلاقی، از نظر ظاهری هم جذّاب و زیبا باشند؛ زیرا توجه به آرایش و زیبایی ظاهری نه تنها پاسخی منطقی و صحیح به اقتضای طبیعی و غریزه آنان در جلوه گری و جلب توجه دیگران است، بلکه سبب می‌شود زن شادتر و بانشاط تر باشد و از این طریق، شادابی و نشاط را به زندگی خانواده اش نیز وارد کند؛ زیرا یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی درپی به وجد آورد و خود نیز از این طریق به وجد آید. 
کوشش زن در جذّاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن اینکه نیاز طبیعی زن به خودنمایی و تبرّج را ارضا می‌کند، وی را از جلوه گری و خودنمایی برای مردان نامحرم نیز بی نیاز می‌سازد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده است که حقیقتا به او عشق می‌ورزد و در دوستی اش وفادار است. بدین سان، هم نیاز غریزی او به آرایش و تجمّل اشباع شده و هم از آفات وانحرافات رهایی یافته و آسیبی به سلامت روانی او وارد نشده است.

پی نوشت ها:
۱ علی بن حسام الدین المتقی، کنزالعمّال فی سنن الاقوال و الافعال، انتشارات مؤسسة الرساله، ج ۳، ص۱۲۱. 
۲ عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، حدیث ۱۱۶۸. 
۳ Exhibitionism. 
۴ یا اَیَّتها النفسُ المُطمَئِنَه اِرجَعی اِلی رَبِّکَ راضیةً مرضیةً» (فجر: ۲۷و ۲۸) تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگار بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است. 
۵ یَومَ لایَنفَع مال و لابنون الاّ من اتَی اللّه بقلب سلیم (شعراء: ۸۸و ۸۹. 
۶ مرتضی مطهری، نظام حقوقی زن در اسلام، تهران، صدرا، ۱۳۷۹، ج ۱۹، ص۴۳۶. 
۷ جینا لمبروزو، روح زن، ترجمه پری حسام شه رئیس، تهران، دانش، ۱۳۶۹، ص ۱۵. 
۸ همان، ص ۴۲. 
۹ همان، ص ۴۴. 
۱۰ ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، تهران، انتشارات سازمان آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۹، ص۲۲۳. 
۱۱ «اَلْوَدُودُ الْعَفیفَةُ، اَلْعَزیزَةُ فی اَهْلِها، اَلذَّلیلَةُ مَعَ بَعْلِها، اَلْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوجِها، الْحِصانُ مَعَ غَیْرِهِ. »؛ محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷، ج ۵، ص۳۲۴. 
۱۲ «لایَنْبَغی لِلْمَرأةِ اَنْ تُعَطَّلَ نَفْسَها وَلو اَنْ تَعَلَّقَ فی عُنُقِها قَلادَةً، وَ لایَنْبغی لَها اَنْ تَدَعَ یَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ اَنْ تَمْسَحَها بِالْحَناءِ مَسْحا وَ اِنْ کانَتْ مُسِنَّةً. »؛ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۴، ص ۴۵۹. 
۱۳ همان. 
۱۴ محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج ۶، ص۴۷۵. 
۱۵ «لاتُمَلَّکُ الْمَرْأَةُ مِنَ الْاَمْرِ ما یُجاوِزُ نَفْسَها، فَاِنَّ ذلِکَ اَنْعَمُ لِحالِها وَ اَرْخی لِبالِها وَ اَدْوَمُ لِجَمالِها، فَاِنَّ الْمَرْأَةَ رِیْحانَةٌ لَیْسَتْ بِقَهْرَمانَهٌ. »؛ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص۱۶۸. 
۱۶ «اَمّا ذاتُ الْبَعْلِ فَتَزَیَّنَ لِزَوجِها وَاَمّا غَیرُ ذاتِ الْبَعْلِ فَلا یُشْبِهُ یَدَهُ یَدَ الرِّجالِ. »؛ همان، ج ۲، ص۹۷
۱۷ قال رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) لِلرِّجالِ: قَصُّوا اَظافیرَکُمْ، وَلِلنِّساءِ اُتْرُکْنَ فَاِنَّهُ اَزْیَنُ لَکُنَّ. »؛ محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج ۶، ص۴۹۱. 
۱۸ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۴، ص۳۸۰. 
۱۹ «جَعَلَ اللهُ الذَّهَبَ فی الدُّنْیا زینَةَ النِّساءِ فَحرَّمَ عَلَی الرِّجالِ لُبْسَهُ. » همان، ص ۴۱۴. 
۲۰ محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج ۵، ص۳۲۴. 
۲۱ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص۱۶۷. 
موسسه منجی منتظران
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
آخر الزمان را باور کنیم

آخر الزمان را باور کنیم


        به نام خداوند بخشنده مهربان


«آخرالزمان» اصطلاحی است که طی سالهای اخیر بارها شنیده ایم و هر چه پیش می‌رویم بر کاربرد آن افزوده می‌شود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شیعه است و ریشه در تفکر اسلامی دارد اما منحصر به مسلمانان نیست و معادلهای این کلمه، در ادیان دیگر کاربرد وسیع و متنوعی دارد. حتی در مکاتب و مباحث سیاسی غیر دینی نیز بحثهای متعددی راجع به آن صورت گرفته است. آنچه که در بین تمامی ادیان و حتی مکاتب غیر دینی راجع به «آخرالزمان» مشترک است، اشاره به مقطعی از تاریخ انسان است که در آن، بشر به عالی ترین برنامه و اسلوب اداره زندگی اجتماعی دست یافته و به وسیله آن فصل نوینی از همزیستی متعالی توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهانی را آغاز می‌کند. تأکید ادیان و فرهنگهای متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدینه فاضله»، «آرمان شهر»، «شهر سالم»، «اورشلیم»، «اتوپیا» و... دقیقاً مبتنی بر همین اعتقاد است. البته یکی از وجوه تمایز اعتقاد به آرمان شهر و جامعه موعود بر پایه ادیان الهی با اعتقاد به این موضوع بر پایه مکاتب دست ساز بشر (مکاتب اومانیستی)، دیدگاه‌های ارائه شده در زمینه ریشه تأسیس چنین جامعه ای است. پیروان ادیان آسمانی، ریشه آن را در «ظهور منجی آخرالزمان» می‌دانند و پیروان ایسمهای منحرف غیر دینی، آن را ثمره سیر تکاملی جوامع انسانی دانسته و پایان تاریخ می‌نامند. [۱]. به هر حال آنچه مسلم و انکارناپذیر است، انتظار تمام عالم برای فرا رسیدن روز موعود و نجات انسان از پلیدیها و زشتیها و آغاز حکومت صالحان بر کره خاکی است و البته مترقی ترین، کامل ترین و صحیح ترین باور، اعتقاد آخرالزمانی شیعه مبنی بر ظهور امام دوازدهم (ع)، حجت غایب، حضرت ولی اللَّه الاعظم، ارواحنا فداه، می‌باشد. شیعیان براساس وعده‌های داده شده از سوی رسول اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) منتظر تحقق موعد قیام و ظهور قائم آل محمد (ع) هستند و برای این انتظار نیز تکالیف و وظایفی دارند. فرهنگ انتظار طی قرون گذشته، نیروی محرکه خیزشهای بزرگ عدالت خواهانه و ظلم ستیز بوده که قیام شکوهمند امام راحل (ره) را می‌توان آخرین آن نامید. از سوی دیگر روایات و متون متعدد، نشانه‌های مختلفی را برای مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذکر کرده اند که این بخش، همیشه مورد توجه خاص و عام بوده است. در سالهای اخیر مباحث پیرامون فرا رسیدن دوره آخرالزمان در میان پیروان ادیان مختلف رشد چشمگیری یافته که اعتقاد به رجعت و ظهور مسیح در سال ۲۰۰۰ میلادی در میان برخی از فرق مسیحی، از آن جمله بود. همچنین اعتقادات بحث انگیز مسیحیان انجیلی (مسیحیان صهیونیست و یهودیان درباره آخرالزمان و طرح تفکرات جنجالی همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخریب مسجدالاقصی و... از این دست است. ارائه عجولانه نظریه‌هایی همچون پایان تاریخ، به منظور منحرف نمودن تفکر فطری منجی خواهی نیز دلیل بر رشد همین باور ارزیابی می‌شود. البته هدف این نوشتار پرداختن به این دسته از مطالب نیست و واشکافی آنها نیاز به مباحث مشروح جداگانه ای دارد، اما توجه به موارد یاد شده لازم است، تا بدانیم احساس فرا رسیدن آخرالزمان در تمام ادیان شکل گرفته است. آنچه در اینجا مورد توجه است، باور نزدیک بودن تحقق وعده ظهور مهدی موعود (ع)، در بین اکثریت شیعیان و محبین خاندان عترت (ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر این امر دارند که این مسئله از حد یک آرزو و امید صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدی در حال فرا رسیدن و محقق شدن است. ان شاءاللَّه. به نظر می‌رسد برای اثبات این مدعا ذکر نکاتی که در زیر می‌آید کفایت کند: اول، آیةاللَّه ناصری در سخنرانی ای در مدینةالنبی که در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبی را در زمینه بشارت به نزدیکی ظهور حضرت بقیةاللَّه الاعظم (ع) بیان کرده اند. این مطالب که به نقل از حضرت آیةاللَّه العظمی بهجت می‌باشد به این شرح است: من خراسان بودم، یکی از دوستان ما که تشرف دارد محضر حضرت ]صاحب الزمان (ع) [ به منزل ما آمد، از او پرسیدم: شما تازگی تشرف محضر حضرت داشته اید؟، فرمودند: بله. عرض کردم: راجع به ظهور سؤال نکردید؟ فرمودند: چرا. گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: من از حضرت سؤال کردم: یابن رسول اللَّه ظهور چه وقت خواهد بود؟ فرمودند: نزدیک است. عرض کردم: من هم درک می‌کنم ظهور شما را؟ حضرت فرمودند: پیرمردتر از شما هم درک می‌کنند ظهور مرا (ان شاءاللَّه). آیةاللَّه بهجت فرموده بودند آن پیرمرد که تشرف به محضر حضرت دارد حدود ۶۰ سال سن دارد!. سپس آیةاللَّه ناصری خطاب به مخاطبان می‌گوید: خدا می‌داند زمان ظهور نزدیک است. [۲]. دوم، حضرت آیةاللَّه العظمی مکارم شیرازی فرموده اند: همانطور که برای حضرت مهدی (ع) یک غیبت صغرا و یک غیبت کبرا است؛ یعنی درست مانند آفتاب ]که[ وقتی می‌خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان می‌شود ولی هوا نیمه روشن است و کم کم این روشنایی برچیده و تاریک می‌شود، برای ظهورش هم یک ظهور کبرا و یک ظهور صغرا است؛ مانند موقعی که آفتاب می‌خواهد طلوع کند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه روشن است و بعد خورشید دیده می‌شود. مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان (ع) زیاد می‌شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان (ع) پر شور می‌شود و بحثهای امام زمان (ع) همه جا را می‌گیرد. وضع طوری می‌شود که مردم تشنه و آماده می‌شوند. ما تصور می‌کنیم که در این عصر و زمان؛ ما ان شاءاللَّه در بین الطوعین ظهور حضرت مهدی (ع) قرار داریم. من فراموش نمی کنم پنجاه سال قبل مؤسساتی که به نام حضرت مهدی (ع) بود خیلی کم بود و کتابهایی که درباره حضرت مهدی (ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدی (ع) به این گستردگی نبود، اگر کسی چهل یا پنجاه سال قبل مسجد جمکران می‌رفت در بهترین شبها ده یا بیست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضی از شبهای حساس هستند.ما به سوی طلوع کبرا پیش می‌رویم. [۳]. سخنان فوق از بزرگانی است که ما به راستگویی و تقوای آنها اعتماد کامل داریم و ضمناً این مطالب در لفافه و ابهام بیان نگردیده بلکه صراحتاً نوید نزدیک بودن زمان ظهور را می‌دهد. در خصوص توجه خاص به امام مهدی (ع)، ذکر این نکته مناسب است که در دیداری که حجةالاسلام ری شهری نماینده ولی فقیه در امور حج به همراه دست اندرکاران حج گذشته، با مقام معظم رهبری داشتند، آقای ری شهری یکی از ویژگیهای حج امسال را توجه ویژه حجاج تمام کشورها به امام زمان (ع) برشمرد. [۴]. اکنون سؤال این است که در این شرایط وظیفه ما به عنوان جامعه شیعی که خود را پیرو و سرباز آن حضرت می‌دانیم و نیز براساس وعده‌های داده شده که اصل سپاه حضرت مهدی (ع) متشکل از ما (یاران سید خراسانی که ۲۰۰ هزار تا یک میلیون نفر ذکر گردیده است) چیست؟ وظایفی که شیعیان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است کارشناسان موضوع به تبیین، معرفی و تبلیغ آن بپردازند. در اینجا بخشی از وظایفی مد نظر است که به گسترش فضای منجی خواهی می‌انجامد. آیةاللَّه مکارم در ادامه مطالب فوق، این بخش از وظایف را برشمرده اند. ایشان می‌فرمایند: اگر می‌خواهیم به آن ظهور کمک کنیم، این ظهور صغرا را توسعه دهیم. همین بحثهای مختلف درباره حضرت را میان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غیر مسلمانان توسعه دهیم و به اینترنت بکشانیم. خلاصه با امواج، نام مهدی (ع) را به همه دنیا برسانیم و این ظهور صغرا را پررنگ کنیم تا نام حضرت مهدی (ع) در همه جلسات حضور پیدا کند. من معتقدم اگر این کار را بکنیم این یک مصداق عملی دعای تعجیل فرج می‌شود. [۵]. بیان فوق، کلید اصلی راهکار انجام وظیفه است و مابقی کار، اجرایی کردن آن است. در سالهای اخیر مکرراً مباحثی را راجع به «جنبش نرم افزاری» شنیده ایم، خصوصاً در فرمایشات مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدویت و انتظار ظهور نیز نیاز به چنین جنبشی داریم، البته از چند زاویه، که سعی می‌شود به بخشهایی از آن به تفکیک اشاره شود: ۱. یکی از مشکلات بزرگ جامعه علمی ما، ترجمه ای بودن علوم در حوزه علوم انسانی خصوصاً علوم سیاسی و جامعه شناسی است. ما در این حوزه‌ها مصرف کننده صرف تولیدات غرب هستیم و آنها نیز آنچه را که براساس اهداف شان می‌باشد تحویل ما داده اند. غرب در هجوم فرهنگی خود سعی در سکولاریزه کردن جوامع، خصوصاً جوامع اسلامی داشته و برای موجه جلوه دادن این امر، ضمن موفق قلمداد کردن جامعه غربی، علت آن را پایبندی به اصولی همچون لیبرالیسم و سکولاریسم تبلیغ کرده است. تأمل و دقت در سیاستگذاریها و واشکافی استراتژیهای غربی به خوبی آشکار می‌سازد که آنها از حربه جدایی دین از سیاست فقط برای خلع سلاح جوامع غیر غربی خصوصاً اسلامی بهره برده اند و این در حالی است که خود دقیقاً براساس آموزه‌های دینی و تصورات اعتقادی شان از آینده جهان (همچون اعتقاد آرماگدونی) به برنامه ریزی، سیاستگذاری و تدوین استراتژی اقدام نموده اند. لذا در گام نخست باید ضمن دوری جستن از باورهای غلط و مسمومی که به وسیله شبیخون فرهنگی و استعماری غرب در جوامع اسلامی رسوخ یافته، نسبت به بومی کردن علم بر پایه اعتقادات اسلامی خصوصاً در حوزه علوم انسانی گام برداریم. ۲. در گام بعدی، همین جنبش نرم افزاری می‌بایست در حوزه علوم مهدوی شکل گیرد. در این زمینه باید کاری گسترده و هدفمند بر روی احادیث و روایات برجای مانده پیرامون مسئله آخرالزمان و ظهور منجی و نیز پیشگوییها و اعتقادات ادیان و فرق مختلف در این خصوص، به عمل آید و سپس صحیح و ناصحیح آن از هم جدا شده و براساس مطالب صحیح آن و با توجه به شرایط روز، اقدام به تولید فکر، علم و فرهنگ انتظار شود. باید این باور را تقویت کنیم که اعتقاد به مهدویت می‌تواند به مثابه برترین شاخص و منبع برای تدوین علم و استراتژیهای راهبردی در حکومت اسلامی عمل نماید. با باور فوق به بازنگری، بازخوانی و بازنویسی سیاستهای کلان در عرصه داخلی و خارجی پرداخته و با برداشتی اصولی و ضمناً واقع بینانه، تمامی حرکتها را در راستای زمینه سازی آنچه که به آن وعده داده شده است جهت دهیم. ۳. دنیای امروز سراسر ظلم است و ستم و بی عدالتی. فریاد دادخواهی مردم ستمدیده و زجرکشیده در تمام جهان بلند است. مکاتب جنجالی که با تبلیغات، وعده رفع مشکلات و ایجاد جهانی بهتر را می‌دادند یک به یک به زباله دان تاریخ پیوستند. جهان غرب که لیبرال دموکراسی را برترین نسخه اداره جوامع می‌دانست و نوید پایان سعادتمندانه تاریخ را می‌داد، خود به شکست دموکراسی معترف است. سردرگمی و استیصال ثمره لائیسیته در جهان به اصطلاح متمدن امروز است. فطرت حقیقت جوی انسانها میدان بروز یافته و دین دیگر مخدر به حساب نمی آید بلکه کیمیای عصر حاضر است. آشفتگی و پریشانی بر همه مستولی گشته و تمنای مصلح آخرالزمان می‌رود که به خواسته تمام بشر تبدیل شود. در چنین شرایطی بزرگ ترین وظیفه ما ترویج «منجی طلبی» است. در عصر ارتباطات و با و جود ابزارهایی همچون شبکه جهانی (اینترنت)، دیگر هیچ بهانه ای برای عدم ارتباط با جهان تشنه عدالت وجود ندارد. باید با ملل مختلف ارتباط برقرار کنیم. اشتراکات عقیدتی پیرامون منجی و مصلح آخرین را کشف و تقویت نماییم. با تأکید بر اشتراکات، اصل منجی خواهی را تعمیم داده، عمومی و جهانی سازیم. سپس در شرایطی به دور از تفرقه، امکان معرفی منجی واقعی؛ یعنی حضرت حجة ابن الحسن (ع) را فراهم آوریم. تأسیس پایگاه‌های اینترنتی متعدد و متنوع، تألیف و ترجمه متون و مقالات به زبانهای مهم دنیا، برقراری رابطه با مراکز عقیدتی، اجتماعی و روشنفکران ملل مختلف، ایجاد امکان تبادل افکار و نظرات، درباره موضوع منجی و مصلح جهانی و... اقداماتی است که می‌تواند با بسیج امکانات مالی و فنی و توان علمی و اجرایی به مرحله اجرا درآید.تا کنون دنیای غرب ما را به چالش کشیده و با سوء استفاده از فناوری ارتباطی نوین به نشر افکار، عقاید و توطئه‌های خویش پرداخته است؛ اما از این پس این ماییم که بایستی با استفاده بهینه از همان ابزار تکنولوژیک، به اثبات برتری اعتقادمان راجع به آخرالزمان، ظهور منجی و عدالت و صلح بی پایان بپردازیم. ان شاءاللَّه در آن شرایط، پیروان راستین مذاهب الهی همنوا با شیعیان جهان، ظهور منجی موعود را از خدای یکتا خواستار خواهند شد. ۴. در کنار این اقدامات، تک تک ما باید مطالعاتمان را درباره امام مهدی (ع)، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلی که در آن زمان به وقوع خواهند پیوست بالا ببریم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرایط، هم از افتادن در گرداب فتنه‌ها در امان باشیم و هم هر کداممان وظیفه خویش را بشناسیم. بنا بر بسیاری از اخبار، اتفاقات متصل به ظهور از ماه رجب آغاز می‌شود و تا محرم بعد (بیش از شش ماه) و هنگام قیام قائم (ع) ادامه می‌یابد، ما باید از هم اکنون بر تمام این دوره پر از تلاطم و شور اشراف داشته باشیم تا به هنگام عمل، از میزان خطا کاسته شود. ما باید آسیبهای تفکر مهدوی را نیز خوب بشناسیم، یکی از آفتها و آسیبهای جدی در سالهای اخیر، جریانهای انحرافی است که مروج انتظار واپسگرا و مخرب هستند. واشکافی این جریانها کمک بزرگی به اصالت تفکرات حوزه ظهور خواهد کرد. ما باید از هم اکنون نگاهمان را به دنیای اطراف تغییر دهیم و از پنجره مهدویت به تمام تحولات جهان بنگریم. ما باید مهدی (ع) را باور کنیم.


پاورقی 

[۱] اشاره به فرضیه «پایان تاریخ» نوشته «فرانسیس فوکویاما». 

[۲] برگرفته از فایل تصویری سایت تخصصی موعود (www. mouood. org) تحت عنوان «پیرمردتر از شما هم ظهور را درک می‌کند». 

[۳] فصلنامه علمی - تخصصی انتظار ویژه امام مهدی (ع)، سال دوم، شماره پنجم، پاییز ۱۳۸۱ به نقل از سایت تخصصی موعود. 

[۴] واحد مرکزی خبر، گزارش دیدار دست اندرکاران حج با آیةاللَّه خامنه ای. 

[۵] به مأخذ سوم رجوع شود. 
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰